مشخصات شهید

شهید محمد مسیح گل

206
نام محمد
نام خانوادگی مسيح گل
نام پدر عباس
تاربخ تولد 1347/01/02
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1367/04/30
محل شهادت سومار
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت سرباززميني ارتش
شغل -
تحصیلات پنجم ابتدايي
مدفن برازجان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • خاطرات
  • زندگینامه شهید

    شهيد محمد مسيح گل فرزند عباس در سال 1347در خانواده اي مذهبي و فقير در محله تل جوهري برازجان چشم به جهان گشود.با تولد و قدم گذاشتن وي به محيط خانواده رزق و روزي بيشتري به خانواده روي آورد.شهيد تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان انقلاب  اسلامي و اعتصامي به پايان رسانيد.با توجه به استعداد خوبي كه داشت توانست دوره ابتدايي را با موفقيت بگذارند،ولي به علت فقر مالي و زندگي روزمره نتوانست به تحصيل خود ادامه دهد.با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي،زندگي ايشان وارد مرحله جديدي شد.شهيد محمد در صف همرزمانش براي تحقق آرمان هاي اسلام اصيل كه خواسته او بود به صف تظاهركنندگان پيوست.تا اينكه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد. در همين زمان با خود نمايي منافقين در صحنه انقلاب،با برخورد با منافقين در سنگر مدرسه با شجاعتي بي نظير در برابر اين كافران از خدا بي خبر ايستادگي كرد. و به فرمان مقدس رهبر فقيد انقلاب براي تشكيل ارتش بيست ميليوني وارد بسيج طريق القدس برازجان شد.و در آنجا به فعاليت خود ادامه داد و در اين ميان به علت آغاز جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران،به جبهه نور عليه ظلمت شتافت. و از اين جا زندگي او وارد مرحله نويني شد،كه قلم از گفتن آن قاصر و زبان الكن است.شهيد محمد در مورخه 8/6/1366 جهت انجام وظيفه به خدمت مقدس سربازي،اعزام،و دوران آموزشي را در كرمان با موفقيت به اتمام رسانيد.پس از دوران آموزشي براي دفاع از خاك ميهن اسلامي خود به جبهه غرب كشور و منطقه عملياتي سومار اعزام شد.و پس از چند ماهي كه در آنجا حضور داشت بر اثر اصابت تركش خمپاره از ناحيه پا مجروح گشته و به بيمارستان هاي باختران انتقال داده شد؛كه پس از معالجه سطحي،جهت استراحت به خانواده پيوست.پس از استراحت كوتاهي در منزل و معالجه،دوباره براي ادامه خدمت مقدس سربازي،در كنار همرزمانش به منطقه بازگشت. و در سال 1367 كه عمليات مرصاد وتوسط منافقين كوردل صورت گرفت در منطقه سومار توسط بعثيان كافر مجروح وبه اسارت آنان درآمد.كه بعد از يك سال و اندي به علت شكنجه و آزار و اذيت جلادان در زندان بغداد به فيض عظيم شهادت نائل آمد.

     

     

     

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    در ياد پدر:

    محمد پسر دوم من بود،رفتار خيلي خوبي داشت و گوش به فرمان بود.موقعي كه به مكه مكرمه رفته بودم او به سربازي رفته و به سومار اعزام شده بود. كه درآنجا زخمي شده و بعد از خوب شدن به محل خدمت خود بازگشت كه در آنجا اسير مي شود.پسرم در اسارت شهيد شده است و در زير شكنجه هاي بعثيان به شهادت رسيده است.شهيد فردي بسيار فعال و مذهبي بود در كليه مراسم شركت مي كرد و در كودكي وقت خود را با افراد ناباب نمي گذراند. به لحاظ علاقه اي كه به انقلاب داشت تا كلاس پنجم ابتدايي ادامه تحصيل داد و مدرسه را رها كرد.و مي خواست به جبهه برود وعضو فعال بسيج شد.تا اينكه براي خدمت سربازي اعزام شد.از طريق صليب سرخ اعلام كردند كه شهيد شده است.و 13 سال  در خاك عراق بود در سال 81 جسد وي را آوردند .

     

    مادر:

    هميشه با خدا بود و كمك به فقيران را در سر لوحه كار خود قرار داده بود. حتي موقعي كه تركش خورده بود، مي گفت كه مادر ناراحت نشو من خوب مي شوم،تركش به پايش اصابت كرده بود،و بعد از كمي استراحت با چوب دستي راه مي رفت.بعد از خوب شدن او را فرستادم و گفتم كه به دستور امام خميني گوش كن و او را راهي جبهه كردم.بعد از شهادت عكسي از او آورده بودند و مي گفتند كه پسرت است عكسش را آوردم و گفتم اين پسر من است؟گفتم مگر صدام چه برسر پسر من آورده است و باورم نمي شد كه او شهيد شده است.يك روز خواب ديدم كه در حياط نشسته ام يك پرنده ضعيف آمد و در بغلم نشست،گفتم اين پسر من است و يك مرتبه ديگر خواب ديدم پسرم در كوچه افتاده است،و روسري سياه رويش است همان موقع گفتم كه پسرم شهيد شده است. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید