مشخصات شهید

شهید محمدباقر عهدقدیمی

185
نام محمدباقر
نام خانوادگی عهدقديمي
نام پدر محمد ابراهيم
تاربخ تولد 1341/06/26
محل تولد بوشهر - بوشهر
تاریخ شهادت 1360/09/08
محل شهادت بستان
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن خارگ
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • زندیگنامه شهید

    محمد باقر در بيست و ششم شهريور 1341 در سرزمين گرم جنوب (آبادان) در خانواده اي متدين و مستضعف چشم به دنيا گشود. محمد باقر در دامان پدرش محمد ابراهيم و مادري پارسا و پاكدامن به نام فرخ اماني تربيت يافت. پدر و مادر به رغم كمبود مادي، از عشق به معصومين ، هر آنچه در دل داشتند به فرزند مي آموزند و از اين رهگذر ، محمد باقر از فقر به غنا مي رسد.

    محد باقر ، بنا به شرايط مادي خانواده، تحصيل را با كار توأمان تجربه مي كند. در كنار تحصيل به دست فروشي مي پردازد تا شايد به اين طريق دستي به بار سنگيني كه بر دوش پدرش محمد ابراهيم سنگيني مي كرد بزند و او را در گذران معاش خانواده ياري برساند. او زندگي را در دامان پدر و مادري مؤمن ، مذهبي و علاقمند به اهل بيت عصمت و طهارت آغاز كرد محمد باقر چند سالي از عمرش نگذشته بود كه پدر تصميم گرفت با خانواده به جزيره خارگ مهاجرت نمايد.

    او در مغازه اي محقر كاسبي مي كرد و به عنوان خادم و مؤذن مسجد امير المؤمنين نيز به خدمت مشغول بود. بدين طريق فرزندان نيز به تدريج از كودكي با مسجد و منبر به عنوان خانه دومشان آشنا مي‌شوند. و حب و دوستي و عشق و ايمان به خدا و اهل بيت را به تدريج در روح و جسمشان پرورش دادند.

    محمد باقر دوران ابتدايي را در مدرسه كورش كبير و مقطع راهنمايي را مدرسه داريوش سابق(دكتر شريعتي ) با موفقيت و علاقمندي طي نمود. دوران نوجواني او مصادف با اوج گيري مبارزات انقلابي مردم مسلمان ايران بود.

    محمد باقر نيز همراه ديگر نوجوانان و جوانان خارگ سري پرشور و قلبي آكنده از مهر و محبت امام داشت. با كمك دوستان خود در شعارنويسي بر روي ديوارها، پخش اعلاميه و تمثال حضرت امام و كتاب هاي مذهبي بسيار فعال بود. او به كمك دوستان خود در برپايي راهپيمايي و تظاهرات مردمي نقش عمده اي ايفا مي كرد.

    در مراسم عزاداري محرم و صفر حضور داشت و هر كاري كه از دست او بر مي آمد از قبيل سياه پوش نمودن حسينيه و مسجد، خدمت نمودن به عزاداران حسيني و شركت در مراسم عزاداري و سينه زني انجام مي داد.

    پس از پيروزي انقلاب با برادران كميته انقلاب اسلامي ارتباط و همكاري تنگاتنگي داشت و در حفظ نظم و امنيت شهر و حراست از تاسيسات و مراكز صنعتي و ساحل خارگ خالصانه و بدون هيچ چشم داشتي كمك مي نمود.

    با شكل گيري بسيج در خارگ به عضويت اين نهاد مقدس و شجره طيبه درآمد. قبل از اعزام به جبهه در واحد مبارزه با مواد مخدر انجام وظيفه مي نمود ـ محمد باقر همه مسؤوليت‌ها و مأموريت‌هاي محوله را با جان و دل مي پذيرفت و به نحو احسن انجام مي داد.

    با وجود اينكه برادرش خدمت وظيفه را در مناطق جنگي طي مي‌نمود. او نتوانست خود در خانه بنشيند و شاهد تجاوزگري هاي دشمن به آب و خاك و نظام اسلامي باشد. او اينقدر تحمل نداشت كه خدمت برادر به پايان برسد، اين بود كه به صورت داوطلبانه از طريق بسيج خارگ به جبهه هاي نبرد اعزام  گرديد. و به جهاد سازندگي استان فارس كه در آبادان مستقر بود پيوست.

    وي با مهارت و چالاكي خاصي كه داشت مسئوليت كار با ماشين‌آلات راهسازي را برعهده مي گيرد. و براي ساختن جان پناه و خاكريز و سنگر براي رزمندگان، جان خود را در طبق اخلاص مي‌گذارد تا به آستان دوست سر و تن تقديم نمايد.

    محمد باقر در جهاد فارس قايق ران هم بود و در جابجايي نيرو و همچنين انتقال پيكر مطهر شهدا يا مجروحين به خط مقدم يا پشت جبهه فعاليت داشت. سپس ماموريت يافت كه به خط مقدم برود و به لودر و بلدوزرهاي سنگر سازان بي سنگر سوخت برساند و آنها را براي كار شبانه آماده نگه دارد. شب ها هم به عنوان نيروي كمكي به خط مي رفت تا كار سنگر سازي و زدن خاكريز را با همرزمان خود از سر بگيرد.

    وقتي بچه ها مشغول خاكريز زدن بودند او به بچه ها روحيه         مي داد و آنها را تشويق مي كرد كه كار رادامه دهند. حدود 6ماه در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل با صدق و صفا و از جان گذشتگي از كيان نظام اسلامي مردانه دفاع نمود. طي 3 مرحله به جبهه اعزام شد يكبار كه مجروح شده بود وقتي براي مرخصي به منزل آمده بود موضوع را از همه پنهان مي كرد.

    آخرين بار كه به جبهه مي رفت حال و هواي عجيبي داشت خودش گفته بود «اين دفعه ديگه پاك شده ام و اگر خدا قبول كند شهيد مي‌شوم.» خداحافظي او ، نگاه كردن او ، مهرباني‌هاي او، رنگ و بوي خدايي داشتند. او رفت تا در عمليات طريق القدس براي آزادسازي بستان و 70 روستاي اطرافش شركت كند و آنچه در توان دارد به اسلام و قرآن و رهبر كبير انقلاب خالصانه تقديم نمايد.

     

    چگونگي شهادت

    آقاي علي حماد يكي از هم رزمان شهيد كه تا لحظات آخر همراه شهيد عهد قديمي بود. لحظه شهادت و اوج شكوه ايثار شهيد را كه در تاريخ دفاع مقدس نمونه هاي فراواني از آن مي‌باشد چنين بياد مي آورد «شهيد محمد باقر عهد قديمي در حين عمليات طريق‌القدس كه به منظور آزادسازي بستان انجام مي‌شد شاهرگ پايش قطع شده بود، خون فوران مي كرد و در حالت ضعف و بي‌حالي شديدي قرار داشت. يكي از همرزمانش مي رود تا به او كمك كند. ولي شهيد مي‌گويد من خودم با چفيه دور گردنم رگ پايم را مي بندم تا از خونريزي آن جلوگيري كنم.

    تو برو به آنهايي كه جلوتر هستند و زخمي شده اند كمك كن و آنها را به عقب بياور. من خودم مي توانم راه بروم. همرزمش مي‌رود وقتي برمي گردد مي بيند تركش به صورت و چشم شهيد عهد قديمي اصابت كرده است. و بر اثر خونريزي زياد همان جا به درجه رفيع شهادت نايل آمده » چشمش به سوي ملكوت گشوده مي شود تا وعده راستين الهي و مژده هاي خدا را به مؤمنين و متقين به عينه مشاهده كند ـ جايي كه «جنات تجري من تحت الانهار خالدين فيها» هستند. وقتي جنازه شهيد را به جزيره خارگ آوردند. برادر رشيدش چفيه اي را كه شهيد به پايش بسته بود از پايش باز كرده و براي شفاي دل دردمندان و جاماندگان از وصال يار در نزد خود نگه مي‌دارد. آري او در تاريخ 9/9/1360 به درجه رفيع شهادت آمد و پيكر مطهر و  ملكوتي‌اش در تاريخ 27/9/1360 در ميان حزن و اندوه تمام دوستان و اقوام خانواده شهيد و ساير امت حزب الله و قهرمان خارگ از محل اسكله تا گلزار شهداي مير محمد به طرز باشكوهي تشييع و به خاك سپرده شد. ادامه مطلب

    سپيده بودي و ناگاه آفتاب شدي(وصيت نامه شهيد)


    بسم الله الرحمن الرحيم

    « انا لله و انا اليه راجعون »

    -  بخدا پناه مي برم و به سوي وي باز مي گردم

    وصيت نامه شهيد محمدباقر عهد قديمي

    خدمت خانواده عزيزم

    سلام ، اميدوارم كه حال شما خوب باشد و ملالي نداشته باشيد و در پناه خداوند يكتا به سلامت بسر ببريد. باري پدر و مادر عزيزم ، شما به گردن من حق زيادي داريد و من آن حقي كه شما بر من داشتيد نتوانستم جبران كنم و در پيشگاه خدا و شما شرمنده هستم و شما بايد مرا ببخشيد.

    باري پدر و مادر عزيزم شما بايد امانتي كه نزد شما بوده به خداوند  پس مي‌داديد .پس شما نبايد ناراحت باشيد از اينكه فرزند كوچك خودتان را در راه خدا داده ايد. ما امانتي هستيم از طرف خدا نزد شما. باري پدر و مادر عزيزم شما بايد در مقابل خبر شهادت من مانند كوه بايستيد و ناراحتي نكنيد .چون شما بايد خوشحال باشيد از اينكه فرزند شما به آرزوي خودش رسيد . پس به خاطر رضاي خدا و رضاي روح من گريه نكنيد چون من به آرزوي خودم رسيدم . اي مادرم تو بايد بخودت افتخار كني كه تو هم دراين راه فرزند خودت را دادي و تو بايد مثل شير زنان صدر اسلام باشي كه فرزند خود را به جبهه و خود  در پشت جبهه فعاليت كني. به اميد خدا.

    و تو اي پدر مهربان و خوبم من به تو ايمان دارم كه مثل كوه استوار و مثل دريا خروشان و در مقابل از دست دادن فرزند خود مقاوم و استوار هستي و تو برادر عزيزم هوشنگ كه درياي بيكران محبت هستي ، از تو ميخواهم كه از پدر و مادرم و خواهر و برادرانم خوب مواظبت كني كه بر آنها سخت نگذرد و از شما ميخواهم كه نگذاريد خون شهيدان خداي نكرده هدر رود و شما اي مردم غيور جزيره محبت: من از شما تمنا ميكنم كه امام را تنها نگذاريد و به اين منافقين از خدا بي خبر اجازه فعاليت ندهيد ، حزب اللهي كار كنيد كه شما در مقابل خون شهيدان مسئول هستيد و در آخر از شما پدر و مادر عزيزم ميخواهم كه دو ماه روزه بدهكارم و مبلغ 500 تومان محمود و 100 تومان به حسين رنجبر بدهكار هستم ، به آنها بدهيد. به اميد پيروزي اسلام بر كفر و آزادي مسلمين.

    مرثيه اي براي روز تشييع جنازه اش

    شيون مكن مادر  در مرگ خونبارم

    بگذر ز من ديـگر شـوق خــدا دارم

    رخت حسين بر كن عزم سـفر دارم

    يك خواهش ديگر مـادر زتـو دارم

    چون قاسم داماد بهــرم حــنا سازيـد

    يك خواهش ديگر  مادر زتــو دارم

    در هر شب جمعـه در نـزد مـن آيـيد

    گر كشته گرديدم در جبهه اي مــادر

    قدري حـنا آريـد بر قــبر مـن مــاليد

    بهرم مكن شيـون بـهرم مـزن بـر سـر

    شيون مكن مادر در مرگ خونـبـارم

    يك پرچم سـبزي در خــانــه ام مادر

    بهرم چراغان كن شــوق خــدا دارم ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار خارگ
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید