مشخصات شهید

شهید ماشاالله محمدی

19
نام ماشاالله
نام خانوادگی محمدي
نام پدر غلامحسين
تاربخ تولد 1344/01/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1362/07/28
محل شهادت بانه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات ديپلم
مدفن باشي
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • شهيد ماشاالله محمدي در سال 1344 در كلبه اي محقر و در خانواده اي فقير و كشاورز در روستاي باشي پا به عرصه وجود گذاشت . دوران كودكي در تنور فقر پخته شد و درد و رنج محرومين و مظلومين را با پوست و گوشت خود احساس نمود . تحصيلات ابتدايي را در روستاي محمدعامري و تحصيلات متوسطه را در يكي از دبيرستانهاي بوشهر به پايان رسانيد . با شروع انقلاب اسلامي به رهبري امام امت در مسير جريانات سياسي قرار گرفت و در كنار ديگر پيروان راستين امام به مبارزه با نظام سلطنتي و سلطنت طلبان پرداخت . پس از پيروزي انقلاب با همكاري پاسدار شهيد حمزه بيژني و عده اي ديگر از دوستانش در روستا ، انجمن اسلامي را جهت پيشبرد انقلاب و معرفي چهره راستين در منطقه بنيان گذاشت . در اين مرحله فعاليتها و مبارزات سياسي عقيدتي اين شهيد به اوج خود رسيد . وي روزها و شبهاي زيادي را از عمرش به افشاي ماهيّت دشمنان اسلام و مخالفان خط امام در منطقه اختصاص داد . او در هر جا بود دست از فعاليّت بر نميداشت . از فعاليتهاي مهم وي ميتوان  عضويت در انجمن اسلامي روستاي باشي , عضويت در واحد تداركات اتحاديه انجمنهاي اسلامي بوشهر , عضويت در انجمن اسلامي دبيرستان شهيد نواب صفوي , عزيمت به جبهه هاي حق عليه باطل , برپايي مراسم راهپيمايي , برپايي دعاي كميل و دعاي توسل , برپايي مراسم ختم براي شهداي منطقه و ديگر رجال مذهبي شهيد و شعار نويسي و ... نام برد . او از آنجا كه علاقه شديدي نسبت به امام و روحانّيت مبارز در خط امام داشت همواره با منافقان , افراد وابسته به احزاب چپ و راست , روحاني نمايان , انجمن كذائي حجتيه , سرمايه داران , خوانين و فئودالها , قاچاقچيها و كدخداها در ستيز بود و به همين سبب بارها عليه اين برادر از طرف مزدوران وطن فروش منطقه اعلام جرم شد و به دادگاه كشيده شد كه پرونده هاي وي در دادگاه موجود ميباشد .

    شهيد محمدي هرگز طاقت شنيدن يك كلام سخن خلاف حق را نداشت و به هر كسيكه كج زبان بود سخت حمله ور مي شد و با سلاح منطق او را محكوم ميكرد . وي در عمليات پيروزمند محرم در سال 1361 شركت داشت و براي آخرين بار در تاريخ 10/5/62 با عده اي از دوستانش و اعضاي انجمن اسلامي عازم جبهه هاي حق عليه باطل شد و به نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان لبيك گفت او مردانه در مصاف با كفار بعثي جنگيد و مردانه پابپاي ديگر همرزمانش در عمليات پيروزمند والفجر 4 با دشمنان اسلام پيكار نمود و در تاريخ 28/7/62 باتفاق يكي ديگر از اعضاي انجمن اسلامي اسماعيل افسا به آرزوي ديرينه‌اش كه پيوستن به لقاا… بود رسيد او فرزند رمضان و محرم و پيرو علي و حسين بود چون آنها زيست و چون انها به شهادت رسيد و تا آخرين لحظات حياتش نداي رسايش اين بود يا مهدي ادركني ، بنا به فرمان خداي بزرگ كه ميفرمايد : ولاتحسبن الذين يقاتلون في سبيل ا… اموتا   بل احياء عند ربهم يرزقون .

    ما اين عزيز را شهيدي هميشه شاهد و راست قامتي از راست قامتان جاودانه تاريخ مي دانيم كه چون اختري تابناك تابيد  . ادامه مطلب
    با درود فراوان به امام زمان ارواحنا له الفدا و نائب بر حقش خميني كبير و شهداي حق و آزادي و بخون خفته صدر اسلام تا كنون و با سلام به تمام رزمندگان اسلام و خدمتگزاران اسلام در هر لباس كه هستند و انقلاب خونبار شهيدان مي رود كه يك سيلي كوبنده بر پيكر دشمنان اسلام وارد نمايد . و جمهوري اسلامي را به تمام كشورهاي زير سلطه جهان صادر نمايد و تمام محرومان جهان را عليه ستمگران حاكم بر قرآن و دين اسلام را بيدار سازد ، تا بپاخيزند كاخ ستمگران و جباران بر سرشان ويران نمايند اما دشمنان اسلام با اينكه شكستهاي پي در پي مي خورند دست از توطئه بر نمي دارند و دست به هر نقشه اي مي زنند تا نگذارند انقلاب اسلامي شكوفا شود و خوف آن دارند كه اين انقلاب آنجا كه دوست دارد صادر شود از يكطرف ( ابر جنايتكاران شرق و غرب نوكران را بسيج مي نمايد و خدمتگزاران صديق امام و امت را بدرجه رفيع شهادت  مي رسانند .) از طرف ديگر اين نوكران خود يعني سرمايه داران با مكر ، خود را ، انقلابي جا مي زنند و نوكران خود را عليه خط امام تقويت مي نمايند و از طرف ديگر روحاني نمايان كه در لباس مقدس روحاني مبارز مي باشند براي خود در دستگاههاي دولتي واسطه قرار مي دهند . و دولت جمهوري اسلامي و امت حزب الله مي بايد اين توطئه ها و نقشه ها را خنثي نمايند و آنها را شناسائي كنند و آنها را بپاي ميز محاكمه كشانند . بنده تا زماني كه خودم در جريانات سياسي و امثال آن شركت داشتم اگر محرومي و پا برهنه اي عليه سرمايه داري و يا خاني شكايت مي كرد به شكايت آنها رسيدگي نمي شد . چرا بايد اينطور باشد امام عزيزمان كه مي گويد : مملكت مال زاغه نشينان است و همه پابرهنه ها در جببه ها هستند چرا گوش به اين پير جماران نمي دهيد ؟ اميدوارم كه بعد از من و شهداي ديگر اين اشتباهات نشود . ( اما برادران و خواهران همينطور كه مطلعيد رمز پيروزي ما پيروي از اسلام و قانون خدا و اطاعت از ولايت فقيه بوده و هست پس مبادا اين پيروزي را از ياد ببريد و مغرور شويد از روحانيت مبارز حمايت كنيد و هيچگاه از آنها دوري ننماييد همچون آيات عظام ،  موسوي ، هاشمي و خامنه اي پشتيباني كنيد و هميشه گوش بفرمان و آماده در اجراي امر پير جماران باشيد ( اي پدر و مادرم مرا بخشيد و حلال كنيد كه براي من زحمات فراوان كشيده ايد براي من گريه نكنيد و اگر گريه كرديد بياد سر بريده امام حسين (ع) باشيد و تو اي برادر و پاسدارامام زمان (عج) اميدوارم كه بعد از مرگ من هدف مرا ادامه بدهيد و تا جان در بدن داريد انتقام خون شهيدان را از دشمنان اسلام بگيريد )

    و از شما خواهرانم ميخواهم كه حجابتان را كاملاً رعايت كنيد و با هم مهربان باشيد و شما برادران انجمن اسلامي ، اي برادران عزيز ، شما بايد الگو باشيد كه بوده ايد ، كاري نكنيد كه مفسدين از شما نقطه ضعف بگيرند . شما وظيفه سنگيني بر دوشتان است كه بايد آنرا بخوبي انجام دهيد و مبارزه بر حق خود را تا جان در بدن داريد ادامه دهيد و تا اين مفسدين به سلام برنگشته اند امر بمعروف و نهي از منكر كنيد شما برحقيد و چون حق پيروز است شما پيروز خواهيد شد . افراد بي تفاوت را بطرف انجمن اسلامي بكشيد . دعاي كميل و توسل و دعا براي رزمندگان اسلام را فراموش نكنيد و با سپاه پاسداران و ديگر نهادهاي انقلابي ارتباط زيادتر داشته باشيد ، زيرا اينها از ثمرات انقلابند و نگذاريد كسي براي من لباس سيه بپوشد و خود هم نپوشيد . انشاالله كه شما برادران ، مرا حلال كنيد و از خداوند بخواهيد كه گناهان مرا ببخشد و مرا به آرزويم برساند . ادامه مطلب
    1ـ چه كسي نام او را انتخاب كرد و انگيزه او از اين انتخاب چه بود ؟ پدرش انتخاب كرد بدليل اينكه اين اسم را زيبا مي دانسته  .

    2ـ به چه چيزهايي بيشتر علاقه داشت ؟ ( بازي و تفريح كمك به خانواده و …. ) كمك به خانواده و رفتن به مسجد .

    3ـ آيا در دوره ابتدايي مردود و يا ترك تحصيل نموده و علت آن چه بوده است ؟ خير ، ايشان فرد در سخواني بوده و علاقه وافري به تحصيل داشته .

    4ـ رفتار و برخوردش با والدين به چه صورت بود ؟ بسيار عالي بود هيچ حرفي تند به پدر و مادرش نمي زد

    5ـ مدارك و پرونده شهيد در كجا و نزد چه كسي است ؟ در بنياد شهيد

    6ـ روحيه اجتماعي او را توصيف كنيد ؟ در دوره انقلاب روابطش با دادگاه انقلاب و شهرداري ، با استاندار و فرماندار زياد بود و روحيه اش سپاهي بود .

    7ـ ميزان علاقه و ديدگاه شهيد نسبت به امام خميني و ولايت فقيه را بيان كنيد ؟ ايشان علاقه بسيار شديدي به ائمه اطهار داشت و هميشه در مراسم هايي كه به همين مناسبت ها برگزار مي شد شركت داشتند و وقتي كه براي ايشان گرفتاري يا مشكلي پيش مي آمد به امام عصر توسل مي جستند و مي گفت ما به آنها يعني ائمه اطهار همه نيازداريم هر چه داريم از آنها داريم .

    8 ـ هر گونه خواب يا الهامات اطرافيان در ارتباط با شهيد را توضيح دهيد ؟ يكي از اهالي روستا بعد از شهادت شهيد خواب ديده بود كه او در باغي بسيار بزرگ و خانه هاي بسيار زيبا زندگي مي كند ( مادر شهيد بعد از 8 سال پس از شهادت ايشان به رحمت ايزدي پيوستند بنده كه برادر شهيد هستم يك بار خواب ديدم كه او با عده اي از دوستانش آمدند در گلستان شهداء و بسيار عجله داشت كه  مي خواست  برود و مي گفت كه كارها زيادي دارم كه بايد انجام دهم و چون اينجا بسيار استثنا بوده آمده ام و مي گفتم چرا پيش ما نمي آيي مي گفت بعداً مي آيم حالا خيلي كار دارم و اين خواب مصادف شد با فوت خواهر زاده ايشان كه خيلي جوان بود .

    9ـ آيا اقداماتي براي ازدواج شهيد انجام داده بوديد ؟ اگر خاطره اي در اين مورد داريد بيان كنيد . خير       مي گفتند تا جنگ تمام نشده من ازدواج نمي كنم

    10ـ خدمت سربازي را در كجا گذراند و در چه تاريخي شروع و در چه تاريخي پايان يافت ؟ ايشان به سربازي نرفتند چون هنوز ايشان را به سربازي نخواسته بودند و سنش هنوز نرسيده بود .

    11ـ اولين بار در چه سني و چگونه به جبهه رفت ؟ اولين بار در سن هفده سالگي و وقتي كه ديد كشورش را اشغال كرده اند ايشان هم راهي شدند .

    12ـ آخرين مرتبه اي كه به جبهه مي رفت چه حالات روحي داشت و چگونگي وداع او را بيان كنيد ؟ حالت بسيار پرهيجاني داشت گويا مي خواست هر چه زودتر به ديدار معشوق برود از همه دوستان حلاليّت طلبيد و در جبهه كه بود حتي دوره مأمورتيش تمام شده بود حاضر به تسويه حساب نشده بود و مي گفت مادر عمليات بزرگي كه هست بايد شركت كنيم .

    13ـ چگونه و توسط چه كسي از شهادت فرزندتان با خبر شديد ؟ از طرف بنياد شهيد

    14ـ آيا شهيد تشييع جنازه شده است ؟  تاريخ و محل و دفن و نام گلزار او را بيان كنيد ؟ بله  28/7/1362 ـ واقع در گلستان مهدي باشي

    15ـ راجع به نحوه رفتار او با پدر و مادر توضيح دهيد ؟ به پدرو مادرش بسيار احترام مي گذاشت به مادرش كه سنش بالا بود احترامي خاصي قائل بود .

    16ـ آيا غير از كتابهاي درسي مطالعه ديگري هم داشتند ؟  بله كتابهاي شهيد مطهري

    17ـ چه خاطراتي از جبهه و همرزمانش براي شما و دوستان تعريف مي كرد ؟ موقعي كه برگشته بود از جبهه تعريف كرد كه از طرف دشمن خط ها مورد حمله شديد قرار گرفت كه شديداً عده زيادي شهيد شده بودند ، فرمانده و بي سيم چي شهيد شده بودند و مي گفت كه حمله دشمن بسيار شديد بود كه 2 برادران خشاب پر مي كردند و من روي دشمن خالي مي كردم و تعدادي از دشمنان را روي زمين مي ريختم تا زماني كه نيروي كمكي رسيد .

    18ـ چه پيام يا سخني با مسئولين و مردم داريد ؟ به مسئولين پيام آن دارم كه به خانواده شهدا احترام بگذارند و و خيال نكنند مقامي كه آنها بدست آورده اند به اين آساني بدست آمده و اين خون شهدا و جان نشاني آنها بوده و به مردم عزيز و ملت اسلامي توصيه مي كنم هيچوقت خاطره ي شهدا و جنگ تحميلي را فراموش نكنند و هميشه آماده رزم و دفاع از ميهن شهيدان باشند و از بي حجابي و بي بند و باري فرزندانشان جلوگيري كنند كه يك وقت خداي ناكرده جوانان ما از راه راست اسلامي منحرف نشوند .

    فضايل اخلاقي

    شهيد دلاور و فداكار ماشاء الله محمدي در زماني كه مي خواست به جبهه برود در خاطرات خود هميشه از حضرت فاطمه (س) و حضرت زينب (س) و امام حسين (س) صحبت مي كرد مي گفت كه اگر لايق شهادت باشم از خداي مي خواهم كه به مادرم صبر دهد مي فرمود :

    خدايا به حق پهلوي شكسته فاطمه صبر و طاقت بده به مادرم

    خداحافظي مادر غم پرورم                      چون كه دشمن آمده در كشورم

    مادرم مي دانم تو افسرده اي                    بهره من شب ها چقدر رنج برده اي

    بيا مادرم حلالم بنما                             چون كه دشمن آمده در خاك ما

    ديگر ارزش ندارد جان ما                       خداحافظ مادر غم پرورم

    سر من باشد فداي رهبرم اي مادر

    تو برايم گريه مكن ، عزا مگير ، سيه مپوش اي مادر

    چونكه تو از وارثين زميني اي مادر

    موضوع ديگري كه در زندگي شهيد وجود داشت سادگي زندگي بود ساده زيستي را شعار خود قرار داده بود در يكي از نامه هايش به برادرش مي نويسد از خداي تبارك و تعالي مي خواهم كه شما درگر دانيدن زندگي ساده موفق بدارد .

    يكي ديگر از خصوصيات اخلاقي شهيد ماشاء الله محمدي اين بود كه هميشه به مردم احترام زيادي           مي گذاشت مخصوصاً فقرا و محرومين به خانه هاي آنها مي رفت و از آن ها دلجويي مي نمود و عبادت      مي كرد و ديگران هم به اين كار امر مي كرد . ادامه مطلب
    قصد دارم خاطره اي از شهيد ماشاءالله محمدي ، يكي از سربازان آقا امام زمان (عج) و يكي از هزاران شهيدي كه جان خود را در راه انقلاب و اسلام نثار نمودند ، براي شما بازگو كنم و اميدوارم كه مورد توجه و عنايت خوانندگان قرار گيرد . اين خاطره به زمان مجروحيت ايشان بر مي گردد . در زماني كه شهيد محمدي مجروح شده بود در يك كانال بر روي پتويي كه از سنگر عراقي ها آورده بوديم دراز كشيده بود و با توجه به اينكه خون زيادي از بدنش رفته بود متوجه نبودن شهيد افسا شد و مدام از ما سوال مي گرفت كه چرا ايشان با شما نيستند در جوابش گفتيم كه برادر حيدر افسا در منطقه اي ديگر در حال عمليات مي باشد و او سالم است . ولي شهيد محمدي بي قراري مي كرد و مي گفت هر طوري شده بايد او را ببينم تا اينكه در لحظه هاي آخر ، كه روح او مي خواست به ديار حق بشتابد باز هم از ما سئوال مي گرفت و ما ديگر طاقت نياورديم و خبر شهادت برادر افسا را به او داديم ايشان در جواب گفت : افسا زودتر از من نزد خداوند رفته و ما را اينجا تنها گذاشته است . اكنون من نيز در كنار او خواهم بود و با او همسفر خواهم شد بدرود اي ياران با وفا . اين اخرين كلماتي بود كه از زبان شهيد محمدي شنيده شد و سپس روح او به اسمانها پرواز كرد . انشاء الله رهروان ارزشمندي براي ادامه ي راه شهيدان باشيم . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار باشي
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید