مشخصات شهید

شهید یوسف ابراهیمی

116
نام یوسف
نام خانوادگی ابراهیمی
نام پدر احمد
تاربخ تولد 1338
محل تولد بوشهر - عسلو
تاریخ شهادت
محل شهادت آبادان
مسئولیت
نوع عضویت
شغل
تحصیلات
مدفن سهمو جنوبی
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • خاطرات
  • زندگي نامه شهيد يوسف ابراهيمي

    شهيد يوسف ابراهيمي فرزند احمد در سال 1338 در روستاي سهمو جنوبي ديده به جهان گشود. در دوران نوجواني ابتدا به فراگيري قرآن كريم در مكتب خانه و سپس به تحصيل در مدرسه پرداخت. به درس و مدرسه علاقه فراواني داشت از اينرو براي آن كه از تحصيل باز نماند هر روزه فاصله ده كيلومتري روستاي خود را تا محل تحصيلش روستاي چاه مبارك مي پيمود و تحصيلاتش را تا كلاس سوم راهنمايي ادامه داد.

    انس و علاقه او به قرآن باعث شد كه كتاب خدا را در مكتب خانه ختم كند و سپس خود به عنوان مربي قرآن ، پنج سال كودكان روستا را با كلام خدا آشنا سازد. براي نماز اهميت فراواني قائل بود و همه را به موقع مي خواند. رفتار و اخلاق شايسته و ايمان و تقوايش او را در دل همه مردم روستا جا داده بود ، لذا مردم او را به عنوان امام جماعت مسجد روستاي خود انتخاب كردند.

    در سال1356 به خدمت سربازي عازم گرديد و در سال 1359 ازدواج نمود كه حاصل آن فرزندي به نام « وحيده » است.

    روحيه خدمت كاري و شور انقلابي باعث شد كه پس از پيروزي انقلاب و تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ، به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي چاه مبارك درآيد. دوره آموزش نظامي خود را تهران گذراند.

    وي سعي مي كرد همه توان خود را براي خدمت به انقلاب به كارگيرد. از اينرو براي اعزام به جبهه چندين بار داوطلبانه نام نويسي كرد اما در دفعات اوليه پذيرفته نشد. هيچ چيز نمي توانست در برابر شور و شوق او به خدمت در جبهه و شهادت در راه خدا ايستادگي كند و در پاسخ عده اي از اطرافيان و نزديكان خود كه او را از رفتن به جبهه باز داشته بودند گفت: « من براي دفاع از دين و ميهن خود بايد به جبهه بروم ».

    سرانجام درخواست اعزام پذيرفته شد. خوشحال و بي قرار بود. در تاريخ 24/2/1360 به همراه يكي از دوستان و همرزمانش عازم ميدان نبرد حق عليه باطل شد و به عنوان فرمانده دسته انتخاب گرديد و پس از قريب دو ماه جهاد در راه خدا ، سرانجام در تاريخ 8/4/1360 در خط پدافندي آبادان در اثر اصابت تير به ناحيه سر به خيل عظيم شهيدان پيوست. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ويژگي هاي شخصيتي و اخلاقي شهيد

    شهيد يوسف ابراهيمي شخصي مجاهد و معتقد و مسئول در قبال جامعه بود. وي از نيازها و دردها و فقر فرهنگي منطقه خود آگاه بود و به همين جهت تا آنجا كه در توان داشت در راه پيش برد اهداف عاليه اسلامي مي كوشيد و براي آشنايي و يادگيري اهالي كلاس تدريس قرآن داير نمود و چون شخصي مؤمن و متقي بود به امامت جماعت مسجد محل انتخاب شد.

    وي شب ها به راز و نياز با خداي خويش مي پرداخت و چه عاشقانه در خلوت با محبوب خويش راز و نياز مي كرد و براي رفتن به سوي او بي تابي مي كرد.

     

     

     

     

     

    خاطره اي از شهيد يوسف ابراهيمي

    روزي در باغ مشغول آبياري بودم ، شهيد ابراهيمي با چهره اي شاد و لبي خندان به نزد من آمد. گفتم: خير باشد. گفت : وقت جهاد و جبهه فرا رسيده است ، بايد اعزام شويد. گفتم: من به تنهايي؟ گفت : خير ، من هم همراه تو مي آيم. گفتم : دست بده ، دست درازكرد. بيل را در زمين فرو كردم و دست همديگر را به گرمي فشرديم. سوار بر موتور به خانه برگشتيم. ساعت دو بعد از ظهر به بوشهر رفتيم. در آن جا با او درباره انگيزه اش از رفتن به مصاحبه كردند ، او در جواب گفت : « وظيفه هر مسلمان است كه در برابر دشمن غاصب بجنگد، من هم براي دفاع از دين و انفلاب و ميهن به جبهه مي روم ».  روز بعد به ذوالفقاري ، در جنوب آبادان اعزام شديم. جنگ سختي با دشمن درگرفت و با رشادت نيروهاي خودي ، عراقي ها مجبور به عقب نشيني به پشت جاده آبادان - خرمشهر شدند. پس از پايان عمليات و در وقت استراحت به او گفتم : الآن پدر و برادرت از مسافرت به خارج از كشور برگشته اند ، بايد به مرخصي و ديدار آن ها بروي تا از تو راضي باشند.گفت :« جهاد في سبيل الله، چندان هم بستگي به رضايت پدر و مادر ندارد ».

    شهيد ابراهيمي هميشه دعا مي كرد كه شهادت نصيبش شود. روزي گفت : » برادر ، تو شهيد خواهي شد ولي من زنده مي مانم. من جنازه ات را براي مادرت خواهم برد و عكس هايت را چاپ و بر در و ديوار روستاي سهمو و چاه مبارك خواهم چسباند ». همان روز با چند تن ديگر از برادران به آبادان رفتيم. شهيد ابراهيمي غسل شهادت كرد و سپس به طرف خط مقدم حركت كرديم. پس از چندين ساعت نبرد ، تير خورد. او را به بيمارستان شركت نفت آبادان برديم و ساعتي در همان جا بعد فيض شهادت نائل آمد.

    راوي: راشد حسيني ، همرزم شهيد

     

     

      وسعت آيينه

    خوشـا كه خـط عبـور تو را ادامه دهيم

    شعـاع چشـم تو را تا خـدا ادامـه دهيم

    دوبـاره خواب شـب شـوم را بياشوبيم

    به رغم خوف وخطر،جاده را ادامه دهيم

    بـيا بـه سنـت پيـشـينـيان كـمـر بنـديم

    كـه يا ز پـاي در آيـيم ، يا ادامـه دهيـم

    شكست كشتي دريـا دلان اگـر در موج

    از آن كرانه كه مـاندند ، مـا ادامـه دهيم

    اگرچه عكس تودر قاب تنگ ديده شكست

    تو را بـه وسـعـت آييـنـه ها ادامه دهيم

     

    ( قيصر امين پور) ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار سهمو جنوبی
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید