مشخصات شهید

شهید غلامحسین ملاح

202
نام غلامحسين
نام خانوادگی ملاح
نام پدر مختار
تاربخ تولد 1341/07/30
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1361/08/18
محل شهادت عين خوش
مسئولیت فرمانده دسته
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات ديپلم
مدفن خورموج
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • زندیگنامه شهید

    سال 1341 در خانواده متدين و ساده و پاك حاج مختار ملاح باني مسجد و حسينيه و محافل امام حسين(ع)، فرزندي متولد شد كه او را غلامحسين نان گذاشتند كه به راستي غلام و سرباز امام حسين(ع) و راه سرخ او شد.

    دوره ابتدائي را در دبستان فايز و دوره راهنمائي را در مدرسه ادب و دوره متوسطه را در دبيرستان ابوذر غفاري خورموج به اتمام رساند. خانواده شهيد ملاح خانواده وارسته‌اي بود كه عاشق مجالس روضه و محافل ديني بود. در كنار منزل مسجد و حسينيه‌اي احداث نمودند و فرزندان را در چنين جومذهبي و عاشق اهل بيت پرورش دادند و شهيد نيز در چنين فضاي روحاني بزرگ شد. در خانه‌اي كه پدر شهيد خدمتگزار مسجد و حسينيه و مادر بزرگوار شهيد خود را خادمه اهل بيت مي‌دانست و در ماه‌هاي محرم و صفر كمر خدمت در تداركات امام حسين(ع) و اهل بيت مي‌بست و اين افتخار هنوز هم ادامه دارد و ماية افتخار خانواده ملاح است.

    پدر و مادر شهيد از همان كودكي عشق و محبت نماز و ذكر اهل بيت را در دل تك تك فرزندان، بخصوص شهيد غلامحسين و در دل مهربان او بارور ساختند.

    شهيد در كنار پدر پر تلاش، به كشاورزي مي‌پرداخت و در اين فعاليت عصاي دست پدر بود. وقتي محرم شروع مي‌شد صداي دلنشين نوحه‌هاي شهيد غلامحسين، فضاي محله جنوب شهر را فرا مي‌گرفت.در كنار فعاليت معمول به فراگيري قرآن پرداخت و در اندك مدتي قرآن را ختم كرد و به تلاوت قرآن علاقه‌اي زياد داشت. در اوج نوجواني و سرآغاز جواني و اوج‌گيري نهضت اسلامي به رهبري امام خميني(ره) در كليه راهپيمائيها شركت داشت و در انجام تظاهرات دانش‌آموزي نقش عمده‌اي داشت. با شروع جنگ تحميلي در آموزش‌هاي لازم شركت فعال داشت و در تاريخ 1/7/61 راهي جبهه شد و سرانجام در تاريخ 18/8/61 در عمليات محرم در منطقه عين‌خوش به آرزوي ديرينه خود كه فيض شهادت بود نايل گرديد.

    پيكر مطهر شهيد پس از 24 روز از شهادتش يعني 12/9/61 در روضة الشهداء خورموج به خاك سپرده شد. ادامه مطلب
    بسم ربِّ الشُّهداء

     

    وصيت‌نامه شهيد غلامحسين ملاح

    بنام الله پاسدار خون شهداء، سلام بر امام خميني ولي فقيه، اين قامت ايستاده كه مانند جدش حسين در برابر ظلم وستم مستكبران و قدرتهاي بزرگ ايستاده و يك قدم به عقب برنمي‌گردد، سلام بر امت شهيد پرور و نمونه كه با حضور هميشگي خود در همه صحنه‌هاي حق و امام را ياري كردند و قدرت نفس كشيدن وخواب راحت را از دشمن صلب كرده است.

    امت اسلام امروزدر دوجبهه پيروز بوده است و هست، يكي جبهه داخلي، متشكل از منافقين وليبرالها وكمونيستها و ملي‌گراهائي كه در نهايت يك خط را دنبال مي‌كنندكه همان خط شيطان بزرگ امريكاست. جبهه دوم در جبهه نبرد با با نيروهاي خارجي كه يكي از آنها صدام عفلقي كافر است كه بوسيله اربابانش، آمريكا به حريم كشور ما تجاوز نموده است . آمريكا اين را تا بحال بايد فهميده باشد كه با اين حركات مذبوحانه وآشكار بنا به فرمايش امام عزيز هيچ غلطي نمي‌تواند بكند. خوشا بحال آنانكه جز راه خدا راهي ندارند و جز ذكر خدا يادي ندارند. خدايا سوگند ياد مي‌كنم كه فداكاري كنم، الهي ياري ده كه بتوانم اين حكم را آنچنانكه شايسته مقام باريتعالي است بجا آورم، اينجانب غلامحسين ملاح راهم را شناخته بودم و روانه ميدان شدم اين وظيفه شرعي من بود كه انجام وظيفه شرعي من بود كه انجام وظيفه كردم و بسوي آن راه شتافتم، اما اي شما والدين من! بخاطر من ناراحتي نكنيد، صبر و بردباري را حفظ كنيد وهيچ گريه‌اي براي من نكنيد، شما آگاهيد و آگاهتر شويد، ما دنباله روان اجداد خود هستيم و بايد از ناموس خود دفاع مي‌كرديم، عزيزان همه شما مرا حلال كنيد، از همه اقوامان و دوستان مي‌خواهم كه مرا ببخشند و مرا حلال كنند حقير خود را ،

    مرگ در راه حق حجله دامادي ماست  امروز را حجله به آئين ده دامادم كن

    التماس دعا از همه شما دارم :

    فرزند و برادر كوچك شما، غلامحسين ملاح 17/8/61 ادامه مطلب
    مصاحبه با پدر و مادر شهيد:

    - ضمن معرفي خود از نحوه اخلاق  و رفتار شهيد بفرمائيد؟

    حاج مختار ملاح هستم پدر شهيد غلامحسين ملاح. شهيد از صبر و استقامت بالائي برخوردار بود. بسيار وظيفه شناس و پرتلاش و قدر دان پدر و مادر و محبوبيت خاصي بين دوستان و اقوام داشت.

    - از اعزام به جبهه او اگر خاطره‌اي داريد بفرمائيد.

    وقتي جبهه مي‌رفت، آمد با مادر و پدرش خداحافظي كرد. با اهل منزل خداحافظي كرد وگفت: مي‌دانم اين آخرين ديدار ما است، از شما مي‌خواهم مرا حلال كنيد.

    - چگونه از شهادتش مطلع شديد؟ (مادر شهيد)

    در تاريخ 26/8/61 بوسيله يكي از دوستان، از شهادتش با خبر شديم، و بعد از 25 روز جنازه‌اش را در سردخانه انديمشك پيدا كرديم.

    -ارتباط شهيد با شما چگونه بود؟

    شهيد غلامحسين با همه خوب بود بخصوص با من كه مادرش بودم – احترام ويژه‌اي نسبت به من قايل بود و مرتب مي‌گفت: مادر بخاطر زحماتي كه كشيدي براي من، حلالم كن.

    - به عنوان مادر شهيد چه پيامي داريد؟

    مادران بايد فرزندان را نيكو پرورش دهند وافتخار كنند فرزندان خود را در راه خدا داده‌اند، راه شهداء را ادامه دهند كه هرچه داريم از وجود امام و قرآن و شهيدان است.

     

    مصاحبه با برادر شهيد: ( رضا ملاح)

    - ضمن معرفي خود، ارتباطتان را با شهيد بگوئيد:

    رضا ملاح هستم، برادر شهيد غلامحسين. در حقيقت بخاطر صميميت ايشان هم برادر بوديم هم دوست.

    - فعاليت‌هاي ديني و مذهبي شهيد را بيان كنيد.

    شهيد، قاري خوب قرآن بود. در ماه‌هاي محرم و صفر نوحه‌هاي دلنشين او فضاي شهر را در بر مي‌گرفت، وصداي دلنشين و رساي اذان او روح نواز بود.

    موارد اعزام شهيد را ذكر كنيد.

    شهيد دفعه اول از طرف جهاد سازندگي و دفعه دوم از طرف بسيج شهرستان اعزام شد و در عمليات محرم، در منطقه عين خوش به شهادت رسيد.

    - مسئوليت اجتماعي شهيد قبل از شهادت چه بود؟

    شهيد قبل از شهادتش از افراد دلسوز وبنيانگذاران تعاوني روستائي بود.

     - مهمترين ويژگي‌هاي اخلاقي شهيد به نظر شما چه بود؟

    ايمان به خدا- مردم داري – اخلاق حسنه – كمك به فقرا

    - چند نفر از شهدائي كه قبل از شهادت شهيد با او در ارتباط بودند؟

    شهداي بزرگوار – اسماعيل كشاورز – محمد رضا كشاورز – عبدالحسين سيفي

    - مسئوليت شهيد در هنگام شهادت چه بود؟

    فرماندهي تداركات تيپ امام سجاد(ع) در عمليات محرم.

    - جريان شهادت شهيد را بيان كنيد.

    بعد از يك هفته كه براي دومين بار به جبهه رفت – عمليات محرم 27/7/61 شروع شد يكي از همرزمانش، برادر اكبر بردستاني در اين عمليات زخمي شدند كه خبري از شهيد ملاح نداشتند، ايشان كه مسئول كل تداركات تيپ امام سجاد(ع) بودند در حين انچام مأموريت در عين خوش بر اثر خمپاره دشمن به شهادت مي‌رسند.

    در تاريخ 8/7/61 يكي از دوستان بصورت ناشناس آمد وگفت كه ما به هم قول داديم هر كس رودتر شهيد شد، خانواده شهيد را خبر دهد و ساك وكوله‌پشتي شهيد را آورده بود ولي نگفت: كه قطعاً شهيد شده، و يك هفته بعد آمد كه دنبال پيكر مطهر شهيد بگرديم. با برادران جهاد تمام سردخانه‌ها را گشتيم و آخر سر در سردخانه انديمشك ، او را پيدا كرديم. نيمي از بدنش به علت اصابت خمپاره از بين رفته بود. از تركشي كه به انگشت پايش خورده بود شناخته شد. يكي از دوستانش كه باتفاق هم در سرد خانه‌ها مي‌گشتيم، گفت: وقتي وارد سرد خانه انديمشك شدم صدائي را شنيدم كه مي‌گفت من اينجا هستم. بعد از 25 روز از شهادتش جسد مطهر او را پيدا كرديم.

    مصاحبه با همرزم شهيد:      (اكبر بردستاني)

    - ضمن معرفي خود، سابقه دوستيتان را با شهيد بيان كنيد.

    اكبر بردستاني هستم، كه از دوره دبستان با شهيد همكلاس بودم

     به عنوان همرزم ودوست، چه ويژگي‌هائي را قبل از شهادت در شهيد مشاهده كرديد؟

    سالهائي كه در كنار شهيد بودم – صداقت – صبر و استقامت و عشق به اهل بيت در او آشكار بود.

     از فعاليت‌هاي سياس شهيد بگوئيد:

    در سال 57 در تمام راهپيمائي‌ها شركت مي‌كرد و اكثر راهپيمائي‌هاي دانش‌آموزي را رهبري مي‌كرد و در اوايل انقلاب بسيار بر ضد منافقين فعاليت كرد.

    اگر خواب يا الهامي قبل از شهادت شهيد به شما شده بيان كنيد.

    يكي از دوستان بيان مي‌كرد 24 ساعت قبل از شهادت شهيد، آن عزيز با يك گوني لباس‌هاي رنگارنگ نزد ما آمد و لباس‌ها را به ما نشان داد وگفت هر كس لباس دلخواه خودش را بپوشد. و خودش بهترين و زيباترين لباس را انتخاب كرد و پوشيد وچند لحظه يكي از برادران هم استاني آمد و اوهم لباس زيبا پوشيد. بعد از دوروز از اين جريان شهيد غلامحسين به شهادت رسيدند. و دو روز بعد از شهادت غلامحسين آن برادر هم استاني هم به شهادت رسيد. و رؤيا تبديل به واقعيت شد.

    قبل از عمليات، پيش من امد وگفت معلوم نيست تو زودتر برمي‌گردي يا من، اما اگر تو زودتر به خورموج برگشتي سلام مرا به مادر برسان. وقتي غلامحسين شهيد شد و من خبر شهادتش را به مادرش دادم – مادرش با صبر و بردباري تمام گفت: خودم خبر داشتم. گفتم: چطور؟ گفت ديشب خوابش را ديدم كه با من خدا حافظي كرد. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار خورموج
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید