مشخصات شهید

شهید غلامرضا حیدری

269
نام غلامرضا
نام خانوادگی حيدري
نام پدر عباس
تاربخ تولد 1349/06/03
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1367/04/04
محل شهادت جزيره مجنون
مسئولیت معاون دسته
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن عالي حسيني
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندگينامه شهيد
    شهيد غلامرضا حيدري در سال 1349 در روستاي عالي حسيني از توابع شهرستان تنگستان استان بوشهر در خانواده‌اي مذهبي و معتقد ، به دنيا آمد .
    دوران ابتدايي را در زادگاهش و در دبستان امام خميني به پايان رسانيد و تا سال دوم راهنمائي در مدرسه تنگسير عالي حسيني به تحصيل پرداخت در سال 5/4/65 بنا به فرمان رهبر كبير انقلاب جهت آموزش نظامي به پادگان شهيد صدوقي بوشهر پا گذاشت و بلافاصله رهسپار جبهه هاي حق عليه باطل گرديد و پس از بازگشت وارد مجتمع آموزشي رزمندگان اهرم شد .و به عنوان دانش آموز نمونه راهي حرم مطهر امام هشتم (ع) گرديد و عشق به جبهه ها و علاقه به آب و خاك باعث شد تا بار ديگر راهي منطقه فاو ، خور عبدالله و شلمچه و جزيره امام فياض شود و سپس بعداز باز گشت در پايه سوم راهنمائي در مجتمع رزمندگان به تحصيل پرداخت و در اسفندسال 66 ازدواج نمود و پس از چهار ماه راهي جبهه ها شد و در مورخ 4/4/67 در جزيره مجنون مفقود گرديد و پيكر مطهرش پس از چند ماه مفقودي توسط گروه جستجو جهت تشييع به استان فرستاده شد و بر دست هاي مهربان مردم روستا در بهشت حيدري عالي حسيني در آبگرم مير احمد به خاك سپرده شد از او دختري به نام رقيه به يادگار است كه هنگام شهادت پدر 10 روزه بوده است .اكنون تصوير پدر را در قابي مقابل خود مي بيند و به راه پدر مي نازد و بر چنين پدر ي افتخار مي‌كند و به خود مي‌بالد .
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    مصاحبه با مادر شهيد
    س- ضمن عرض سلام خودتان را معرفي نموده و نسبت خود را با شهيد بيان كنيد.
    اينجانب مريم خو باز گرد مادر شهيد غلامرضا حيدري هستم .
    س-در مورد كودكي ايشان بگوئيد.
    ج- ايشان ازكودكي علاقه به ورزش و كارهاي هنري داشت و چون منزل ما نزديك مسجد و حسينيه بود دائم به مسجد مي رفت و مي‌گفت امشب من مي خواهم قاري دعا شوم و بعضي وقت ها دعاقرائت مي كرد . او به همسايه ها كمك مي نمود و در كارهاي خانه نيز به من كمك مي كرد .
    س- در مورد نحوه شهادت ومحل و تاريخ شهادت ايشان مطالبي بيان كنيد .
    ج-ايشان در جزيره مجنون بر اثر اصابت تركش در تاريخ 4/4/67 به ديدار حضرت حق مي شتابد.
    س- در مورد فعاليت هاي مذهبي ايشان حرف بزنيد.
    ج- ايشان علاقه خاصي به دعاها به خصوص كميل و توسل داشت در فعاليت هاي مختلف مذهبي مثل راهپيمايي ها و مراسم مذهبي شركت فعال داشت.
    س- چگونه خبر شهادتش به شما رسيد احساس شما چه بود؟
    ج- اينجانب كه جهت عرض تسليت و شركت در مراسمختم يكي از شهداي انبارك به اين روستا رفته بودم و از يكي از هم رزمان شهيد كه در آن مراسم شركت داشت و جزع فزع مي كرد پرسيدم : از پسر من كه هم رزم شما بوده است چه خبري داريد؟او گفت : پسري 17،18 ساله از روستاي عالي حسيني نيز به درجه رفيع شهادت نائل گشته است. من در آن لحظه اگر پاره اي از بدنم را جدا مي كردند نمي فهميدم ولي خدا را شكر مي‌كردم كه چنين فرزندي را تقديم اسلام و انقلاب كرده‌ام و توانسته ام قدمي مثبت در اين راه بر دارم . و امانتي كه خدا به ما داده بود به بهترين صورت از ما گرفت.
    س- خاطره اي از شهيد بزرگوار بيان كنيد .
    ج- روزيكه بر سر مزار شهيد رفته بودم بيهوش شدم و از حال رفتم و در آن لحظه شهيد به خوابم آمد كه لباس سبز رنگ به اتفاق چند تن از هم رزمان شهيدش به تن داشت و نوري عجيب اطرافش را فراگرفته بود از او پرسيدم اين نور چيست؟ گفت: مولايم حسين است .آن نور به من گفت: مادر نگران نباش فرزندت در كنار ماست زيرا فرزندت در راه خدا و امر واجب جان خويش را نثار كرده است. من تولد فرزندت را كه به شهادت رسيده است به تو تبريك مي گويم . زيرا اين تولدي ديگر است .
    س- مراسم تشييع شهيد چگونه بوده است ؟
    ج- مراسم تشييع شهيد با شكوه خاصي از شهرستان دشتي (خورموج) تا عالي حسيني صورت گرفت و سپس به گلزار بهشت حيدري روستا واقع در آبگرم مير احمد به خاك سپرده شد جمعيت بسيار زيادي در اين مراسم شركت كرده بودند كه وصف ناشدني بود .
    روحش شاد و راهش مستدام باد

    مصاحبه با برادر شهيد
    س- ضمن عرض سلام خودتان را معرفي كنيدو نسبت خود را با شهيد بزرگوار بيان كنيد .
    ج- اينجانب احمد حيدري برادر شهيد غلامرضا حيدري هستم .
    س-در مورد كودكي و اخلاق و رفتار ايشان چه مي دانيد .
    ج- اينجانب از نظر سني كوچكتر از شهيد بزرگوار هستم ولي اينگونه كه از صحبت هاي پدر و مادرم بر مي آيد .ايشان متدين و خوب بوده است در كارها به اعضاء خانواده كمك مي كرده ، سربه زير و متواضع بوده است و ديگران را از خود نمي رنجانده و به فوتبال علاقه فراوان داشته است.
    س – در مورد نحوه شهادت ايشان چه مي دانيد .
    ج- بر اساس گفته ي هم رزمانش بر اثر خوردن تركش در ناحيه سر به شهادت رسيده است .
    س-چگونه خبر شهادتش به شما رسيد و احساس شما چه بود .
    ج- من و ساير بچه هاي محله سرگرم بازي فوتبال بوديم كه بگومگويي بين بچه ها در گرفت و من وقتي نسبت به موضوع حساس شدم دانستم كه برادرم شهيد شده است در آن لحظه احساس هر برادري مشخص است كه قابل وصف نيست ولي به ايشان افتخار كردم كه توانسته دين خود را نسبت به انقلاب ادا كند و فرامين رهبركبير انقلاب را اطاعت نمايد و در جوار سالار شهيدان باشد .
    ادامه مطلب
    سجاياي اخلاقي شهيد
    هيچگاه ديده نمي شد در خانه عصبانيت داشته باشد و بر سر خانواده و ديگران داد بزند و نكته ديگر اينكه نامبرده خوش رو و خوش خلق بود گاهي مشاهده نگرديد كه با ديگران دعوا كند يا از خود خشونت نشان دهد .كمك به پدر و مادر و حتي اقوام و همسايگان را سرلوحه كار خويش قرار داده بود .
    فردي اجتماعي بود و از شركت در مجالس مثل دعاي كميل و صف هاي نماز جماعت و شركت در راهپيمايي لذت مي‌برد . به ورزش به خصوص فوتبال علاقه نشان مي داد با دوستان و اقوام معاشرت داشت به فراگيري قرآن علاقه مي‌ورزيد به همين خاطر در ايام تابستان كه اوقات فراغت داشت در كلاس هاي قرآن و احكام شركت مي كرد . با اينكه از نظرجثه كوچك بود در كارهاي بزرگ به پدر و مادرش كمك مي نمود . به گفته دوستان و همرزمانش در جبهه ها ايثار گربود و خود مشكلات را تحمل مي كرد اما حاضر نبود دوستان و همرزمانش به زحمت بيفتند كارهايش را خود انجام مي داد و به ديگران نمي سپرد . چهره اي بشاش و گشاده داشت .


    شعر
    خوشا به حال شقايق كه عشق را فهميد
    به عشق درد سفر كرد و زندگي را ديد
    غبار آيينه ها را به سيل خون شستند
    به جرم عشق ، شقايق به خاك و خون غلتيد
    تمام فاصله ها از غبار غم پر شد
    ستون سنگي آزادگي به خود لرزيد
    اگر چه سينه ي شب هم سياه و بي رحم است
    ولي به حرمت همسايگي، ز من پرسيد
    چرا به وسعت خورشيد ابر پا نهاد
    به جاي شوق چكيدن ز ابر غم باريد
    زمين باغچه ز عطر بوي شهيدان به خود باليد
    ولي به خاطره ها بيشتر مي شود باليد
    ز بام خانه حرمان كبوتران رفتند
    طنين نغمه ي يك بوم در فضا پيچيد
    زير بار اسارت زمانه سر خم كرد
    حصار قلعه آزادگي را به هم يافتند
    سكوت در دل خاك كلام ريشه دواند
    خوشا به حال پرندگاني كه با بوي خوش رفتند
    واژه ها شعر اسلام را كامل كردند
    درخت بي برگ اسلام را آبياري كردند
    خوشا به حال آن كسي كه خوش درخشيد
    ثوابش تا آسمان سيدالشهدا بردند
    و در بهشت سيدالشهدا جاي دادند




    سلام اول به خاك پاكشان باد
    گل لاله ، نشان خاكشان باد
    لاله ها با خاك و خون خوگرفته اند
    خاك را در سجده ها بو كرده اند
    لاله ها را گرچه جاني پاك بود
    الفت ديرينه اي با خاك بود
    به آنان كه راه حيدر گرفته اند
    به سوي آسمانها پر گرفتند
    به قلب دشمنان چون تير رفتند
    به بانگ روشن تكبير رفتند
    شكوه تك سواران ياد بادا
    رشادت هاي ياران ياد بادا
    تهيه كننده: فرزند شهيد



    شعر در وصف شهيد
    اين مدال افتخار است چون گرفتي از حسين
    بي نظير است شان و نامت در تمام عالمين
    تو نگيني اي كه در انگشتر اخلاص و دين
    چونكه در دستان اسلامي و انگشتش امين
    با رخ گلگون گرفتي خود وضو در شط خون
    با صداي بانگ تكبير اذان در آسمان
    زير رگبار هزاران توپ و تانك بعثيان
    هم چو معشوقي كه آيد نام عشقش در ميان
    سراينده : كاظم فرشچي
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار عالي حسيني
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید