مشخصات شهید

شهید عبدالله بردستانی

5
نام عبدالله
نام خانوادگی بردستاني
نام پدر غلامحسين
تاربخ تولد 1342/09/09
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1360/09/09
محل شهادت بستان
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن بادوله
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • شهيد عبدلله بردستاني در سال ١٣٤٢ در روستاي بادوله در خانواده اي فقير و متدين چشم به جهان گشود و در دامن مادري مسلمان و با طهارت پرورش يافت وي از همان اوان كودكي رواني سرشار از عاطفه و گذشت داشت و علاقه زيادي به نماز خواندن و فرا گرفتن قرآن و نهج لبلاغه داشت.

    شهيد بردستاني در سال تحصيلي ٥١-٥٠ جهت تحصيل وارد دبستان ابواحسان بادوله ( شهيد فاتحي مجرد فعلي ) شدند و از همان ابتدا از روحيه سرشار و عالي جهت تحصيل و حضور در اجتماع برخوردار بودند بطوريكه در تمامي مواد درسي نمره ي عالي كسب مي نمودند و از حيث وضعيت تحصيلي زبانزد عام و خاص بودند و بعلت اداره مدرسه بصورت چند پايه از ايشان جهت تدريس و همكاري با بقيه همكلاسان استفاده مي شد و تمامي پايه هاي ابتدايي را با موفقيت كامل پشت سر گذاشت بطوريكه با نمره ي بسيار خوب جهت تحصيل در مقطع راهنمايي وارد مدرسه راهنمايي ارشاد كاكي شدند كه مواجه بود با پيروزي انقلاب اسلامي . شهيد عبدلله بردستاني با توجه به علاقه وافري كه به انقلاب داشت پايه گذار تظاهراتهايي در سطح روستا مي شد و با همراهي همكلاسان از جمله شهيد كمالي و شهيد دهار و بقيه همرزمانش تمامي مراسمات مذهبي و انقلابي را در روستا به راه مي انداخت . و از اعضاء اصلي انجن اسلامي روستا وجمعيت فدائيان اسلام بادوله و گروه مقاومت و بسيج در روستا بودند . سه ساله دوره راهنمايي را با موفقيت در كاكي گذراند و جهت ادامه تحصيل به دبيرستان ابوذر غفاري خورموج رفت و دو سال دبيرستان در رشته اقتصاد اجتماعي را در آن آموزشگاه گذراند ، بطوريكه در آن آموزشگاه

    نيز فردي فعال در زمينه مسائل اسلامي و انقلابي بود . با توجه به راه اندازي دبيرستان هجرت كاكي جهت ادامه تحصيل به كاكي بازگشت كه به محض ثبت نام و شروع  به كار آموزشگاه راهي جبهه شد و در همان ماه دوم بازگشايي دبيرستان كاكي بود كه راهي پادگان اهواز شد كه در عمليات بستان نيز به درجه رفيع شهادت نائل آمد .

    با  توجه به اوجگيري تظاهرات­ها در كشور يك روز بعد از ظهر شهيد بردستاني و همكلاسانش با جمع كردن دانش آموزان مدرسه ابتدايي بادوله شروع كردند به راهپيمايي و شعارهاي ضد شاه و به حمايت از امام خميني (ره) كه اين اولين جرقه شروع انقلاب در روستا بود از آن به بعد هميشه روزها و بعد زا نماز مغرب و عشاءهمراه با جوانان آن وقت روستا ، شروع به راهپيمايي و تظاهرات مي كردند . كه با آمدن حاج آقا طاهري و سخنراني در مراكز شهرستان­ها ايشان به همراه عده­اي از اهالي روستا به دير ، كنگان ، چغادك ، خورموج و اهرم و ديگر جاهايي كه سخنراني داشتند مي­ رفتند . مورد ديگر اينكه به محض شروع به كار بسيج در شهرستان دشتي و راه اندازي شاخه­اي از آن در بادوله  ايشان از جمله اولين كساني بود كه به عضويت بسيج پيوست و آموزش­هاي لازم را كسب نمود . خاطره ديگر اينكه هرگاه مبلغي به عنوان پول جيبي يا خريد لباس به ايشان مي دادم ، جمع مي كردند و يكجا در راه انجمن اسلامي و خريد لوازم آن يا بسيج خرج مي كردند.

    مختصري درباره پدر ومادر شهيد

    پدر ومادر بردستاني متدين و عاشق مولا علي (ع)  و فرزندان علي(ع)  هستند و لباس دين و دينداري را به تن عبدالله و فرزندان ديگر خود کردند و. پدر عبدالله به دين واهل بيت خيلي اهميت مي دادپدر او مغازه اي داشت که ازآن راه درآمد خانواده را تامين مي کرد . مادر او هم مانند ديگر مادران دل سوز آن روز خانه دار بود . مادرش عبدالله را خيلي دوست مي داشت گويي مي دانست که عبدالله مدت کمي پيش آنها نيست .ودر اين چند روز بايد او را به خوبي مهماني کند  . پدرش چنان به نماز اهميت مي داد که هيچ چيز  به اندازه نماز او را از خود  بيخود نمي کرد گويي اذان،  نداي وحی  را براي او سر مي داد مادرش به نظم و نظافت اهميت مي دادبر اثر همين بود که توانست پسري بدان  ويژگي تربيت کند و زماني که پيکرخونين پسر را برايشان به ارمغان آوردند چنان شجاعانه وصبورانه بر جاي ماندند که کسي اين چنين نمي توانست باشد اما اين دو صبر کردند تا اکنون که زمان دوام وحفظ دستاوردهاي شهيدان عبدالله است. ادامه مطلب
    بسم الله الرحمن ارحيم

    « ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون »

    درود بر رهبر کبير انقلاب امام خميني و درود به روان پاک شهيدان گلگون کفن انقلاب اسلامي

    پيام من به پدر و مادر

    اولاً سلام به خدمتتان عرض مي کنم و از درگاه خداوند بزرگ براي شما آرزوي موفقيت مي نمايم اميدوارم که حالتان خوب باشد و در فکر و ماجرا نباشيد زيرا من آگاهانه راه صراط مستقيم که همان راه الله باشد انتخاب کرده­ام و در اين راه همه مشکلات را به جان مي خرم و هدفي جز الله ندارم و پيام من به شما اين است که اگر من شهيد شدم زياد بر من گريه نکنيد زيرا تنها من نييستم که به اين راه رفته­ام بلکه هزاران جوان اين مملکت در اين راه جان خود را خالصانه نثار کرده­اند . پدر جان هدف زنده ماندن مکتب پر بار انسان سار اسلام است هدف تداوم خط سرخ شهادت  قابيل تا حسين از حسين تا شهداي کربلا ايران ، مادر جان شيرت را حلالم کن و چون خبر شهادت من را شنيدي به ياد شهداي کربلاي حسين باش و براي حسين گريه کن زيرا ما به نداي هل من ناصر ينصرني حسين لبيک گفتيم و او بي بار و باور بود شما فقط دعا کنيد تا اين انقلاب و اين امام امت تا قيام مهدي پايدار باشند . ما اين جوانان براي حفظ اسلام جان خود را فدا مي کنيم زيرا در مقابل اسلام خيلي کم ارزش است و شما افتخار کنيد که يک قرباني تقديم الله کرده­ايد و از خدا بخواهيد که اين قرباني را از شما قبول کند پيام من به برادرم اين است که وقتي بزرگ شد ادامه دهنده راه شهيدان باشد و اين وظيفه و مسئوليت بزرگ برعهده شماست . پدرم ، مادرم هيچ وقت غمگين نباشيد و نگوييد فرزند ما شهيد شده بلکه بگوييد فرزند ما پيروز شده تا اسلام پيروز گردد . پدر ، دنيا در مقابل اسلام ارزش ندارد و تو هم بعد از شهادت من به جبهه­ بيا ، نگو کسي سرپرست خانواده­ام نيست آنها را به الله بسپار و خداوند يار محرومان است پيام من به برادران دانش آموز همسنگران عزيزم اين است که سنگر مدرسه را ترک نکنيد و در مدرسه هم مثل سنگر نبرد با سخنان به ستيز برخيزيد برادران انجمن اسلامي فدائيان اسلام شما بايد اخلاق اسلامي و عملکرد اسلامي را سرمشق خود قرار دهيد همواره اميدتان الله باشد و در خط امام حرکت کنيد . پدرم ، مادرم مبادا هيچ وقت بر خود باليد که پدر و مادر شهيد هستيد زيرا من به خاطر الله و اسلام شهيد شده­ام و هر وقت بياد من افتاديد به ياد شهيدان انقلاب و به ياد شهيدان سليمي و توپال بيفتيد  آنان هم که در راه الله و خدا شهيد شدند البته من اين دفعه شهيد مي شوم مطمئن هستم بگذاريد پدر و مادرم و خواهرم و هرکس دلش مي خواهد به جنازه من نگاه کند بگذاريد تا آخرين وداع را با من بکنند مزارم در کنار شهيدان در اطراف مشرق کنار شهيدان توپال بخوابانيد اين وصيت­نامه را هنگامي مي نويسم که در اهواز پادگان شهيد بهشتي بوديم و آن روز چون از چند تا رفقايم دهار و کرو و کمالي و حيدري جدا شديم خيلي ناراحت بودم اولين پل جدايي بين ما بود و احساس کردم زماني فرارسيده که مي خواهد دل از همه چيز بست پدر و مادرم برادر و خواهرم و دوستان و قوم و خويشان حفظ الله هدف باشد .

    خداحافظ ، خداحافظ مردم بادوله شما را به خدا مي سپارم .

    خداحافظ پدرم ، مادرم، برادرم و خواهرم

    خداحافظ اي امام امت

    والسلام ، برادر همه عبدالله بردستاني ادامه مطلب
    ضمن تشکر از شما پدر شهيد  خواهشمند است در پاسخ به سؤالات و احتمالاً نکاتي که در سؤالات نيامده حداکثر همکاري را به عمل آوريد ؛

    چنانچه نکته جالبي به ذهنتان مي رسد جهت بهتر انجام شدن کار ارائه بفرماييد .

    تحصيلات شهيد در چه پايه ای است و در کدام مدارس تحصيل مي کرد ؟

    تحصيلات شهيد تا سوم دبيرستان مي باشد . و در روستايبادوله دوران ابتدايي را گذرانده و دوران راهنمايي را در مدرسه راهنمايي ارشاد کاکي گذرانده دو. سال از دوره دبيرستان را در خورموج و سال سوم دبيرستان را در کاکي سپري نمود .

      چنانچه دست نوشته­هايي از آن زمان يا عکس و خاطراتي از آن دوره داريد بيان فرماييد .  

    در آن رژيم در تظاهرات يادم هست يک بار مي خواستم براي تظاهرات به چغادک برويم که سربازان در خورموج مي خواستند از رفتن ما جلوگيري کنند که با اين وجوداز آمها عبور کرديم و يادم هست زاير عباس دهار نيز با ما بود که بعداً  آقاي ابطحي روحاني وقت خورموج برگشتيم .

      دوران نوجواني شهيد چگونه گذشت ؟

    شهيد بيشتر در دوره  نوجواني به درس و تحصيل شرکت  در مراسمات مذهبي و شرکت در مراسمات تلاوت قرآن در ماه رمضان مي گذشت در ماه رمضان در کنار مرحوم حجت الاسلام والمسلمين شيخ اعظايي حائري که با تلاوت قرآن مي پرداخت که بگفته دوستان صداي قرآن شهيد در گوش و دل آنها جريان دارد و از بنيانگذارن اصلي بسيج شهيدبردستاني و شهيد دهار و آقايان کروبي بودند و بسيج نيز در خانه آقاي دهار تشکيل شد .

     

      شهيد به چه ورزشهايي علاقه مند بود ؟  چند تن از همرزمان  او را معرفي کنيد .

    فوتبال – حسين دهار – غلامحسين کروبي

      شهيد چگونه و از طريق چه ارگاني به جبهه اعزام شدند ؟ (خاطره ای از  روز اعزام شهيد به جبهه  را بيان داريد . )

    براي اعزام  به جبهه بوستان خودم به همراه شهيد و ديگر بچه ها به بوشهر رغتيم و خودم را نگذاشتند که با آنها بروم و به من گفتند شما جهت سرپرستي خانه اينجا بمانيد حتي سوار نيز شدم ولي پياده ام کردند .

      شهيد در چه عملياتهايي و در چه منطقه­هايي شرکت داشته است ؟ چنانچه عکس از آن دوره داريد در اختيار ما بگذاريد .

    ايشان چند مدت در مناطق عمليات جنوب کشور و در عمليات آزاد سازي بستان شرکت داشتند .

    اخلاق  شهيد در دوران نوجواني چگونه بود ؟

    با مردم خوش برخورد بود و سعي مي کرد در مراسمات شرکت فعال داشت نسبت به خانواده احساس مسئوليت مي کرد و احترام خاصي براي پدر و مادر قائل بود هميشه سعي مي کرد از او راضي باشند . ايشان در دوران جواني علاقه خاصيبه مسائل ديني و مذهبي داشته و فرائض ديني خود را به نحو احسن عمل مي نموده اند و دوران نوجواني شهيد مصادف با اوج نهضت ملت ايران عليه رژيم شاهنشاهي بود که شهيد با شرکت در راهپيمايي ها و تظاهرات عليه رژيم ديگران را نيز به اين کار ترغيب مي نمود .

    برنامه هايي که شهيد براي آينده خويش داشت را بيان فرماييد .

    فکر و ذکر شهيد در زمان رژيم شاه به روشن کردن مردم شرکت در مراسمات مذهبي به پخش اعلاميه ها و عکس هاي امام مي گذشت و بعد از پيروزي انقلاب همه فکر شهيد در جبهه متمرکز بود و هعيچگاه از زندگي دنيا صحبت نمي نمود . ادامه مطلب
    شهيد عبدالله بردستاني از جمله دانش آموزان زرنگ، باهوش  و درس خوان در تمامي مقاطع تحصيلي اش بودکه ايشان هميشه در رتبه هاي اول تا دوم کلاس خود بود . نامبرده در تمامي مراسمات قرآن شبهاي ماه مبارک رمضان حضور داشت و بعنوان يکي از قاريان قرآن بود . از وجود خود براي تحقيق اهداف انجمن اسلامي و بسيج محل مايه مي گذاشت تا جايي که پول تو جيبي خود را جمع مي کرد و يک جا به خريد لوازم ما يحتاج بسيج و يا انجمن مي پرداخت با توجه به اينکه ايشان از خانواده اي بود که از حد ممکن مالي برخوردار بود ولي هميشه خود رابا ضعفا وافراد کم درآمد  برابر مي دانست وبا فرزندان هم سن و سال خود که از همان خانواده ها بود نشست و بر خاست و رفت و آمد داشت درتمامي اعلام مراسمات و راهپيمايي هاي سطح روستا ايشان حضور فعال داشت هميشه راه رفتن ايشان در عين حالي که همراه با سنگيني و وقار بود ولي از تواضع و فروتني برخوردار بود که نظر هر بيننده را به خود وا مي داشت و ايشان شجاع ونترس و بي باک و مدافعي واقعي براي روستا جهت رفع کمبودهاي مردم بود .

    شهيد از زبان پدرش :

    فرزند شهيدم با مردم خوش برخورد و سعي مي کرد در مراسمات مذهبي و راهپيمايي ها شرکت فعال داشته باشد . او نسبت به خانواده احساس مسئوليت مي کرد و به پدر و مادر احترام خاصي قائل بود .

    ايشان در دوران جواني علاقه زيادي به نماز و قرآن داشت . نماز جماعت را ترک نمي کرد . و در مراسمات شب هاي ماه مبارک رمضان يکي از قاريان قرآن بود . و از آنجاييکه دوران نوجواني شهيد مقارن شد با پيروزي انقلاب اسلامي ايران يکي از اعضاي فعال انجمن اسلامي روستا و از اولين افراد ثبت نام کننده در بسيج روستا بود . و از جمله کساني بود که با بلندگوي کوچکي که داشت مردم را براي راهپيمايي ها جمع مي کرد و پيشاپيش جمعيت در راهپيمايي ها حضور داشت از حيث تحصيلي هميشه از دانش آموزان رتبه اول کلاس بود . و هميشه هر خانواده که مي خواست فرزند خود را براي درس خواندن تشويق کند او را بعنوان الگو و مصداق قرار مي داد . عاقبت در تاريخ ٩/٩/٦١ در عمليات آزادسازي بستان به درجه رفيع شهادت نائل گرديد .

    نامه شهيد به خانواده

    سلام عرض مي کنم اميد توفيق همگاني را از خداوند منان آرزومنديم شما نيز براي پيروزي رزمندگان اسلام دعا کنيد : در حال حاضر ما در اهواز هستيم هيچ در فکر و ماجراي ما نباشيد  همه برادران پهلوي ما هستند حالشان خوب هست . قرار است در اهواز آموزشي فشرده ببينيم . ما از بوشهر  ١٠٢ نفر در بوشهر هستيم اصلا ً در فکر منزل و خانه نيستيم . درست نمي دانيم چه مدت از بادوله حرکت کرده­ايم ، تعداد جمعيت بقيه زياد است که نمي شود حساب کرد . کل اين نيروها به آبادان و خونين شهر و جبهه جنوب راهي مي شوند . برادرم اسماعيل حتما ً بقيه وام را بگيرد و ١٣ اطاق تميز درست کند و مبلغ ١٠٠٠٠ تومان را از تعاوني وام بگيرد . کارگر پيدا کنيد تا موقع برگشتن حداقل بودجه داشته باشيم از اسلحه­هاي بسيج مواظبت کنيد . تعداد فشنگ بيش از افراد همه حساب کنيد و بنويسيد .

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بادوله
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید