مشخصات شهید

شهید علیرضا باصولی

334
نام عليرضا
نام خانوادگی باصولي
نام پدر كرم
تاربخ تولد 1347/06/30
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1367/04/30
محل شهادت سومار
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت سرباززميني ارتش
شغل -
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن دهقايد
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد علي رضا باصولي در سال 1347 در خانه اي گلين اما مذهبي در روستاي دهقايد به دنيا آمد.و در دامن پدر و مادري با تقوا پرورش يافت ، تا شاهدي باشد بر رنج و محروميت زمان،در 7 سالگي وارد مدرسه شد.و در دبستان شهيد بهشتي دوران ابتدائي را به پايان رسانيد.تا سال دوم راهنمايي در مدرسه منتظري برازجان مشغول به ادامه تحصيل شد.اين شهيد بزرگوار با فرمان امام(ره) مبني بر تشكيل بسيج مستضعفين درس را رها و در اين نهاد مقدس مشغول خدمت گرديد.در اين ايام چندين بار هم به جبهه حق شتافت.كه اولين بار در عمليات والفجر2در منطقه دهلران و موسيان شركت كرد.اعزام دوم ايشان به مهاباد بود كه از ناحيه پا مجروع شدند.وي در بار سوم در عمليات والفجر8 شركت كردند كه از ناحيه ديد و دستگاه گوارش  مجروح شيميايي شدند و براي دفعه چهارم در عمليات كربلاي4شركت نمودند و رشادت هايي از خود نشان دادند و در همين موقع بود كه مشمول خدمت نظام وظيفه قرار گرفت . خود را به حوزه نظام وظيفه معرفي كرد و براي آموزش به زاهدان فرستاده شد.بعد از آموزش در سومار مشغول به خدمت شد.

    شهيد باصولي براي هرگونه مأموريت آمادگي داشت و جزء گروه شناسايي در منطقه بود و در درگيري هاي سومار رشادت هايي از خود نشان داد كه مورد تشويق سران ارتش قرار گرفت.و به درجه گروهبان سومي نائل شد.و تشويق  نامة ديگر كه از طرف ستاد كل منطقه به او داده بودند،گوياي رشادت و شجاعت او بود و دو عدد سكه بهار آزادي به پاس خدمت صادقانه به ايشان اعطاء گرديد.

    در اين موقع براي ديدار پدر و مادر به مرخصي آمد.يكي از خصوصيات بارز شهيد اين بود كه  در پايان مرخصي موقع خداحافظي با دوستان به خانه تك تك آنها مي رفت و از آن ها خداحافظي مي كرد.شهيد اين بار نيز مثل سابق پس از ديدار با تمام نزديكان به محل خدمت خود سومار مراجعه كرد،كه به گفته يكي از هم رزمانش بدون آن كه وسايل همراه خود را به مقر ببرد و تحويل آجوداني بدهد  ، مستقيماً با تني خسته در عملياتي كه بر عليه نيروهاي بعث عراق و منافقين بود شركت و به فيض شهادت نائل شد.خانواده اش به اميد اين كه ايشان اسير شده اند،  منتظر آمدنش بودند ، تا اين كه جسد پاكش در منطقه پيدا و شناسايي گرديد و در تاريخ2/8/67 با حضور خانواده هاي محترم شهداء و ديگر امت اسلامي،تشييع و در گلزار شهداي دهقايد به خاك سپرده شد. ادامه مطلب
    «و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءٌ عند ربهم يرزقون»

    اينجانب به اين آيه و تمامي آيات قرآن و پيامبر اسلام و امامان معصوم و جمهوري اسلامي ايران و رهبر بزرگوارم ايمان دارم و عشق مي ورزم.مي دانم كه مرگ در راه خدا و جهاد حق عليه باطل بهتر از زندگي در اين دنياست.قبلاً هم كه به جبهه مي رفته ام ، وصيت نامه نوشته ام ، اما باز هم اين را مي نويسم ، چون خيلي اين جا وضع سخت است و هر آينه بيم خطر مي رود.ولي چون راهم را راه حقي مي دانم ، ترسي ندارم.آنگاه كه به شناسايي مي رفتم و اكنون كه به عمليات رفته ام و به طور كلي در هر زمان با خداي خود رازهايي در دل داشتم ، كه لازم نمي بينم به روي كاغذ بياورم.هر وقت كه به جبهه مي رفتم و مي خواستم خانواده و دوستانم را براي چنين روزي آماده كنم و به آن ها بگويم ، ولي خوش نداشتم كه  آن ها را تشويش دهم.من خواب شهادتم را در كربلاي4 ديده بودم.كه به كربلا رفته بوديم و دو انگشتر خريده ام كه يكي سبز و ديگري قرمز بود.چندين بار تا پاي شهادت پيش رفتم ،  اما يا لياقت آن را نداشتم ، يا خدا نمي خواست.

    وقتي امام حسين(ع) را در نظرم مي آورم ، دلم از زندگي اين دنيا سير مي شود. استكبار جهاني ما را راحت نمي گذارد، هر روز توطئه اي برپا مي كند مخصوصاً كه حالا اسلام راستين در ايران برقرار گرديده است بيشتر مي خواهد انقلاب اسلامي را سركوب كند ، ولي كور خوانده است.

    دلم مي خواهد چنانچه مسايلي پيش آمد ، خانواده ام به خصوص پدر و مادرم خودشان را ناراحت نكنند.زيرا من در آن وقت راحت شده ام و بار مسئوليت شهداي گذشته بر دوشم كم مي شود.جنازه ام اگر به دست نيامد مانعي نيست، اصل ، روحم است كه اميد است به شهداي كربلا و دوستانم ملحق شود.

    از پدر و مادر و برادر و تمامي دوستانم مي خواهم كه اين بنده حقير را ببخشند.

    «والسلام»

    سلام بر مهدي (عج)

    علي رضا باصولي

      ادامه مطلب
    رفتار و اخلاق شهيد:

    خواهر شهيد مي گويد:ايشان رفتار خوبي داشتند و با احترام خاصي با ديگران برخورد مي كردند.شهيد بسيار خوش برخورد و خوشرو بودند و با همه اعضاي خانواده يك طور رفتار مي كردند.

    ايشان چهره محبوبي داشتند كه هر كس براي اولين بار با او برخورد مي كرد مجذوبش مي شد.

    شهيد بسيار ساده زندگي مي كردند،و ديگر خصوصيات اخلاقي اين شهيد بزرگوار شجاعت و خوش خُلقي شان بود و طوري برخورد مي كرد كه هيچ كس از ايشان شكايتي نداشت.شهيد در اكثر فعاليت هاي مذهبي ، خالصانه شركت مي كرد.در مقابل مسايلي كه مخالف شئون اسلامي بودند ،  بدون توجه به فرد خاصي ، در هر مقامي كه بود ، شديداً برخورد مي كرد و اين نشانه اي از شجاعت و دليري اوست. و انسان از چنين خصوصيتي لذت مي برد.

    همرزم شهيد مي گويد:ايشان دفاع از كشور را يك وظيفه عمومي مي دانست و افتخار مي كرد كه در دفاع از كشور ،  شهيد شود. ادامه مطلب
    خاطره اي از زبان همرزمش ،  برادر اصغر ناصحي:

    در حالي كه من مجروح شده بودم،خون شديدي از پاهاي من سرازير مي شد. شهيد باصولي براي جلوگيري از نفوذ سرما مرا داخل كيسه خواب خود ،  خوابانيد، و پس از تماس هاي مكرر با بي سيم بالاخره ساعت6بعدازظهر آمبولانس با فاصله 5كيلومتر پائين كوه ايستاد.شهيد باصولي با شليك رگبار و روشن كردن آتش راننده آمبولانس را از جايي كه من مجروح شده بودم ، با خبر كرد . شهيد پس از پائين رفتن از كوه و آوردن برانكارد ،  مرا به آمبولانس رسانيد.

     

    شرح زندگي نامه از زبان مادرش:

    در دوران كودكي شهيد را به مهد كودك فرستادم،در آن دوره با زبان كودكي اش مي گفت:من خدا را مي خوانم،امام را مي خوانم.در دوره خردسالي،در سن10 سالگي كتاب هاي دعاي توسل و كميل را مي خواند.در دوره نوجواني،تا دوره راهنمايي درس خواندند.و با آغاز جنگ تحميلي به جبهه رفت.برادرش به ايشان گفت برگرد به مدرسه،شهيد در جوابش گفت:جبهه و جنگ خودش مدرسه است.در هنگام جنگ رفتار ايشان تغيير كرده بود. او از مادرش اجازه جبهه را گرفت.

     

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار دهقايد
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید