مشخصات شهید

شهید عبدالرضا افتخاری

308
نام عبد الرضا
نام خانوادگی افتخاري
نام پدر عباسعلي
تاربخ تولد 1345/09/20
محل تولد بوشهر - ديلم
تاریخ شهادت 1365/02/24
محل شهادت حاج عمران
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت سرباززميني ارتش
شغل -
تحصیلات ديپلم
مدفن ديلم
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • عبدالرضا افتخاری فرزند عباس علی در بیستم آذرماه 1345 در شهرستان ديلم در ميان خانواده ای مذهبی پا به عرصه ی هستی گذارد. شغل پدرش بازرگانی و صادرات کالا به کشورهای حوزه ی خلیج فارس بود و از لحاظ امرار معاش و اوضاع اقتصادی، وضعیت خوبی داشتند.
    عبدالرضا دوران کودکی خود را هم چون سایر کودکان با بازی های شیرین کودکانه به سر رساند.عبدالرضا به تنیس روی میز، علاقه ی خاصی داشت، ولی به علت فقدان امکانات نمی توانست به این بازی بپردازد.
    او دوره ی ابتدایی را در دبستان قاآنی گذراند. پس از طی دوره ی دبستان مقطع راهنمایی را در مدرسه ی هدایت ثبت نام نمود و در آن جا ادامه ی تحصیل داد. در همین مقطع تحصیلی بود که هیاهو، اعتصابات و اعتراضات مردمی علیه رژیم پهلوی باعث شد عبدالرضا کمتر به درس علاقه نشان دهد و به صف انقلابیون بپیوندد. او بیشتر در تظاهرات و راهپیمایی های مردمی علیه شاه و رژیم ظالمانه اش شرکت می کرد تا این که انقلاب به پیروزی رسید.
    مدتی بعد، وی وارد بسیج و سپاه پاسداران شد و فعالیت های خویش را در آن نهاد مقدس آغاز نمود.
    او ناچار بود برای ادامه ی تحصیل در مقطع متوسطه به شهر دیگری برود چرا که تا آن زمان دیلم فاقد دبیرستان بود، اما در آن زمان، پس از سال ها محرومیت، دبیرستان دکتر علی شریعتی در این شهر تأسیس شد.
    او در رشته ی علوم تجربی به تحصیلات خود ادامه داد و به اخذ دیپلم درهمین رشته موفق گردید.
    عبدالرضا پس از گرفتن دیپلم در کنکور سراسری شرکت نمود و در دانشکده ی تربیت معلم پذیرفته شد. اما به علت عدم علاقه به این شغل، ادامه ی تحصیل نداد. او می خواست پس از گذراندن دوره ی سربازی، در خارج از کشور به تحصیلاتش ادامه دهد.
    اولین اعزام او به جبهه های نور علیه ظلمت در سال 1361 بود. وی در دوران دبیرستان سه مرتبه به جبهه اعزام شد. پس از بازگشت به درس و تحصیل خود ادامه داد. او در مناطقی هم چون شوش، دشت عباس، قصر شیرین و عملیات های ظفرمندی هم چون رمضان شرکت داشت.
    چندی بعد از طرف نیروی زمینی ارتش به خدمت نظام فراخوانده شد. لذا به تهران رفت سپس از آن جا به کردستان اعزام شد تا در جبهه ی حاج عمران به انجام مسئولیت بپردازد. او در موقعیتی که از سه طرف در محاصره ی عراقی ها قرار داشت، تلفن چی گردان شد و سپس مسئولیت پیک گردان را بر عهده گرفت و به علت این که ماشین ها نمی توانستند در آن جا حرکت کنند، برای رساندن نامه ها، مسیر سه ساعته ی رفت و برگشت را با پای پیاده طی کرد.
    در زمان جنگ که اوضاع بسیار وخیم به نظر می رسید رزمندگان حتی پس از گذشت چندین ماه نیز برای دیدار با خانواده های خود به مرخصی نمی رفتند و در این شرایط افتخاری قاصد مهربانی و شادی های این عزیزان بود.
    در یک روز صبح زمستان که خانواده ی وی به خصوص منتظر آمدنش بود،اتفاقی غیرمنتظره او را برای همیشه به معبودش پیوند داد. او در حالی که خود را آماده می نمود تا به شهر و دیار خود بازگردد با عملیات و حمله ی گسترده و ناگهانی نیروی مهاجم و متجاوز عراقی مواجه گردید و همراه با دیگر هم رزمان خود در تاریخ 24 ارديبهشت ماه 1365 در سن 20 سالگی به دیدار لقای حق شتافت و خاک حاج عمران را به خون خویش گلگون ساخت. پیکر مطهر او را 8 سال بعد در گلزار شهدای دیلم بوشهر به خاک سپردند.

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار ديلم
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید