مشخصات شهید

شهید غلامرضا پینو

227
نام غلامرضا
نام خانوادگی پينو
نام پدر رستم
تاربخ تولد 1342/01/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1363/01/30
محل شهادت جزيره مجنون
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت سرباززميني ارتش
شغل -
تحصیلات پنجم ابتدايي
مدفن جائينك
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    با درود به امام امت و با سلام به همه رزمندگان اسلام در جبهه هاي حق و سلام به تمامي شهداي اسلام و به ويژه شهداي جنگ تحميلي و سلام بر اسرا و مفقودين و معلولين .

    بعد به مختصري از زندگي نامه شهيد غلامرضا پينو مي پردازيم او در اوايل بهار سال يكهزار و سيصد چهل و دو و در آن روزهايي كه امام امت رهبر آگاه عليه نظام ستم شاهي پهلوي مبارزات خود را ادامه مي داد تا ميليونها مسلمان ايران و جهان را از زير چنگال ابر جنايتكاران شرق و غرب نجات بخشد .  غلامرضا در خانواده فقير مذهبي در جائينك تنگستان بعنوان يكي از سربازان امام زمان (عج) چشم به جهان گشود در سنين كودكي تعاليم اسلامي از كانون گرم خانواده آموخت و در شش سالگي در كلاس اول دبستان شهيد رجائي جائينك ثبت نام نمود . و مشغول تحصيل گرديد و پس از اتمام  دوره ابتدائي جهت ادامه تحصيل در مدرسه راهنمائي تحصيلي دلوار ثبت نام كرد متأسفانه بعلت وضعيّت زندگي ، موفق به ادامه تحصيل نگرديد و تحصيلات خود را براي هميشه رها كرد و براي ياري رساندن به پدر و مادر خود مشغول فعاليّت گرديد . شهيد غلامرضا پينو در سال 57 همراه با برادران خود در براندازي حكومت پهلوي سهمي بسزا داشت و در راهپيمايي ها و تظاهرات ضد شاهي شركت داشت از نظر اخلاقي جواني كوچك نفس بود و به همه مردم احترام ميگذاشت تا موعد سربازي فرا رسيد و عاشقانه لباس پر افتخار و مقدس سربازي جهت حفاظت از بدست آورده هاي انقلاب اسلامي بتن كرد و پس از سه ماه دوره آموزشي رهسپار جبهه هاي جنگ گرديد و در لشكر 21 حمزه نبرد خويش را با كافران بعثي آغاز نمود شهيد بزرگوار غلامرضا پينو در حمله والفجر در جبهه زبيدات قهرمانانه شركت جست و در عمليات خيبر نيز با رشادت و ايثار و از خود گذشتگي شركت كرد و بعنوان راننده بلدوزر نهايت فعاليت خويش را در جهت پيشبرد حركت قواي اسلام مينمود آخرين مرخصي كه آمد 24/1/62 بود كه پس از 48 ساعت ديدار با خانواده عازم جبهه گرديد و در تاريخ 27/1/62 در يك مأموريت 25 روزه به جزيره مجنون جهت ياري رساندن به ديگر برادران رزمنده فرستاده ميشود در اين ماموريت شهيد غلامرضا پينو پس از 4 روز نبرد در جزيره مجنون پس از 20 ماه خدمت مقدس كه 17 ماه آن در خط مقدم جبهه بود در تاريخ 30/1/72 شربت شيرين شهادت را مينوشد و با جمع ياران و به لقاءالله پيوست . روحش شاد والسلام .

      ادامه مطلب
    ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله اموتاً بل احيا عند ربهم يرزقون

    مپنداريد آنها كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه زنده اند و نزد خداي خويش روزي           مي خورند .

    جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد اي جوانان مبادا در رختخواب غفلت بميريد كه علي (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بي تفاوتي بميريد كه علي اكبر حسين در راه حسين (ع) و با هدف شهيد شد اي مادران !مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري كنيد كه فردا در محضر خدا نمي توانيد جواب زينب (س) را بدهيد كه تحمل72 تن شهيد را نمود برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمانها براي تسكين دردهاست و هميشه بياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد هرگز دشمنان در بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند اگر چنين كردند روز بدبختي مسلمانان و روز جشن ابر قدرتهاست در امام بيشتر دقيق شويد و سعي كنيد عظمت او را بيابيد و خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاق خود را همچنان حفظ كنيد اگر فيض شهادت نصيبم شد آنان كه پيرو خط امامند را نيز متحول سازيد و به رحمت الهي نزديكشان كنيد سلام مرا به رهبر عزيز برسانيد و بگوييد تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد با خداوند پيمان مي بندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسين (ع) همراه باشم و سنگر او را خالي نكنم پدر و مادر عزيزم از شما مي خواهم كه بر من گريه نكنيد و ناراحت نباشيد و بر جنازه من شادي كنيد اگر مي خواهيد گريه كنيد براي علي اكبر حسين گريه كنيد و از خواهرانم   مي خواهم كه حجاب را رعايت كنند كه چادر سياه شما از خون سرخ من رنگين تر است . ادامه مطلب
    مصاحبه با خانواده  شهيد پينو

     

     

    1ـ چه كسي نام او را انتخاب كرد و انگيزه او از اين انتخاب چه بود ؟ بي بي رقيه انتخاب كرده و بخاطر اينكه غلام امام رضا باشد .

    2ـ رفتار و برخوردش با والدين به چه صورت بود ؟ ايشان يك الگو تمام معنا براي خانواده بودند و سرمشق بود با والدين آنچنان خوب برخورد مي كرد كه نمي توان و صف كرد .

    3ـ روابطش با همكلاسيها و دوستان به چه صورت بود ؟ در حد تعادل و مي دانست با دوستان چگونه برخورد كند و با آنها مهربان بودند و در مشكلات به ياري آنها مي رسيد .

    4ـ روحيه اجتماعي او را توصيف كنيد ؟ كوچك نفس و جوانمرد و با مردم رفتار خوب و مهربان داشت.

    5ـ ميزان علاقه و ديدگاه شهيد نسبت به امام خميني و ولايت فقيه را بيان كنيد ؟ به ايشان علاقه زياد داشتند و بخاطر همين در هنگام سربازي به جبهه و خط مقدم رفتند و مي گفت بايد پيرو خط آنها باشيم .

    6ـ چه نوع فعاليت سياسي و انقلابي قبل و بعد از پيروزي انقلاب انجام مي داد ؟ در بسيج محل و نگهباني شب و تظاهرات راهپيمايي شركت مي كرد .

    7ـ خدمت سربازي را در كجا گذراند و در چه تاريخي شروع و در چه تاريخي پايان يافت ؟ در خدمت سربازي بود به فيض شهادت نائل آمد .

    8 ـ چه مدت خدمت سربازي او در جبهه بود ؟ 17 ماه در خط مقدم جبهه بودند .

    9ـ اولين بار در چه سني و چگونه به جبهه رفت ؟ اولين بار براي خدمت سربازي و بخاطر علاقه كه به رهبر انقلاب و امام حسين‌ داشت .

    10ـ چگونه و توسط چه كسي از شهادت فرزندتان باخبر شديد ؟ توسط بنياد شهيد

    11ـ آيا شهيد تشييع جنازه شده است ؟ تاريخ و محل دفن و نام گلزار او را بيان كنيد ؟ بله ، بهشت محمد جائينك ، 30/1/63 ، جائينك

    12ـ هر چه در مورد تشييع و تدفين شهيد به ياد داريد بيان كنيد ؟ آنروز تمام محل حال و هواي خاصي مي داد و آنقدر شلوغ بود و همه بر سر و صورت خود مي زدند .

    13ـ شما به عنوان پدر يا مادر شهيد چه پيامي ، سخني با مردم و مسئولين داريد ؟ فقط از مسئولين      مي خواهم كه به شهدا احترام بگذارند و مردم پيرو آنها باشند چون آنها فدا شدند تا ما راحت در اين سرزمين زندگي كنيم .

    14ـ راجع به نحوه رفتار او با پدر و مادر توضيح دهيد ؟ ايشان هميشه به پدر كمك مي كرد و گوش به حرف پدر بود .

    15ـ انس و علاقه شهيد به قرآن و ذكر خدا چگونه بود ؟ هميشه نماز سر وقت و دعا مي خواند و با خدا راز و نياز مي كرد .

    16ـ در خصوص مبارزات سياسي شهيد قبل از پيروزي انقلاب توضيح دهيد ؟ در بسيج محل شركت داشت در تظاهرات و راهپيمايي هم شركت فعالانه داشت .

    17ـ آيا غير از كتابهاي درسي مطالعه ديگري هم داشتند ؟ بله ، فايز دشتستاني ، راز نياز با خدا ، مناجات و كتابهاي انقلابي .

      ادامه مطلب
    خاطره شهيد پينو

     

     

     

    يادم مي آيد به مرخصي آمدم و پس از پايان مرخصي وقتي به جبهه رفتم ، مستقيماً به خط نرفتم بلكه پشت خط مشغول انتقال وسايل بوسيله قايق نمودم و در همان روزهاي نخست در يك صبح طلايي و روشن ، متوجه شدم كه قايق هاي فراواني از نيروهاي گردان ما كه در يك بيشه زار مستقر بودند به طور خيلي فجيعي و عجيبي دارند به عقب بر مي گردانند خيلي سريع متوجه شدم كه گردان مورد حمله واقع گرديده و شكست بزرگي متحمل شده اند خيلي زود سراغ از پينو گرفتم ولي دوستان به دروغ براي من گفتند كه او هيچ مشكلي ندارد و صحيح و سالم است من به اين صحبت ها اعتماد نكردم و خود را به منطقه رساندم آنجا متوجه شدم كه چون صبح زود بوده و هواپيماهاي دشمن در يك حمله سريع توانستند تلفات سختي به بچه ها ما وارد كنند . شهيد پينو كه آن شب در آن منطقه مستقر بود مورد اصابت امواج خمپاره گرديده بود و آن طور كه بعدها من متوجه شدم سنگي هم به قفسه سينه او خورده بود كه باعث شهادت آن عزيز گرديد بود بعد از اين موضوع مرخصي آمدم و خانواده ام از زود به مرخصي آمدن من تعجب زده شده بودند ولي من جريان را به هيچ كس نگفتم تا اينكه شب پدر پينو به خانه ي ما آمد و جوياي حال وي شد من همه چيز را از او پنهان نمودم ولي وقتي كه به عنوان برگشتن به خانه خود از خانه ي ما بيرون رفت و بدون اينكه ما متوجه شويم به بالاي خانه ي ما مي رود و شاهد شنيدن صحبت هاي من براي خانواده ام مي شود من هم وقتي پدر پينو به خانه رفت تمام جريان شهادت آن بزرگوار را به خانواده ام ايراد نمودم و غافل ازاينكه پدر وي بالاي خانه ي ماست و تمام حرف ها را شنيده است بالاخره من صبح زود به بنياد شهيد بوشهر رفتم ولي متوجه شدم كه پدر پينو زودتر از من به آنجا رسيده من با ديدن وي به تمام ماجرا پي بردم و بعد به اتفاق وي به سردخانه واقع در نيروگاه اتمي رفتيم و جسد را شناسايي كرديم و به روستا براي تشييع و دفن برديم ، چيزي كه براي من جالب بود صبرو حوصله و ارضاي پدر آن شهيد بود كه چه مردانه و قهر مانانه پيكر بي جان فرزند دلبندش را بدون هيچ گونه گله و شكايت يا ناراحتي تحويل گرفت .

    ( من ـ نويسنده كتاب ـ در اين موقع اشك را در چشمان خاطره گو جناب آقاي پيشين  نمايان مي ديدم و صادقانه مي گفت اي كاش ما جاي آنها بوديم . )[1]

     

    فضايل اخلاقي

     

     

    شهيد پينو به ملكوت اعلا پيوست و در جوار شهداي ديگر آرميد اميد كه خون شهيدان گرامي چون مشعل فروزان ما را راهنمايي كنند تا ادمه دهنده راه مقدس آنان باشيم و با حضور در صحنه هاي مختلف و اطاعت از فرامين حضرت آيت الله العظمي خامنه اي ، رهبر معظم جمهوري اسلامي ايران ، به توصيه هاي شهيدان جامه ي عمل بپوشانيم .

    از ويژگيهاي اخلاقي شهيد پينو اين بود كه ايشان همواره نگاهي پر از عاطفه داشت و نسبت به ديگران دلسوز بود . اگر به اتفاق هم مورد بي مهري قرار مي گرفت باز عزّت نفس از دست نمي داد و همچنان به چشم مهر و محبت به ديگران مي نگريست . ايشان داراي شخصيتي عجيب بود شناسايي وي را مشكل كرده است زيرا آن قدر كوچك نفس و فروتن بود كه به همه اسلام مي كرد چه كوچك و چه بزرگ ، خيلي صاف و ساده لباس مي پوشيد و با همه افراد جامعه رابطه اي دوستانه داشت . به والدين خود احترام خاصي قائل بود و هيچگاه مايه آزار و رنخش ايشان نشد . سرانجام براي استقلال و آزادي كشور لباس رزم پوشيده و عازم ميادين نبرد شد . و فرشتگان روح پاك او را به بهشت خداوند راهنمايي كردند .

    خاطره نويس : عبدالرحيم پيشين

     

    به خدمت عموي عزيزم محمدعلي صفرپور

     

    پس از عرض سلام ، سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواهان وخواستارم سلام عرض مي كنم باري اگر چنانچه جوياي حال اين بنده ، پسر عموي كوچك خودت غلامرضا پينو ، برآمده باشيد الحمدالله سلامتي برقرار است و خدا كنم كه شما هم صحيح و سالم باشيد . عمو جان چطور جواب نامه احمد مرادي را نداديد ؟

    سلمان با مادرش سلام مي رسانم سالم با خواهرش سلام مي رسانم عبدالحسين با اهل منزل سلام         مي رسانم تمامي قوم و خويشان را سلام مي رسانم غلامحسين صفرپور را با رفيقان همگي سلام      مي رسانم

    قربان شما غلامرضا پينو

    جواب نامه فوري و فوري بدهيد

    و آن را دست احمد مرادي بدهيد

    19/10/62

    شب ساعت يازده نيم نامه تمام شد ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار جائينك
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید