مشخصات شهید

شهید محمدمهدی یزدان پناه

190
نام محمد مهدي
نام خانوادگی يزدان پناه
نام پدر محمد ابراهیم
تاربخ تولد 1343/6/1
محل تولد بوشهر - دالکی
تاریخ شهادت 1362/5/1
محل شهادت حاج عمران
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت
شغل
تحصیلات
مدفن دالکی
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • رندگینامه شهید

    شهيد محمد مهدي يزدان پناه فرزند ابراهيم در سال 1342 خورشيدي در دالكي و در خانواده اي متعصب و مذهبي ديده به جهان گشود.در سن 6 سالگي به مدرسه رفت و تحصيلات دوران ابتدايي و راهنمايي را در مدارس دالكي با موفقيت سپري كرد .از آن جايي كه  درخانواده اي مسلمان و متعهد به دين اسلام تولد يافته بود  لذا پدر و مادرش نماز و روزه و همچنين ساير آداب اسلامي را از همان كودكي به او آموخته بودند.آغاز دوره دبيرستان او در سال 1357 همزمان با اوج گيري نهضت اسلامي به رهبري زعيم عالي قدر حضرت امام خميني(ره) بود كه  او نيز بسان ديگر پيروان و سربازان صديق رهبر، فرمان امام را مبني بر تعطيلي مدارس و حضور در صحنه هاي انقلاب به جان و دل خريد و با رها ساختن مدرسه به همراه ساير دانش آموزان به وظيفه اسلامي و انقلابي خود  جامه عمل پوشانيد.محمدمهدي در بحبوحه مبارزات بي امان مردم به پا خاسته ايران عليه رژيم ستم شاهي در مراسم راهپيمايي و تظاهرات و ديگر محافل سياسي و مذهبي كه به منظور سرنگوني طاغوت زمان صورت مي گرفت شركت فعال داشت تا اين كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و صدور فرمان بازگشايي مدارس از جانب رهبر به سنگر مدرسه بازگشت و به ادامه تحصيل پرداخت .او از هوش و استعداد خاصي برخوردار بود و در دوران تحصيل خود هميشه ساده زيستن و ساده پوشيدن را دوست مي داشت.وي در ايام تابستان با وجود گرماي طاقت فرساي منطقه به كارگري مي پرداخت و قسمتي از دسترنج ناچيز خويش را به طور محرمانه بين مستمندان تقسيم مي كرد . تا اين كه جنگ تحميلي عراق عليه ايران آغاز شد و اودر اين زمان مشغول تحصيل بود . اما روح پرالتهابش او را رنج مي داد كه چرا برادرانش در سر حدات و در سنگرهاي دفاع از اسلام و ميادين نبرد  بجنگند ولي او كنار آنان نباشد.

    عليهذا روزها در سنگر مدرسه به تحصيل اشتغال داشت و شب ها در سنگر بسيج مستضعفين جهت حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي سلاح به دوش مي گرفت و نگهباني مي داد.مهدي در خرداد ماه سال 1361 در دبيرستان مفتح دالكي موفق به اخذ مدرك ديپلم شد و در كنكور دانشكده افسري نيروي زميني قبول شد.جهت ورود به آموزشگاه و طي نمودن دوره آموزشي در اواخر مهرماه سال 1361 به تهران رفت و از آنجايي كه در كنكور ورودي تربيت معلم نيز  قبول شد.و علاقه زيادي به شغل معلمي داشت جهت خدمت به  روستائيان عزيز از ارتش استعفا داده و براي تحصيل در مركز تربيت معلم به بوشهر رفت پس ازگذشت اولين سال تحصيلي در تربيت معلم و اخذ مدرك قبولي جهت عزيمت به جبهه به واحد پذيرش بسيج مستضعفين سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برازجان مراجعه و ثبت نام نمود و در مورخه 27/4/1362 مشتاقانه به سوي جبهه رزمندگان اسلام شتافت. سرانجام در عمليات ظفرمندانه والفجر 2 در تاريخ 1/5/1362 در حين آزادسازي پادگان  حاج عمران براثر اصابت تركش خمپاره دشمن بعثي به هدف و آرزوي ديرينه خويش كه همانا شهادت در راه خدا بود رسيد.

     

     

      ادامه مطلب
     

    همواره پيرو ولايت فقيه باشيد.   شهيد محمد مهدي يزدان پناه

    اين جانب محمد مهدي يزدان پناه وصيت خود را با شهادت به يكتائي خداوند و شهادت به رسالت حضرت محمد(ص)شروع مي كنم و پيامم به ملت ايران اين است كه از هر گونه تفرقه و اختلاف بپرهيزند،زيرا تنها عاملي كه دشمن مي تواند از آن به نفع خود سود ببرد همين عامل تفرقه و اختلاف است . و سعي كنيددر خط روحانيت متعهد و مسئول حركت كنيد و همواره پيرو ولايت فقيه باشيد.شما اي پدر و مادرم زحمت هاي بسياري براي من كشيديدو متحمل رنج هاي زيادي  شديد ، از اين كه نتوانستم ذره اي از آن زحمات را جبران كنم معذرت مي خواهم و از شما مي خواهم كه مرا ببخشيد و در پايان از برادران و خوهرانم و تمامي اقوام و خويشان مي خواهم كه مرا ببخشند.

    والسلام

    محمد مهدي يزدان پناه ادامه مطلب
    ادامه مطلب
     

    زمزمه والدين شهيد:

    فرزندم در دوران كودكي در كلاس هاي قرآن شركت مي كرد و نسبت به يادگيري به مسائل ديني علاقه زيادي از خود نشان مي داد.به مادر و خواهرش بسيار علاقمند بود و نسبت به فرزندان ديگرمان بيشتر فعاليت و جنب و جوش داشت.با ورود به مدرسه علاقه به درس و مدرسه در وي پديدار گرديد. به گونه اي كه بعد از آمدن به منزل قبل از انجام هر كاري تكاليف درسيش را انجام مي داد.او با همين امكانات كمي كه داشتيم سعي مي كرد تحصيلات خود را ادامه دهد.محمد مهدي در انجام هركاري با ما مشورت مي كرد.احترام زيادي براي ما قائل بود.رفتارش با ديگر فرزندانمان بسيار خوب بود و با همه آنها دوست بود.

    در سال اول تحصيل در مركز تربيت معلم بود كه فضاي جبهه و جنگ او را به سوي خود كشاند.درك بالا،حس انسان دوستي،و تعصب خاصي نسبت به كشور و ملت ايران داشت كه اين امر  روح او را متحول كرده بود.

    آغاز دوره دبيرستان محمد مهدي  همزمان با اوج گيري نهضت اسلامي به رهبري امام خميني(ره)بود او از طريق خواندن اعلاميه ها و گوش دادن به نوارهاي سخنراني امام با افكار و عقايد ايشان  آشنا گرديد.وي امام را فرشته نجاتي براي ملت ايران مي دانست.عاشق امام و ولايت فقيه بود و در وصيت نامه خود نيز اين نكته را گوشزد كرده بود كه: « سعي كنيد هميشه در خط روحانيت متعهد و مسئول حركت كنيد و همواره پيرو ولايت فقيه باشيد او روحانيت را تكيه گاه محكمي براي ملت ايران مي دانست.

    محمد مهدي يكي از مخالفين گروه هاي ضد انقلاب بود و نهايت تلاش خود را در سركوبي آنها به كار مي گرفت.وي قبل از انقلاب به همراه ديگر برادران خود در راهپيمايي ها و سخنراني هايي كه در روستا تشكيل مي شد شركت مي نمود.بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز به عنوان عضو فعال بسيج در خدمت مردم شهيد پرور بود.

    او هميشه معتقد بود كه قطره قطره خونش متعلق به انقلاب اسلامي و مردم عزيز ايران است.لذا در مدت دفاع مقدس تا زمان شهادت از هيچ كوششي فروگذار  نكرد. هميشه و در همه حال الگوي نمونه اي براي خانواده خود بود. با حرف و عملش همه را مجذوب خود كرده بود. انساني به تمام معنا بود و از محسنات اخلاقي وي مي توان شجاعت،شهامت،صداقت و امانت داري و كمك به ديگران را نام برد.

    محمد مهدي  با كلام خدا انس و الفتي ديگر داشت.تلاوت قرآن به او آرامشي خاص مي داد. مردم او را خيلي دوست داشتند و به او احترام مي گذاشتند.

    د رتعامل  با دوستان شهيدش حالتي عرفاني در وي به وجود مي آمد.او شهيد را پرنده اي سبكبال و پروازش را لطف و كرم خدا مي دانست.

    به شغل معلمي بسيار علاقه داشت و معتقد بود كه انسان تا آخرين لحظات عمر خود بايد به دنبال علم و دانش باشد.

     

    برادر از يار گمشده اش مي گويد:

    محمدمهدي از محسنات اخلاقي زيادي بهره مند بود.او روحيه اي به پاكي آسمان داشت.متين و خنده رو و مهربان و دوست داشتني بود و با اخلاق خوب خود همه خانواده را شيفته خود كرده بود.

    از همان دوران كودكي عشق به هم نوعان خود را آموخته بود . با شروع جنگ تحميلي و شهادت يكي از دوستانش به نام شهيد علي دهداب تغيير و تحولي خاص در او به وجود آمده بود.

    به پدر و مادرمان خود بسيار احترام مي گذاشت.هيچ گاه با تندي با آنها صحبت نمي كرد و هيچ گاه محبت خود را از آنها دريغ نمي نمود.هميشه از ما مي خواست كه خدا را به ياد داشته باشيم و پيرو ولي فقيه باشيم و احترام به پدر و مادر را فراموش نكنيم و به ياري فقيران و تهيدستان بشتابيم.

    محمد مهدي بسيار متواضع و فروتن بود.حجب و حيايي خاص داشت و امانت داري باتقوي بود . حرف و عملش توام با صداقت و صفا و صميميت بود.در برابر مشكلات زندگي مقاوم بود. به خاطر همين خصلت هاي پسنديده اي كه داشت در بين مردم محبوب بود.او با همه به خصوص با دوستانش مهربان بود و هميشه به ما توصيه مي كرد كه براي دوستان خود سنگ صبور باشيد و دوستاني انتخاب كنيد كه در سختي ها بتوانيد همگام با هم به پيش رويد.

    برادرم هميشه حق ديگران را در اولويت قرارمي داد و هيچ گاه حق كسي را پايمال نمي كرد . از كمترين زماني كه به دست مي آورد نهايت استفاده را  براي راز و نياز با خدا مي كرد.  واجبات را با نهايت دقت انجام مي داد و با جديت تمام از محرمات دوري مي كرد.بطوري كه اگر در مجلسي غيبت مي شد بعد از تذكر بحث را عوض مي كرد.ارادت او به ائمه اطهار به گونه اي بود كه با هر نشست و برخاستي از     علي (ع) مددمي جست.

    محمد مهدي پيروي از ولايت را يكي از مهترين وظايف ملت ايران مي دانست.او امام را رهبري فقيه و برجسته و تنها پشتيبان ملت مظلوم ايران مي دانست.بزرگ ترين آرزويش ايمان راسخ و استوار و شهادت بود.  هميشه شهادت را افتخار و شهيد را شافع روح خود مي دانست و در هنگام وداع با همرزمان شهيدش آرزو مي كرد كه اي كاش اولين نفري باشد كه به آنها بپيوندد. براي خانواده شهداء احترام خاصي قائل بود و همه روزه به آنها سر مي زد و از آنها دلجويي مي كرد.

    محمد مهدي  تحصيلات خود را در بوشهر ادامه داد. دانشجوي سال دوم تربيت معلم بود كه عشق به جبهه و جنگ را جايگزين مدرسه و درس نمود و اسلحه را به جاي قلم در دست گرفت و از سنگر علم به سوي جبهه شهادت شتافت.وي علاوه بر كتب درسي كتاب هاي مذهبي زيادي را نيز مطالعه مي كرد.

    بيشتر اوقات فراغت خود را در مساجد و پايگاه هاي بسيج و جلسات مذهبي مي گذراند.او شركت در جبهه را افتخار مي دانست و بر اين اعتقاد بود كه شركت در جنگ ضربه محكي به استكبار جهاني و آمريكاي جنايت كار وارد خواهد كرد.براي همين منظور در سن 19 سالگي از طريق بسيج قدم به جبهه عشق و ايثار گذاشت . عامل اصلي تشويق و تحريك او عشق و ايمان خالص و بي ريايش به خالق هستي بود.او مانند پرنده اي سبكبال در و ديوار قفس را شكست و شاد و خندان بر مركب سرخ شهادت سوار شد. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار دالکی
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید