مشخصات شهید

شهید یوسف نظری

291
نام يوسف
نام خانوادگی نظري
نام پدر غلامحسين
تاربخ تولد 1343/01/01
محل تولد بوشهر - بوشهر
تاریخ شهادت 1361/01/01
محل شهادت شمال فكه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن بوشهر
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • زندیگنامه شهید

     زنده شد با نامتان ايران زمين

    شهيدان با تؤسي از مكتب مقتد و مولايشان حضرت امام حسين بن علي (ع) و براي دفاع از اسلام و كيان جمهوري اسلامي از همه چيز خود گذشتند و به ديار باقي شتافتند . شهيدان در س آزادگي , استقامت و گذشت و ايثار و فداكاري را به ما آموختند ,شهيدان در قهقه مستانه شان عند ربهم يرزقونند.شهيد يوسف نظري در سال 1343 در شهرستان گرم و تفتيده آبادان در خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشود . در سن 6 سالگي پا به محيط مدرسه گذاشت و پس از پايان دوره دبستان در مدرسه راهنمايي آبادان مشغول به تحصيل شد . در سال 57 هنگامي كه سال سوم راهنمايي بود ، با شروع انقلاب اسلامي ، همگام با ديگر دوستانش در تظاهرات ضد شاهنشاهي شركت فعال داشت و با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران همراه پدر و مادر خود از آبادان به روستاي دهداران عزيمت نمود . وي براي ادامه تحصيل به شيراز رفت و در آنجا به طور داوطلبانه به عضويت بسيج درآمد و درپايگاه مقاومت محل سكونت خود ,فعاليت چشم گيري داشت و همواره ياور و همراه رزمندگان بود به طوري كه در شهريور سال 1361 پس از آموزش در پادگان اكبر آباد شيراز از طريق بسيج به جبهه نبرد حق عليه باطل اعزام گرديد و پس از رويارويي با دشمن بعثي در شب 15 عاشورا در عمليات محرم جاويدالاثر گرديد . پس از يازده سال پيكر مطهرش به آغوش خانواده باز گشت و در كنار ديگر شهيدان در روستاي دهداران به خاك سپرده شد . ادامه مطلب
    با غلبه كامل به نفس خود و بخشيدن چيزي اندك مثل جانم به در گاه خدا و به دست آوردن نعمت بسيار زياد خداوند كه شهادت نام او است و آغاز زندگي جاويد , شروع به وصيت نامه نوشتن مي كنم . اين جانب يوسف نظري در آخرين روزهاي آموزشي به سر برده و وصيت نامه ام را از اين قرار مي نويسم . شما بدانيد زندگي با آنان كه ديگران را از جنگ بر عليه كفر منع مي كنند ذلت و مرگ در راه خدا را آغاز سعادت و زندگي جاويد مي بينم .

    وصيت نامه براي پدرم:پدرم از كوه استوارتر است اين را حكم دارم كه مي دانم . مادرم قلبت از آيينه روشن تر است . امام را دعا كن . تو ديگر پيش خدا آبرو داري , چون مادر م مي دانم گريه مي كني . وصيت مي كنم اول گريه نكني و دوم اينكه گريه ات را نگه دار براي روزي كه رهبرم , قوت هر لحظه قلبم _ خميني عزيزم كوچكترين ناراحتي پيدا كند . آن روز گريه كن از ترس آنكه بي سر پرست نشوي . دعا كن تا انقلاب مهدي رهبري ايشان پايدار بماند مي دانم دعايت مستجاب مي شود . برادرم بودن تو براي من افتخار و براي عزيزان من نعمت است چون ادامه دهنده راه من هستي . خواهرم حجاب تو پيام من و قطره قطره هاي خون شهيدان است . هر لحظه با تمام وجود دعاي فرج بخوان  , مهدي را بخوان و از خدا بخواه خميني را تا انقلاب مهدي نگه دارد چون وجود امام هستي ماست

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    **********

    دل ندارد طاقت هجرانتان

    بي وفايان ! جان من قربانتان! 

     

     اي شقايق هاي مظلوم جنوب

    اي طلوع بغض , درناي غروب

     

    ديشب از ابر دلم خون مي چكيد

    قطره قطره بوي (( كارون )) مي چكيد

     

    خواب ديدم ياسمن را مي برند

    روي دوش شهر , من را مي برند ؟

     

    وعده هايي از خدا مي ريخت باز

    برسجودم , كربلا مي ريخت باز

     

    از كرامات خدا , پر بود شهر

    پاك و عاري از تظاهر بود شهر

     

    اي بسيجي ها ! دلم را پس دهيد

    غرق گشتم , ساحلم را پس دهيد

    اي بسيجي ها ! صداي من كجاست ؟

    كربلاي يا كربلاي من كجاست ؟

     

    اي بسيجي ها ! امام من كجاست ؟

    روشناي پاك شام من كجاست ؟

     

    اي بسيجي ها ! نميرم بي شما

    تا ابد آتش بگيرم بي شما

     

    نك مرا از خويشتن بيرون كنيد

    روزهايم را شب مجنون كنيد

     

    سهم من يك تركش نا قابل است

    سينه ام , قناسه ها را سايل است

     

    تركش خمپاره آزارم نداد

    جوششي در قلب اشعارم نداد

     

    ناله ها دارد دل ديوانه ام

    شمع ها , آخر منم پروانه ام

    خصم آمد اي خدا شمشير كو ؟ !

    عشقبازي با تفنگ و تير كو !

     

    باز دل , ياد محرم مي كند

    سير در خط مقدم مي كند

     

    مي رود تا ظهر عاشوراي خون

    مي رود بالاتر از مرز جنون

     

    دل به سوي سوگواران رفته است

    در زمستان با بهاران رفته است

     

    با شقايقهاي زخمي رفته است

    تا بيايد ذره اي از آنچه هست !

     

    اين دل سرگشته ام حيران شده است

    در فراق لاله سرگردان شده است

     

    مي رسد بر گوش لبيك همه

    ذكرهاي فاطمه (س) يا فاطمه(س)

    داغ صدها لاله در اين سينه هاست

    عشق مفقودالاثرها، بغض ماست

     

    عشق مفقودالاثرها را ببين

    خاندان منتظرها را ببين

     

    عشق مفقودالاثرها ماندني است

    سوره (( والفجر )) آخر خواندني است

     

    باز در اين سينه غوغائي بپاست

    اين صداي ((كل ارض كربلا)) ست!

     

    نور حق مي بارد از صحراي دل

    بنگر اينك ،اي تمامت آب و گل

     

    باز دل دارد هواي كربلا

    شط و هور و خاك پاك نينوا

     

    باز مي ريزد از اين دل ، خون پاك

    مي نويسد:عشق! با خون روي خاك

    باز پرپر مي شود يك ياسمن

    روح ميكوچد دوباره از بدن

     

    باز دل تا نينوا پر مي زند

    بال را بر حوض كوثر مي زند

     

    باز سرشار از خدا شد سينه ها

    پاك شد زنگار ، از آيينه ها

     

    باز دل سرگرم سنگر ها شده

    در پي سرو و صنوبرها شده

     

    ياوران رفته ، در ياد من اند

    در غرور سبز فرياد من اند

     

    باز دل سجاده باران مي شود

    سر خوش از صهياي ياران مي شود

     

    باز دل شمع شبستان مي شود

    تا سحر، پروانه باران مي  شود

    جبهه مي داند چه بر سرها گذشت

    ز آب دريا ، اشك مادر ها گذشت

     

    جبهه مردان خدا را مي شناخت

    معني عشق و ولا را مي شناخت

     

    جبهه روي بغض ها افتاده بود

    جبهه هر رزمنده را سجاده بود

     

    واي ! اين دل عاشقان را مي شناخت

    آن شهادت لايقان را مي شناخت

     

    در ميان عاشقان پاكباز

    لشكر پيروزمند و سرفراز

     

    باز دل ، محراب خونين ميشود

    هر غروب از هجر ، غمگين ميشود

     

    لاله زاري بود، دشت نينوا

    عقده داري بود ، دشت نينوا

    باز دل گنجينه اسرار شد

    زخم ديرين دلم را يار شد

     

    ((چنگ بر دل مي زني ؟ آهسته تر ))

    ((حرف گل را اندكي سر بسته تر ))

     

    حرف گل را خارها نامحرم اند

    چون كه فارغ از غريبي و غم اند

     

    اي رفيقان! بي شما حرفي نماند

    شوكران هم در دل ظرفي نماند

     

    شوكراني مانده ام، باور كنيد

    در گلويم جرعه اي كوثر كنيد !

     

    تا بگويم از دل تنگم سخن

    تا بماند كنج دل ها حرف من

     

     

    سراينده : فريدون حداد ساماني

     

     

     

     

     

     

    ***********

     

    نامه شهيد به بستگان

    پدر عزيزم , مادر گرامي ، برادر و خواهر مهربانم , سلام عرض مي كنم . پس از عرض سلام سلامتي شما را آرزومندم و اميدوارم كه سلام  و خوش كام باشيد . باري اگر از حال اين حقير جويا شويد حالم خوب است تنها !  منتظريم كي شب حمله فرا مي رسد ، امر ز فرماندهي كل قوا مي رسد .

    خلاصه اول اسم تمام شما ها را نوشتم تا بعد از پايان با همه شما خداحافظي كنم . امروز يكشنبه 9/8/61 است و از طريق تبليغات و راديو و تلويزيون سپاه آبادان آمده اند و صدايم را ضبط كردند كه بعد از حمله صدايم پخش كنند . خلاصه يك يادگاري خوبي از من باقي مي ماند و آنهم صدايم است و اما شما در غياب من وظيفه تان چيست ؟ وظيفه تان دعاي امام    است  . سلامتي او را خواستار شويد و شاد باشيد . از اينكه دين خود را به اسلام ابا عبدالله و طريق في سبيل الله ادا كرده ايد . پيش خانواده شهدا رو سفيد و پيش خدا ارزش بسياري داريد . چون من با دادن اندكي از خونم بزرگترين عنايت الهي را جويا مي شوم و آنهم شهادت است . اينجا محيط بسيار آموزنده اي است . از قول من كساني را كه مي شناسيد به جبهه راهنمائي كنيد چون واقعاً آموزشگاه حقيقي اسلام همين جا است و چهره همه بوسيله دعاهايشان نوراني مي شود و قلبشان روشن تر از روز و شبهاي آنها هم چون آتشي كم سوز ليكن حرارتي ، زياد مي شود . من تا شبهاي بعد از حمله كه به مقر اصلي برگرديم شايد نتوانم براي شما نامه بنويسم وگرنه خودم زودتر از نامه شايد آمدم و حتماً منظورم را فهميديد . از اينكه كجا هستيم ، جبهه عين خوش ، كه از دست عراقي ها آزاد شده و تقريباً مي شود گفت اتصالي به غرب كشور دارد و خيلي جاي خوب و با صفايي است چون بوي مهدي مي آيد.

    پدر شهيد : غلامحسين نظري پدر شهيد مي باشد وي انساني مومن ومهربان است . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بوشهر
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید