مشخصات شهید

شهید علی احمدی

349
نام علي
نام خانوادگی احمدي
نام پدر ماندني
تاربخ تولد 1340/01/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1362/09/27
محل شهادت موسيان
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت سربازنيروي انتظامي
شغل -
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن بنه گز
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • زندیگنامه شهید

    شهيد علي احمدي (الياس) در روستاي باغ چرخي از توابع روستاي بنه گز ديده به جهان گشود . خانواده او اهل ديانت و معتقد راستين به دين مبين اسلام بودند . پدر و مادر مهربان او از علي انساني وارسته ساخته بودند كه در آينده جان خود را در راه اسلام و وطنش فدا نمايد تا آيندگان با خيال آسوده در خاك ايران زمين با افتخار و سربلندي زندگي نمايند .

    هنگامي كه سن علي براي ورود به مدرسه ابتدائي آماده شد همراه ساير دوستانش با كيفي چون سبدپر ازعشق راهي مدرسه شد تا اولين درسهاي زندگي را در كتابها و الفاظ شيرين معلمانش فرا گيرد . پس از پايان دوره ابتدائي وارد مدرسه راهنمائي شهيد جلالي بنه گز گرديد . آن زمان قرين فريادهاي الله اكبر مردم ايران عليه رژيم ستم شاهي بود او نيز مانند ساير هموطنان خود در آن زمان به هر طريقي كه در آن فضا امكان پذير بود در راه پيروزي انقلاب و تحقق آرمانهاي حضرت امام (ره) از خود مايه گذاشت پس از پيروزي انقلاب اسلامي و سرنگوني رژيم پهلوي و همزمان با تشكيل ارتش بيست ميليوني به فرمان پير انقلاب به عضويت بسيج اين نيروي مردمي و انقلابي درآمد و سرپرستي بسيج روستاي خود را عهده دار گرديد . هنگامي كه قلبش با آرمانهاي بسيج آشنا گرديد براي حفظ ديده هاي عالي انقلاب تفاوت نگهباني در شب و روز را از وجود او برداشته بود و از تلاش و كوششي كه مي كرد احساس رضايت مي نمود .

    او همواره بسيجيان را به اخلاق اسلامي ، انساني ، تواضع و فروتني و حسن معاشرت با مردم دعوت مي كرد . و اخلاق و رفتار ايشان يكي از صفات بارز انساني او بشمار مي رفت و مردم از او احساس رضايت مي كردند . در پايان سال دوم راهنمائي بود كه سربازان چكمه پوش متجاوز عراق بر خاك ايران اسلامي بطريق وحشيانه اي حمله ور شدند . عشق به اسلام و ايران قلب آماده به خدمت علي احمدي را به سوي جبهه هاي جنگ تحميلي كه ساخته و پرداخته شيطان بزرگ با دستان عراق بود كشانيد درس و مدرسه را به هدف ياري دوستانش رها كرد و براي اولين بار در جبهه خرمشهر عليه دشمن ديده شود . دوره اولِ او به جبهه جنگ مدّت 16 روز طول كشيد و در پست شكارچي تانك آر پي جي زن همدوش سربازان نور عليه دشمن غرش خويش را آغاز   نمود . دوره دوم اعزام او به جبهه كه بعد از مدتي از دوره اول صورت گرفت عشق ماندن با همرزمانش زمان ماندن او را به 45 روز كشانيد و اين بار در ايفاي نقش كمين ، اجراي مأموريت نمود . اين روال ادامه پيدا كرد تا اينكه خدمت مقدس سربازي او اعلام گرديد و اينبار نيز چون جانباز راهي جبهه هاي حق عليه باطل گرديد . مدت شش ماه از خدمت او در اين پست نگذشته بود كه در منطقه عمومي موسوم به تپه سفيد در اطراف شهر موسيان قرار گرفت . او كه در اثناي جنگ از خود رشادتهاي فراواني نشان داده بود و از طرف واحد خود در ارتش به درجه سرباز يكمي و ارتقاء درجه نايل آمده بود بار ديگر جوانمردي خويش را نشان داد ولي خم زبون او را مهلت نداد و در تاريخ بيست و هفتم آذرماه يكهزار و سيصد و شصت و دو ، روح لطيف و مطهرش چون كبوتر سبكبال از آشيان تن خاكي پر كشيد و به ملكوت اعلي پيوست تا روحش در كنار ديگر مقربان درگاه ايزد حق آرام و قرار گيرد .

    سجاياي اخلاقي شهيد علي احمدي

    1- حسن خلق با مردم و رعايت حقوق ديگران

    2- گفتار آميخته با ملاطفت و نرمي

    ِ3- اعتقادات راسخ به مسائل مذهبي

    4- آرزوهاي دنيوي هرگز اهداف عاليش را منحرف نمي كرد

    5- ديرتر از هر كسي خشمگين مي شد و زودتر از همه خرسند و راضي مي شد

    6- شوق به وصال شهادت و ترس و بيم از كيفر مجازات اصول اخلاقي او را شكل مي داد

    7- صله رحم را بخوبي بجا مي آورد

    8- اعمال صالح انجام مي داد در حاليكه ازكارهاي خود بيمناك بود .

    9- برپايي نماز و اجراي نيك روزه را بخوبي انجام مي داد

    10- همواره در سيماي او تبسم ديده مي شد

    11- تاكيد وافر به امر به معروف و نهي از منكر داشت

    12- نيكي فراوان به پدر و مادر

    13- تواضع و فروتني

    14- خدمت بي ريا به اسلام و انقلاب

     

    خانواده شهيد علي احمدي

    درود بر پدر و مادراني كه با اهداء عزيزترين هستي زندگيشان ، راه نيك را زندگي كردن را به ديگران مي آموزند . اينان جز پدر و مادر سرباز «شهيد علي احمدي» نيستند . ماندني احمدي متولد 1309 و منيژه صحراگرد متولد 1311 مي باشند كه راه چگونه زندگي كردن را به ديگران مانند ساير پدر و مادر هزاران شهيد ايران اسلامي آموختند .

    پدر و مادر شهيد از همان دوراني كه خود را شناختند در راه امرار معاش حلال خانواده خود كوشيده اند و با شغل چند پيشه و پر زحمت در كشاورزي آغاز نموده اند و با همين رنج و زحمت نهايت كوشش و اهتمام را در تربيت فرزندان صالحشان بهره برده اند .

    پدر و مادر شهيد در سال 1363 مشرف به زيارت خانه خدا شدند و در آن مقام ربوبيت از خداوند بزرگ ، عمري باعظمت را از خداي خويش طلب كرده اند و در حال حاضر پدر و مادر شهيد بزرگوار و در قيد حيات و از آنان 1 فرزند پسر و 5 دختر باقي مانده است . خداوند اين خانواده بزرگ را در كف الطاف و حمايت خويش قرار دهد .

    يام شهيد شهيد علي احمدي

    شهيد علي احمدي خود از بنيانگذاران بسيج در محله خود بود . بر همين اساس در سخنان خود به نقش اساسي بسيج در حفظ ارزشهاي والاي اسلام و انقلاب اعتقاد راسخي داشت و براي حفظ خط امام خميني (ره) و پايبند بودن به آن ارزشهاي بسيجي را به دوستانش گوشزد مي كرد و به آنان يادآور مي شد كه قدر وجود اين بزرگوار (امام خميني (ره) ) را بايد ملت بداند زيرا كه بسياري از كشورها و ممالك دنيا انقلاب كرده اند ولي در انقلابشان بعلت نداشتن رهبريت و عدم وحدت كلمه به شكست يا انحراف كشيده شده اند زيرا كه رهبريت امام خميني (ره) برگرفته از پيامهاي قرآن و ائمه معصومين بوده ، به همين علت جايگاه خاصي در بين مردم داشته است .

    نزديكان شهيد علي احمدي مي گويند در زمينه حسن نيت به مردم به ما بسيار سفارش مي كرد و در عمل نيز به آن معتقد بود و زندگي را آزمايش بزرگي براي خودش  مي دانست و    هدف زندگي را در عقيده و ايثارگري و شهادت درراه خدا  مي دانست و آناني را كه در جبهه هاي جنگ حق عليه باطل به هر طريقي كمك رساني كرده بودند را از مصاديق جهادگران راه خدا مي دانست و به اهميت حمايت انقلاب تحت رهبريت امام بزرگوار را تاكيد مي كرد . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    مصاحبه با خانواده شهيد علي احمدي

    مادر پيرش كه نقل بيانش نام الياس است از روزهايي صحبت مي كند كه فرزند رشيدش از افتخارات ميدانهاي نبرد بوده است . او مي گويد هنگامي كه در بسيج روستا خدمت مي كرد تاكيد زيادي به رفتار خوب و درست با مردم داشت و به دوستانش كه امر تفتيش اتومبيلها را در اوايل پيروزي انقلاب به عهده داشتند ، سفارش مي نمود كه حق و حقوق و حرمت مردم را انجام دهيد و يكدفعه خداي ناخواسته از اين بابت كاري انجام ندهيد كه اين كار نادرست به پاي اسلام و انقلاب گذاشته شود و خدشه اي به اهداف انقلاب كه براي مردم عزيز است وارد شود . مادرش مي افزايد كه او از بس اخلاق نيك و پسنديده داشت . يادم مي آيد وقتي كه الياس از جبهه جنگ آمده بود در بلندگو مسجد روستا اعلام گرديد كه او از جنگ برگشته است . بيان اين خبر همان و سرازير شدن دوستانش از يك طرف . انگار كه پروانه ها دور تا دور شمع حلقه زده و جمع شده باشند . هركسي از هر كجا كه بود او را بوسه باران مي نمود و مورد تفقد خودش قرار مي داد . همه اين ارادت به الياس من جزير الطاف خدا و ايمان او بهمراه حسن اخلاق او با مردم چيز ديگري نبود . زيرا هر كس اخلاق او را مي ديد جذب او مي گرديد.

    سپس مادرش از روزهاي آخرين ديدار با او اينگونه سخن مي گويد . الياس در حاليكه فرداي آن روز براي سومين بار مي خواست به جبهه اعزام بشود ، رو در روي من قرار گرفت و گفت: مادر مثل اينكه به من الهام شده كه ديگر برنمي گردم و جسدم نيز به راحتي پيدا نمي شود . مادرم تو را به خدا قسم مي دهم اين را بعنوان يك وصيت از من بپذير كه اگر جسدم در ميدانهاي نبرد پيدا نشد خداي ناكرده يك وقت نسبت به بچه هاي سپاهي يا بسيجي اظهار ناراحتي نكني و يا آنان را مورد بي مهري قرار ندهي و از آنان نخواهي جسدم را پيدا نمايند زيرا در منطقه اي كه من ممكن است بروم يك منطقه خطرناك است . امكان دارد براي بيرون آوردن جسدم بسياري از بچه هاي همرزمم شهيد شوند و يا باعث اذيت و آزار ديگران شود گرچه شهادت فيض بزرگي براي انسان است ولي چنين طريقي را نمي پسندم . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بنه گز
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید