مشخصات شهید

شهید یدالله حاجب

294
نام يدالله
نام خانوادگی حاجب
نام پدر حسن
تاربخ تولد 1349/01/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1365/11/03
محل شهادت شلمچه
مسئولیت -
نوع عضویت پاسدار
شغل پاسدار
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن برازجان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید:

    شهيد يدالله حاجب فرزند حسن در مورخه 1/1/1349 در روستاي چم تنگ يكي از روستاهاي شهرستان دشتستان ديده به جهان گشود.وي دوران كودكي خويش را در خانواده خويش و تحت تربيت پدر و مادر مهربان خويش سپري نمود.وي دوران دبستان خويش را در روستاي خويش سپري نمود.وي دوران انقلاب در سنين كودكي به سر مي برد ولي بعد از پيروزي انقلاب با توجه به سن كمش در بسيج محله فعاليت مي كرد،و در كارهاي فرهنگي به ديگران كمك مي نمود.شهيد يدالله حاجب فردي مؤمن و با تقوا بود او با سن كمش از هوش سرشار برخوردار بود وي همواره نمازش را اول وقت مي خواند وبه نماز جمعه و جماعات اهميت مي داد.يدالله حاجب دوران ابتدايي از تحصيل خود را با موفقيت سپري نمود و وارد دوره راهنمايي از تحصيل خود گرديد.او هميشه در عشق به جبهه مي سوخت و آرزو داشت كه يك روز او هم با اين كه سني كمي دارد به ميدان نبرد برود و در ميدان جنگ براي دفاع از دين و ميهن اسلامي نبرد نمايد. وي بارها مي خواست كه به جبهه برود ولي به خاطر سن كمش مانع از رفتن او مي شدند.شهيد حاجب در عين حال عشقش براي رفتن به جبهه كم نمي شد و اميدوار بود كه بتواند روزي به جبهه برود و در راه خدا جهاد نمايد تا شهيد شود. او در سال اول راهنمايي خويش هر طوري بود به جبهه جنگ  رفت و به آرزوي ديرينه خود كه رفتن به جبهه بود رسيد. وي در تاريخ 9/9/1365 از طرف بسيج به جبهه رفت و به محل آموزش رفت و بعد از ديدن آموزش به منطقه عملياتي اعزام گرديد ايشان در عين كمي سن و سال به عنوان آرپي جي زن مشغول به خدمت گرديد.و در عمليات كربلاي 5 در تاريخ 3/11/65 در منطقه عملياتي شلمچه به فيض عظيم شهادت نائل آمد. ادامه مطلب
    بسم رب الشهدا ء

    ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم برزقون . هرگز گمان مبريد كسانيكه كه در راه خدا كشته مي شوند مرده اند ونزد خدا ي خود روزي مي گيرند .من يدالله حاجب فرزند حسن حاجب متولد سال 1347 بنا به عشق و علاقه اي كه به انقلاب واسلام و امام خميني داشتم وبنا به مسئوليت شرعي كه برگردن من بود عازم جبهه هاي حق شدم تا بتوانم نسبت كوچكي از مسئوليتي كه برگردن من است برطرف كنم تنها وصيتم به ملت ايران اين است كه جبهه ها را گرم نگه دارند ونگذارند كه دشمن كار خود را بنحو احسن انجام دهد وپشت دشمن خارجي را به خاك بمالند  ودشمنان داخلي را هم در هم بكوبند وبا پشتيباني به امام خميني وديگر روحانيون محترم پشت جبهه را گرم نگه دارند نگذارند كه دشمنان داخلي بتوانند ايجاد مزاحمت در كشور اسلامي ما بكنند  وخطابم به خواهران وبرادران اين است كه شما پهلوي حضرت مهدي مسئول هستيد بي تفاوت نباشيد كه بي تفاوتي خود نوعي گناه است ووصيتم به خواهران اين است كه حجاب كامل اسلامي را در سراسر ايران اسلامي را رعايت كنند وبا حجاب خود مشت محكمي بر دهان ابر قدرتها و ايادي آنها وگروهكهاي داخلي بزنند وتا آنها حساب كار خود بكنند وبه پدر ومادر وبرادرانم در همين جا مي گويم كه اگر سعادت شهيد شدن راداشتم وشهيد شدم در شهادت من گريه وزاري نكنند وپيراهن سياه نپوشيد واستقامكت كنيد وسرافراز باشيد كه خانواده هاي شهدا سرافرازند وسرافزان تاريخند ودر اينجا از تمام آشنايان واقوامان مي خواهم كه مرا حلال كند ومرا ببخشند كه من پهلوي تمام آنها شرمنده وروسياه هستم واي پدر ومادرمن مي خواهم كه مرا حلال كنند ومرا ببخشند وهميشه ياروياور امام پيرجماران باشند وپشت آن را خالي نكنند ودر اين جا از برادربزرگم مي خواهم كه مرا ببخشد و وحلال كند آخرين در طول عمرم خيلي بي حرمتي وسركجي به آن كردم واميدوارم كه همه ما از حركت و قيام امام حسين (ع) درس بگيريم وادامه دهنده راه او باشيم ودر آخر از همه ملت شهيد پرور ايران مي خواهم كه مرا ببخشند وحلال كنند كه من نتوانسته ام كاري براي آنها انجام بدهم .

    والسلام عليكم والرحمه الله البركاته

    يدالله حاجب 29/9/65 ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    بسم رب الشهداء

    خاطره اي از خواهر شهيد يدالله حاجب:

    شهيد يدالله حاجب در سال 1349 در روستاي چم تنگ ديده به جهان گشود و تا سال 1362 در اين روستا زندگي مي كرد. در سال 1362 به دليل شغل پدرشان به نيروگاه اتمي بوشهر نقل مكان كردند كه وي در آن زمان 14 سال داشتند و در بدو ورود به نيروگاه در بسيج محله نام نويسي كرد و از آن زمان تا شهادت حضوري فعالانه در بسيج شهر داشت. اخلاق ومتانت ورفتار اين شهيد گرانقدر با وجود سن كمي كه داشتند باعث ايجاد محبوبيت خاصي در بين اعضاي بسيج و مردم شده بود و بارها به عنوان بسيجي نمونه از ايشان تقدير به عمل آمد. از  جمله خصوصيات برجسته شهيد اداي به وقت نماز وروزه بود.

    از جمله خاطرات به ياد ماندني از اين شهيد مربوط به سال 1364 مي باشد. در آن چون اوسط سالهاي جنگ بود و نيروگاه تامي بوشهر يكي از جاهاي بسيار حساس و ويژه به شمار مي آمد كه مرتبا مورد حمله دشمنان قرار مي گرفت. در يكي از شبهاي زمستان حدود ساعت 11 الي 12 شب آژير قرمز به صدا درآمد و برق كل شهر قطع گرديد و تمامي افراد وساكنين شهر به خارج از منازل هجوم آوردند. چون شايعه بود كه حمله شيميايي شده. افراد با تجربه تر اعلام كردند كه حوله ها رطوبت را روي دهان بگذاريد تا مواد سمي وشيميايي وارد ريه نشوند. آن شب شهر دچار هلهله و وحشت عجيبي شده بود. هر چند ابن چندمين باري بود كه اتفاق مي افتاد و موجب مي شد كه مردم به طرف پناگاهاي دسته جمعي بروندو شهيد يدالله كه ياد ونامش گرامي باد در آن زمان حدودا 16 سال سن داشت و داراي اندامي قوي وبلند (كه همين دليل باعث ميشد كه ظاهرش بيشتر از سنش به نظر برسد) داوطلب كمك به افراد سالمند وكودكان شد و افراد مسن را بر دوش مي گذاشت وتا پناگاه مي برد و وسايل مورد نياز را براي گرم نگه داشتن افراد محيا مي كرد و گرم كن و روانداز مورد نياز مردم در پناگاه را به مردم مي رساند وآن شب تا صبح بيدار بود. آن شب وحشتي كه بر مردم حاكم شده بود گذشت.

    آري آن شب گذشت و بعد از سالها ياد وخاطرش در ذهن ها زنده وپايدار است. شهيد در سال 1365 در شلمچه ودر عمليات كربلاي5 به درجه رفيع شهادت نائل شد و بعد از 45 روز جسد مبارك ايشان در عمليات كشف شد و هنوز نام نيكوي ايشان و خاطرات سبزشان را در خاطرمان زنده ميكند. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید