مشخصات شهید

شهید عبدالكریم حیدری

107
نام عبدالكريم
نام خانوادگی حيدري
نام پدر محمد
تاربخ تولد 1343/01/12
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1362/05/10
محل شهادت حاج عمران
مسئولیت آرپي جي زن
نوع عضویت پاسداروظيفه
شغل -
تحصیلات پنجم ابتدايي
مدفن خورموج
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندگينامه شهيد عبدالكريم حيدري
    خوشا آنان كه جانان مي شناسند طريق عشق و ايمان مي‌شناسند
    همه گفتيم و گفتند از شهيدان شهيدان را شهيدان مي‌شناسند
    شهيد عبدالكريم حيدري فرزند محمد در يكم مردادماه يكهزار و سيصد و چهل و سه شمسي (1/5/1343) در روستاي آبگرم مير احمد از توابع شهرستان تنگستان در يك خانواده مذهبي ديده به جهان گشود.
    ايشان در . سن 6 سالگي در نزد پدر مشغول فراگيري قرآن گرديد و پس از ختم قرآن مجيد ، به علت فقدان مدرسه در روستا و نيز فقر خانوادگي ،مجبور گرديد براي امرار معاش خود و ديگر اعضاء خانواده همدوش پدر به كار كشاورزي و دامپروري بپردازد . در آغاز حركت شكوهمند انقلاب اسلامي به رهبري امام راحلمان با وجود سن و سال كم ، ولي با رشادت تمام در كليه تظاهرات و حركت هاي دسته جمعي بر عليه رژيم منحوس پهلوي شركت نمود و دين خود را نسبت به امام و كشور ادا نمود و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي همدوش ديگر برادران در روستا به تشكيل بسيج اقدام نمود ، شهيد بزرگوار در سال 1359 ازدواج نمودند و همدوش برادران جهادگر جهاد سازندگي مشغول به خدمت گرديد و با شروع جنگ تحميلي و توطئه استكبار جهاني بر عليه انقلاب نوپايمان نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان را لبيك گفته و در مورخه 25/1/1361 داوطلبانه عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل گرديد و با شركت در عمليات رمضان در منطقه كوشك پس از رشادتهاي فراوان در مورخه 6/4/1361 به آرزوي ديرينه‌اش كه همانا شهادت در راه خدا بود ، رسيد و پيكر مطهرش مظلومانه پس از 15 سال غريبي در مورخه 10/4/1376 به آغوش خانواده منتظرش باز آمد و پيكر پاكش با تشريفات خاص و اداي احترام به وسيله امت حزب الله در زادگاهش و در كنار هم رزمانش به خاك سپرده شد .
    نامش جاويد و راهش همواره شمع فروزان پاكان و صالحان باد .
    ادامه مطلب
    وصيت نامه شهيد عبدالكريم حيدري
    وصيت نامه اينجانب عبدالكريم حيدري كه روانه جبهه هاي نبرد هستم .
    پدر و مادر عزيزم فكر نكنيد كه شايد كسي من را به زور برده ، من با عشقي كه به شهادت دارم مي روم .بلكه اگر شهيد شدم ، پدر و مادرم هيچ ناراحتي نكنيد كه فرزند خودت شهيد شده است . پدر و مادرم ، من با شما خداحافظي مي كنم و من را حلال كنيد . من از پدر و مادر خود مي خواهم كه من را در گورستان اهرم پهلوي سيد اكبر امير زاده دفن كنند . از خانواده خداحافظي مي كنم . پدر و مادرم ، برادرانم را به همين راه تربيت كنيد . رفيقان ،دوستان ، من را حلال كنيد . من رفتم تا نيروهاي عراقي از خاك ميهن اسلامي خودمان بيرون كنم.
    والسلام عليكم

    تنم آماج تير ظلم گرديد به روي سرخ رفتم سوي رضوان
    بود سرلوحه تاريخ نامم به خط سرخ بنوشته بر آن
    ادامه مطلب
    مصاحبه با پدر شهيد

    خودتان را معرفي كنيد و نسبت شما با شهيد بزرگوار چيست ؟
    ج- اينجانب محمد حيدري پدر شهيد عبدالكريم حيدري مي باشم .
    از دوران كودكي ايشان چه مي دانيد ؟
    ج- بچه با استعدادي بود و در كودكي علاقه زيادي به فراگيري قرآن داشت و در كودكي پيش خودم قرآن را فرا گرفت و در محل ما مدرسه اي نبود كه به مدرسه برود .
    در مورد اخلاق و رفتار شهيد بگوئيد .
    ج- اخلاق و رفتارش با اعضاي خانواده بسيار خوب بود و رفتارش براي ما الگو و نمونه بود .
    در مورد فعاليت هاي مذهبي و نماز ايشان توضيح دهيد .
    ج- شهيد در تمام مناسبت ها و مراسم مذهبي حضوري فعال داشتند و در مراسم ماه محرم و رمضان شركت و تلاش وافر داشت، و نماز هاي خود را به وقت به جا مي‌آورد .


    نحوه شهادت و تاريخ و محل شهادت ايشان چگونه بوده است ؟

    ج- وقتي كه به جبهه اعزام گرديد يكي از بچه ها گفت : عبدالكريم اين بار كه رفتي جبهه شهيد مي‌شوي؟.
    جواب داد : من مي روم براي شهادت و من عاشق شهادت هستم .
    شهيد به مدت 14 سال مفقودالاثر بود و در سال 76 جسد ش به آغوش وطن بازگشت و تشييع و در آبگرم ميراحمد دفن گرديد و محل شهادتش هم در كوشك بود .
    هنگامي كه خبر شهادت شهيد رسيد چه احساسي داشتيد ؟
    ج- خدا را سپاس گفتم و شكر الهي به جاي آوردم و سجده شكر نمودم و دعا كردم كه اين شهادت مورد قبول حق قرار بگيرد .
    مراسم تشيع شهيد چگونه بود ؟
    ج – در مراسم تشييع، امت حزب الله شهرستان تنگستان و روستاهاي همجوار و نهادها و ارگانهاي دولتي شركت داشتند و باشكوه بود .
    خاطره اي از شهيد هر چند مختصر بگوئيد .
    بنده با شهيد در جهاد سازندگي اهرم مشغول كارگري بوديم و همينطور كه باهم صحبت مي كرديم و از جبهه بحث نموديم گفتم : من كه پير هستم ولي تو جوان هستي و اگر تو رفتي جبهه من ماهي 2000 تومان به خانواده پرداخت مي‌كنم و حقوق ما هم ماهي 2000 تومان بيشتر نبود . بلافاصله جهت گذراندن دوره آموزشي به كازرون اعزام گرديد و پس از اتمام دوره آموزشي به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل اعزام گرديد و به آرزوي ديرينه اش كه شهادت در راه خدا بود نائل آمد .



    مصاحبه با مادر شهيد
    خودتان را معرفي كنيد .
    ج- من مادر شهيد عبدالكريم حيدري هستم .
    2-از دوران كودكي ايشان چه مي دانيد ؟
    ج- بچه بسيار خوبي بود و به حرفهاي ما گوش مي داد و بسيار با هوش و با استعداد بود و به ما احترام مي گذاشت .
    3-در مورد اخلاق و رفتار شهيد بگوئيد .
    ج- اخلاق و رفتاري خوب و شايسته داشت و به همه اعضاي خانواده احترام مي گذاشت .
    4-در مورد فعاليت هاي مذهبي و نماز ايشان توضيح دهيد .
    ج-در تمام فعاليت هاي مذهبي و ديني شركتي فعال داشت و بسيار با نماز و با خدا بود .
    5- هنگامي كه خبر شهادت شهيد رسيد چه احساسي داشتيد ؟
    ج- هر مادري بچه خود را بسيار دوست دارد ولي چون بچه ام در راه خدا به شهادت رسيده خذا را سپاسگذارم كه فرزندم راه بسيار خوبي را انتخاب كرده است و براي ما باعث افتخار و سر بلندي مي باشد .


    مصاحبه با همسر شهيد
    1-خودتان را معرفي كنيد .
    ج- من همسر شهيد عبدالكريم حيدري هستم .
    2-در مورد فعاليت هاي مذهبي و نماز او توضيح دهيد.
    ج- شهيد عبدالكريم در همه مراسم ديني و مذهبي شركتي فعال داشت و نماز هاي خود را به موقع به جا مي آورد .
    3-اخلاق و رفتار او چگونه بود ؟
    ج- اخلاق ورفتار شهيد بسيار خوب و الگو بود و به قوم و خويشان علاقه زيادي داشت و به همه سر مي زد و فردي مهمان نواز بود و با همه مردم و دوستان و اقوام رفتاري به جا و شايسته داشت .
    4-خاطره‌اي از شهيد هر چند مختصر بگوئيد.
    ج-موقعي كه به جبهه رفت گفت: من مي‌روم جبهه كه شهيد شوم و هر وقت شهيد شدم من را در كنار شهيد اكبر اميرزاده در اهرم دفن كنيد .
    ادامه مطلب

    متن نامه شهيد عبدالكريم حيدري به همسرش

    به نام الله يگانه پاسدار حرمت خون شهداء
    خدمت همسر عزيزم ، سلام عرض مي كنم .
    پس از تقديم سلام ، سلامتي شما را از درگاه خداوند بزرگ خواهان و خواستارم و اميدوارم سلامت باشيد . در فكر من نباشيد و نامه شما در ساعت 7 صبح بود كه رسيد و خيلي خوشحال شدم و فوري به زير درخت توت رفتم . با خوشحالي نامه را باز كردم و شروع به خواندن نامه كردم وقتي رسيدم به چند كلمه كه در مورد بچه نوشته بودي ، نامه را بستم و شروع به گريه كردن كردم . وقتي به رفيق‌هايم نگاهي كردم با خوشحالي نامه هاي خودشان را مي خواندند و بعد از اين نامه اگر ديگر اينطور نوشتي ، ديگر انتظار نامه از من نداشته باشيد . من آرزو دارم يك نامه بيايد وقتي نامه مي آيد خيلي از موقعي كه نامه نمي آيد ،بيشتر ناراحت مي شوم .بعد از اين نامه ، در نامه ديگر حرف اين زدي ، ديگر انتظار نامه نداشته باشيد. تمام قوم و خويشم را سلام مي رسانم .
    والسلام خدا حافظ اگر خبر در باره اقوام هست . برايم بنويس . چهار عدد فتوكپي شناسنامه برايم بفرست .

















    به نام خداي شهيدان
    عشق بازي كار هر شياد نيست اين شكار دام كار هرصياد نيست عشق از معشوق اول سر زند پس به عاشق جلوه ديگر زند
    تا به جايي كه برد هستي ز او سر زند صد شورش و مستي زاو
    شاهد اين مدعي خواهي اگر بر حسين حالت او را نگر
    روز عاشورا چه شد سلطان عشق كه او را جانب ميدان عشق
    گفت يارب اين تنم اين پيكرم اين علمدار رشيد اين اكبرم
    اين من و اين ذكر يارب ياربم اين من و اين ناله هاي زينبم
    اين سكينه اين رقيه اين رباب عروس دست و پا در خون خضاب
    پس ندا آمد زحق اي شاه عشق اي حسين اي يكه تاز عشق
    گر تو بر من عاشقي اي مهترم پس بيا كه بر تو من عاشق ترم

    (مآخذ: از جزوه اي به نام چاوشنامه)
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار خورموج
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید