مشخصات شهید

شهید علیرضا اخلاقی

184
نام عليرضا
نام خانوادگی اخلاقي
نام پدر غلامحسين
تاربخ تولد 1347/06/01
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1362/05/25
محل شهادت خورموج
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن خورموج
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد عليرضا فرزند حاج غلامحسين، به سال 1/6/47 در شهر ادب پرور خورموجع در خانواده متدين و پرتلاش ديده به جهان گشود. عليرضا فرزند هشتم خانواده بود. از همان كودكي روحيه‌اي جستجوگر و فعال داشت. تحصيلات ابتدائي را در دبستان حكمت گذراند و جهت ادامه تحصيل وارد مدرسه راهنمائي شهيد سروري شد.

    ادب و متانت شهيد با دوستان بخصوص دبيران خود زبانزد بود. دبيران عليرضا از جمله حاج رحمان فراري و غلامرضا عبدالشاهي در مورد حسن سلوك، رفتار و ادب و متانت شهيد مطالب جالبي بيان فرمودند. از همان سالهاي نوجواني عضو فعال بسيج محل شد و در مدرسه نيز فعاليت چشمگير داشت. جواني فعال در تمام زمينه‌ها بود. قسمتي از وقت خويش به ورزش، بخصوص فوتبال مي‌پرداخت.

    تا شهادت :

    شهيد از اعضاء فعال بسيج بود و زماني كه مقر بسيج در مدرسه علميه بود شهيد به پاسداري مي‌پرداخت و وقتي مقر بسيج به قلعه منتقل شد، عليرضا به مأموريت و وظيفه نگهباني و پاسداري ادامه داد. عليرضا طي حكمي، به مأموريتي در تاريخ 25/5/62 به محل مأموريت خود رفت ولي در هنگام مأموريت و انجام وظيفه در محل نگهباني به علت حادثه برق گرفتگي، شب هنگام به شهادت رسيد. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    در محضر پدر شهيد: ( مصاحبه)

    - چند ويژگي برجسته شهيد:

    احترام بيش از حد به پدر ومادر و همه اعضاء خانواده، با اينكه شهيد تا هنگام شهادت سن بالائي نداشت اما مثل يك بزرگسال روحيه تعاون و همكاري داشت.

    - عكس العمل و رفتار و خاطره شما در اخرين وداع در شب شهادت:

    آن شب با توجه به مأموريت رسمي محوله براي نگهباني و پاسداري به محل خدمت رفت و پاسي از شب 25 مرداد ماه خبر شهادت او را آوردند و با تمام غم و اندوه فقدان پسرم، به عنوان پدر شكر مي‌گويم خدا را كه پسري مثل عليرضا در راه اسلام و انقلاب تقديم نموديم.

    - تأثير شهادت شهيد و رسالت شما:

    شهيد با شهادتش به همه ما درس ايثار و مقاومت آموخت و بما نشان داد كه مردي و مردانگي در عمل چيست. و ادامه راه اين شهيدان عزيز ممكن نيست مگر اينكه اخلاق پسنديده آنها را سرمشق خود قرار دهيم.

    در محضر مادر شهيد:

    - ارتباط شما با شهيد:

    شهيد با همه اعضاء خانواده بخصوص با من ارتباط خيلي صميمي داشت و جهت جلب رضايت من خيلي زحمت مي‌كشيد.

    - در آخرين وداع و شب شهادت چه خاطره‌اي از شهيد بياد داريد؟

    پس از صرف شام، با توجه به نزديكي محل مأموريت و پاسداري و نگهباني، عليرضا از من خداحافظي كرد. گويا به‌دلم برات شده بود و خودم را براي خبر مهمي آماده كردم، آخر شب خبر شهادت او را به‌ما رساندند. با تمام مصيبت داغ پسرم شهادت او باعث افتخار من كه مادرش مي‌باشم، شد. زيرا چنين فرزندي را در دامن خود پرورش داده بودم.

    - پيام شما به عنوان مادر شهيد به مادران چيست؟

    اول سعي كنند در گرفتاريها صبر و تحمل كنند. فرزندان را چه پسر و چه دختر مطابق اصول اسلامي پرورش دهند. براي پرورش بهتر فرزندان، پدرها و مادرها خودشان بهترين الگوي اخلاقي باشند.

    در مصاحبه با برادر شهيد:

    - خودرا معرفي كنيد:

    عبدالرضا اخلاقي هستم، برادر شهيد عليرضا اخلاقي و در حال حاضر كارمند شهرداري خورموج مي‌باشم.

    - ارتباط شما با شهيد عليرضا:

    در دوره دبستان همراه عليرضا در فعاليت‌هاي ورزشي همكاري داشتيم. با اينكه بيش از ده سال از سنش نمي‌گذشت. همراه هم در راهپيمائي‌ها شركت مي‌كرديم و بسيار شور و اشتياق داشت.

    - رفتار عليرضا در مدرسه چگونه بود؟

    در دبستان و بخصوص در مدرسه راهنمائي رفتار و كردار عليرضا واقعاً نمونه بود. دانش‌آموزي به سن عليرضا، رفتاري متين و در حد بزرگسالان بود و بسيار با تجربه، به قضاوت دو تن از دبيران عليرضا در دوره راهنمائي – آقايان فراري و عبدالشاهي، رفتار و اخلاق اين شهيد نمونه كامل يك بسيجي اهل عمل بود.

    - پس از شهادت شهيد عليرضا چه مطلب قابل ذكري داريد؟

     

    باتفاق خانواده و جهت شادي روح مطهر شهيد عهد بسته‌ام كه هر سال مراسم سالگرد اين عزيز را در حرم مطهر امام رضا برگزار كنيم.

    ما خانواده شهدا كه وارث خون شهيدان هستيم بايد در اخلاق اسلامي براي ديگران الگو باشيم. ادامه مطلب
     

    با خاطرات شهيد اخلاقي:  ( در بيان همسنگر شهيد، حسين رضائي)

    تمام لحظاتي كه در پايگاه شهيد عاشوري و يا در بسيج با شهيد عليرضا بودم. هر وقت صحبت از پاسداري و نگهباني يا خدمتي مي‌شد عليرضا هميشه پيشقدم بود و بدون هيچگونه چشمداشتي، صميمانه خدمت مي‌كرد. از جمله خاطرات شيرين اينكه عليرضا با تمام سعي و كوشش و خدمتي كه در بسيج مي‌كرد و اوقات بيكاري خود را در آنجا و خدمت به مردم صرف مي‌كرد، اما از نظر درسي و اخلاق در مدرسه نيز الگو و نمونه بود و دبيران و مسئولان مدرسه صحبت از اخلاق و رفتار او مي‌كردند.

    گاهي اين‌قدر در مورد رفتن به جبهه بي‌تابي مي‌كرد كه زار زار گريه مي‌كرد. اما فرماندهان به علت سن كم او ممانعت مي‌كردند. و او بارها با گريه مي‌گفت: پس كي ما هم به فيض شهادت مي‌رسيم. و بعدها برايم معلوم شد كه باغ شهادت راه‌هاي متعدد دارد.

    ان شب كه از نيمه شب گذشته بود با يك دنيا عشق و معرفت به انجام وظيفه مشغول شد و در حالت نگهباني به عالمي ديگر فكر مي‌كرد. وقتي آن حادثه رخ داد و عليرضا به شهادت رسيد، وقتي پيكر مطهر او را ديدم معني اشكهاي گرم او را كه براي شهادت دعا مي‌كرد فهميدم.

    سيري در گلستان اخلاق ومعرفت شهيداخلاقي:

    • عشق و علاقه و احساس وظيفه نسبت به بسيج و خدمت به انقلاب.

    • حس احترام و قدر شناسي به پدر ومادر و معلمان.

    • در مواقع بيكاري تمام وقت خود را در نگهباني و پاسداري در بسيج مي‌گذراند.

    • انجام وظيفه هم در سنگر مدرسه و كسب علم و هم خدمت بسيج.

    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار خورموج
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید