مشخصات شهید

شهید مصطفی جمالی

245
نام مصطفي
نام خانوادگی جمالي
نام پدر محمدعلي
تاربخ تولد 1332/04/09
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1365/10/04
محل شهادت ام الرصاص
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات دوره ابتدايي
مدفن كلمه
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • زندیگنامه شهید

    ايران پهناور در سراسر تاريخ پر افتخار شيعه مأمن مدافعان و حاميان قيام علوي بوده است.تربت هاي پاك شهداء و قبه هاي امام زادهاي شهيد مويد اين مطلب است .گلزار شهداي كلمه نيز مويد اين است كه اين شهر در تاريخ پر افتخار 8 سال دفاع مقدس چه جان فشاني هايي نموده است.شهيد مصطفي جمالي نامي آشنا براي اين آب و خاك است.اجداد شهيد از روستاي خياري به كلمه آمده و براي هميشه در آنجا اسكان مي يابند.پدر برزگوار او محمدعلي جمالي نام دارد. و مادرش نيز زبيده نام دارد.آن پدر صاحب 7 فرزند گرديد.فرزند بزرگ او علي باز نام دارد كه متأسفانه در ايام جواني جان خود را از دست مي دهد.او به رودخانه تنگ باهوش مي رود واسير گرداب مواج آب هاي خروشان رودخانه مي شود و در آب غرق مي گردد.شهيد مصطفي جمالي فرزند دوم خانواده مي باشد كه در تاريخ 9/4/1332 در روستاي كلمه متولد مي گردد.آن شهيد هيچ گونه تحصيلاتي نداشت .او در همان دوران كودكي وارد عرصه تلاش و كار گرديد و علي رغم سن كمي كه داشت كارهاي بزرگي را براي تامين معيشت خانواده و كمك به پدر و مادر خود انجام مي دادودر گرماي شديد مبادرت به درو كردن محصول جو و گندم مي پرداخت.

    روح لطيف او در همان محيط مصفاي روستا پرورش يافت و طبيعت از او انساني آفريد كه اينك الگوي آزادي و بزرگي است.سرانجام در تاريخ 4/10/65 در عمليات كربلاي 4 به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

     

    صفات اخلاقي شهيد:

    «شهيد جمالي مظهر مظلوميت بود.او آن چنان كم حرف بود كه حتي براي وصول حق خود نيز امتناع مي نمود.اهل گذشت بود.مدت ها به شغل معماري مشغول بود.كارهاي سفيد كاري و نازك كاري را انجام مي داد و هنرمندي با سليقه بود.در مراسم هاي مذهبي حضوري چشم گير داشت.بسيار خوش زبان بود و اهالي محل را به نيكي صدا مي زد.هرگز مشاهده نشد كه كسي از او آزرده خاطر و پريشان گردد.در كارهاي خود انصاف به خرج مي داد و داراي وجدان كاري بالايي بود .اهل اعتماد  و راز دار خانواده و مردم بود.علي رغم مظلوميتي كه در رفتار و چهره او نمايان بود به گفته همرزمانش در جنگ بسيار پرتحرك و نترس بود.به دليل نقصي كه از ناحيه پا داشت خدمت سربازي معاف گرديد اما علاقه اي كه به جبهه و نبرد براي رضاي خدا داشت او را روانه جبهه نمود .گرچه او خود را با سادگي و تواضع در ميان هم رزمانش گم كرده بود و نشاني به ظاهر از او يافت نمي شد اما همرزمانش از جايگاه حقيقي و بعد معرفتي او غافل نبودند و او را اينك مي شناختند.او حريت و آزادگي و رهايي از قيد و بند را در مبارزه با طاغوت مي دانست.در قاموس او صلح با ائمه كفر معنايي ندارد و اعتقاد داشت كه تا سفاكاني چون صدام و حاميانشان بر زمين تنفس مي نمايند دو راه بيشتر وجود ندارد يا اينكه در گريبان خويش فرو رفت و خواهان پذيرش ذلت ابدي گرديم و يا اينكه علم قيام حسيني را بر افراشته گردانيم.و تمامي احرار و آزادگي را در تحت لواي آن جمع نمائيم.اگر بخواهيم راه نخست را انتخاب نماييم ديگر چگونه حكومت را ميتوان به اهل آن باز گرداند.و از اسلام دم زد.حاشا و كلا.شهيد جمالي نيز سرباز نستوهي بود كه بر قامت خود لباس شهادت مي پوشيد و شمشيرهاي زهر آلود  را به سوي خود فرا مي خواند تا اسلام عزيز را به جهانيان معرفي گردد و در ريشه ظلم و شرك و نفاق بركنده شود. »

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    مصاحبه اي كوتاه با برادر شهيد:

    يكي از برادران شهيد محمد نام دارد كه اينك در شهر كلمه اقامت دارد برادر شهيد چنين مي گويد:

    «نام برادرم مصطفي بود اين نام را مرحوم پدرم بر او گذاشت و از آنجايي كه علاقه فراواني به اهل بيت داشت اين نام را بر فرزند خود گذاشت.گرچه پدرم سوادي نداشت اما هرگز اجازه نمي داد كه لقمه حرامي از گلوي هيچ كدام از فرزندانش پائين رود.زندگي آن شهيد وضعيت مطلوبي نبود.ولي هرگز نديديم كه ملالي در چهره او پيدا شود.عليرغم مشكلات فرواني كه داشت هميشه قانع و شكر گزار بود .توكل بسياري داشت و خدا را در همه حال شاهد و ناظر خود مي دانست.تا آخرين لحظاتي كه در جمع ما حضور  داشت ما را به احترام متقابل فرا مي خواند و حفظ احترام والدين را سر لوحه كارهاي خود گذاشته بود.اينك خيلي شرمنده ام كه چرا نتواستم آن طور كه بايد اين برادربزرگوارم را بشناسم.»

    برادر شهيد خود را شرمنده شهيد ميداند.شايد با خود چنين نجوا مي كند كه اگر مي دانستم راه او به شهادت ختم مي شود تا هنگام وضوي شهادت چشم از رخ او بر نمي داشتم و روي چهره اشان بر نمي گرداندم.اما برادر!بدان كه او زنده است و از نعمات الهي بهره مي برد اما چشم سر را ياري ديدن آن نيست كه او را دريابيد.چشم سر مي خواهد تا اسرار را در يابد.او زنده است تا گواه صادق روزهايي باشد كه بعد از او بر ما گذشته است.او بر رفتار ما شهادت خواهد داد . از او بازپرس كه با آرمان ها چقدر وفا دار مانده اي؟

    برادر شهيد چنين ادامه مي دهد:«مريد و مراد او امام خميني(ره)بود و نسبت به روحانيت علاقه فراواني داشت.به وقت نماز اقامه مي نمود.بسيار ساده پوش بود.در گذشته خود به دقت نظر مي كرد و به دنبال گم شده اي بود.در روز هاي آخر حياتش رفتاري عجيب به خود گرفته بود،گويا خود از اين خبر مهم كه او را در سلك سربازان امام زمان(عج)جاي داده اند با خبر بود.وقتي كه غزل خداحافظي را سرود رجعت دگر باره اش به خانواده را منتفي دانست و گفت:«مي روم تا تنها خاطره ام در نزدتان باقي بماند.مرا حلال كنيد.»در آن زمان من اين كلام را جدي نگرفتم اما اينك مي دانم كلام ساده اي نبوده است.» ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار كلمه
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید