مشخصات شهید

شهید محمد سلمانی

166
نام محمد
نام خانوادگی سلماني
نام پدر كرم
تاربخ تولد 1339/04/02
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1367/04/04
محل شهادت جزيره مجنون
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات بي سواد
مدفن تل سركوب
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    زندگينامه شهيد محمد سلماني

    من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوالله عليه فمنهم من قضي نحبه و فمنهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا

    اي شهدا شور و احساسات انساني

    اي كه در راه هدف بگذشته از جاني

    شهيد محمد سلمان در سال 1340 در خانواده اي سرشار از صفا و صميميت و مذهبي در روستاي تل سركوه از توابع شهرستان دشتستان ديده به جهان گشود در خانواده اي كه عشق به اهل بيت عصمت وطهارت در دل كوچك و بزرگ آن مي تپد نوزادي به دنيا مي آيد كه در آينده بايد يكي از ياران صديق نائي امام زمان (عج) باشد او در كودكي نماز و قرآن را فرا گرفت وي در شش سالگي به مدرسه رفت ولي باتوجه به وضعيت اقتصادي خانواده نتوانست ادامه تحصيل دهد لذا دوش به دوش پدرش به انجام كارهاي كشاورزي و كارگري پرداخت و در اين مدت مشقتهاي زيادي را متحمل شد بار سنگين ناشي از فقر خانواده پدر ، او را رنج مي داد  وي با پشتكار و جديتي كه داشت و از آنجا كه انساني تلاشگر و فعال بود به اين منظور جهت امرار معاش به روستاها و حتي شهرستانها مهاجرت مي نمود وي در تمام مجالس مذهبي و اجتماعي محل حضور فعال داشت ، با توجه به عشق و علاقه اي كه مسجد داشت به موقع از كار دست مي كشيد و نمازش را در مسجد و به جماعت برگزار مي كرد در راهپيمائيهاي دوران انقلاب حضوري فعال داشت و همدوش با ملت مسلمان ايران بر عليه نظام طاغوت به راهپيمايي مي پرداخت ، ايشان در تاريخ 1364 تشكيل خانواده مي دهد كه حاصل اين ازدواج دو فرزند دختر به نامهاي زينب و زهرا مي باشد . با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران چندين بار داوطلبانه جهت حراست از ميهن اسلامي و لبيك به نداي رهبر خود عازم ميادين نبرد حق عليه باطل گرديد تا دين خود را به امام و ميهن ادا كند . سرانجام وي پس از رزم آفرينيهاي فراوان در مورخه 4/4/67 پيكر پاكش مفقود گرديد و پس از ساليان متمادي و انتظار خانواده جسد مطهرش به وسيله گروه تفحض سپاه و ارتش شناسايي و به شهرستان دشتستان انتقال يافت و پس از چندي در زادگاهش با تشييع بي نظير امت هميشه در صحنه به خاك سپرده شد .

    روحش شاد و راهش پررهرو باد ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ويژگيهاي شهيد از زبان همسرش

    من با همسر برادر ايشان اقوام بوديم و پدر و مادر همديگر را مي شناختيم لذا با توجه به خصوصياتي كه براي شوهر آينده خود در نظر داشتم كه آن هم اخلاق نيكو ، مهرباني ، امانت داري و ديانت و تقوي بودند در ايشان مي ديدم به همين خاطر او را قبول نمودم در سني كه با هم زندگي مشترك تشكيل داديم من هفده ساله بودم ، در اول زندگي بسيار به هم علاقه داشتيم او در بيرون از خانه و من در كارهاي منزل سخت مشغول كار بوديم تا بتوانيم زندگي خوبي براي هم فراهم كنيم ، جوان خوش برخورد و سربه زير بود هميشه ما را به نماز اول وقت و انجام واجبات توصيه مي كرد در كارهايش نظم خاصي مشاهده مي شد در اوقات بيكاري در كارهاي منزل به من كمك مي كرد به همديگر عشق مي ورزيديم فرد اجتماعي بود در كارهاي روستا هميشه پيش قدم بود ما زندگي ساده اي داشتيم نه من و نه شوهرم اهل تجملات نبوديم قانع بوديم هميشه آرزو داشتيم كه خداوند زندگي خوي توأم با خوشبختي به ما عطا كند فرزندان سالمي داشته باشيم كه در آينده براي جامعه مفيد باشدشهيد با پدر و مادر من مانند پدر و مادر خود رفتار مي كرد هر از چند مدتي به منزل آنان مي رفتيم و از حال آنها جويا مي شديم . نسبت به فرزندانمان بسيار حساس بود دوست داشت كه امكاناتي براي آنها فراهم كند كه بتواند ادامه تحصيل دهند آنقدر به نماز جماعت پايبند بود كه به ياد مي آورم روزي يك كار مهم داشتيم كه اگر همان موقع انجام نشود ضرر بزرگي مي كرديم ولي همينكه صداي اذان بلند شد آن كار را رها كرد و روانه مسجد شد وقتي از او سئوال كردم كه چرا كار را رها كرده اي گفت كه خدا بزرگ است و نبايد كار را بر نماز ترجيح داد در پوشش بسيار ساده بود و اهل تجملات نبود چون خود از نعمت سواد بي بهره بود دوست داشت كه فرزندانش با سواد شوند لذا همواره ما را به سوادآموزي تشويق مي كرد نسبت به انقلاب و امام بسيار پايبند بود در مراسمات مذهبي شركت مي كرد و به مجالس روضه خواني حضرت اباعبدالله الحسين (ع) علاقه داشت بارها عنوان مي كردكه اي كاش در زمان امام حسين (ع) مي بوديم و او را ياري مي كرديم تا در ركاب او شهادت مي رسيديم توصيه او اين بود كه حجاب را رعايت كنيم او حفظ حجاب را بالاتر از خون شهيدان مي دانست بارها به جبهه رفت و در زمانيكه در جبهه بود در نامه هايش از دلاوريهاي رزمندگان اسلام صحبت مي كرد در آخرين مرتبه ، هم باتوجه به علاقه اي كه به جبهه و جنگ داشت بي خبر رفت و موقعي كه به منطقه رسيد بعد توسط دوستانش مطلع شديم كه به جبهه رفته است اما پس از مدتي خبر مفقود الاثر شدن او را به ما دادند و حدود چهار سال بعد كه جنازه او پيدا شد خبر شهادت ايشان را آوردند كه جسدش پيدا شده از زمانيكه ما را مطلع كردند سه روز بعد جسدش را در برازجان تشييع كردند او را از روي پلاك و لباسش شناسايي كردند در تشييع جنازه او جمعيت خوبي شركت كرده بودند با توجه به عشق و علاقه اي كه مردم به او داشتند همه گريان و ناراحت بودند در اوايل من خيلي ناراحت بودم زيرا دو فرزند كوچك داشتم كه بايد آنها را خوب تربيت مي كردم ولي كم كم زندگي روال عادي خود را پيدا كرد گرچه جاي خالي او واقعاً سخت است ولي خداوند خودش خانواده هاي شهدا را نگه مي دارد از مسئولين مي خواهيم كه نگذارند خون شهدا پايمال شود با ادامه داده راه آنان ياد و خاطره آنها را زنده نگه دارند .

    :::::::::::::::::::::::::::::::

    ويژگيهاي شهيد از زبان فرزندان شهيد

    من فرزند شهيد سلماني مي باشم ما دو خواهر هستيم كه در زمان شهادت پدرمان يكسال و نيم و خواهرم 6 ماه داشت در اوايل تشخيص اين را نمي داديم كه پدرمان به شهادت رسيده است و

    مادرم با تلاش و جديت جاي خالي او را پر كرده بود ولي از زمانيكه تشخيص داديم كه پدر ما در راه اسلام و دفاع از انقلاب و ميهن به شهادت رسيده بسيار خوشحال شديم مادرم هميشه از خوبيهاي او صحبت مي كرد از اينكه به موقع نمازش را به جاي مي آورد و در مراسمات مذهبي و سوگواري شركت داشت و اينكه او سفارش ما را نموده است كه در تربيت ما بكوشد به گفته مادرمان او با ما رئوف و مهربان بوده است از طريق بنياد شهيد برازجان خبر دادند كه جسد شهيد پيدا شده است و پس از سه روز تشييع  شد زمانيكه مي خواستند او را به خاك بسپارند دوست داشتيم كه جسد او را ببينيم ولي مانع مي شدند تا اينكه با هزار زحمت مشتي استخوان بود ديديم ، زمانيكه مفقود بود مادرم مرتب گريه مي كرد و ما هم گريه مي كرديم ولي چون فهميديم كه هدف او شهادت بوده و راهي كه خودش انتخاب نموده است احساس افتخار مي كنيم . از خداوند مي خواهيم كه توفيق اين را به ما بدهد كه بتوانيم قدرشناس شهدا باشيم و راه آنان را كه همان راه امام حسين (ع) مي باشد ادامه دهيم دوست داريم فرهنگ شهادت در جامعه رونق يابد و از اينكه پدرمان در راه اسلام به شهادت رسيده است احساس غرور و افتخار مي كنيم .

    ::::::::::::::::::::::::::::::::

    خصوصيات شخصي و اجتماعي و مذهبي پدر شهيد محمد سلماني

    برادر كرم سلماني فرزند علي اهل و ساكن روستاي تل سركوه حدود چندين سال پيش تاكنون در اين روستا سكونت داشته و دارد از خصوصيات بارز اين پدر شهيد برخورد متواضعانه و منصفانه با خانواده و همسايه و فاميلها مي باشد در مراسم سينه زني و روضه خواني امام حسين (ع) حضور فعال دارد در غم و  شادي مردم شريك و با آنها همكاري قابل توجهي مي نمايد بيشتر اوقات خود را در مجالس مذهبي بسر مي برد . سعي وافري جهت اداء نمازهاي خود در مساجد دارد . از موقعيت خوبي در روستا برخوردار است . در امورات و كارهاي خيريه روستا فعاليت گسترده اي دارد . از مسئولين و دست اندكاران نظام مقدس جمهوري اسلامي رضايت دارد و در مجالس از زحمات مسئولين هميشه تقدير و تشكر مي نمايد . هميشه ساده پوش و منظم مي باشد . در كارهاي ديگران دخالت نمي كند . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار تل سركوب
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید