مشخصات شهید

شهید عبدالرضا محمدی باغملائی

182
نام عبدالرضا
نام خانوادگی محمدي باغملائي
نام پدر حسين
تاربخ تولد 1329/01/01
محل تولد بوشهر - بوشهر
تاریخ شهادت 1360/12/29
محل شهادت شوش
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل آموزش وپرورش
تحصیلات ديپلم
مدفن بوشهر
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • شهيد حاج‌رضا محمدي در سال 1328 در خانواده‌اي مذهبي در كوي «باغملا» از محلات حومه‌ي شهر بوشهر ديده به جهان گشود. پدرش حاج‌حسين از متدينين بوشهر بود كه سال‌ها توليت و كليدداري حسينيه‌ي شهداي باغ زهرا را به عهده داشت. شهيد بزرگوار، تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در مدرسه‌ي «جفره عليباش» به پايان رساند و در سال 1350 در رشته‌ي ماشين‌افزار از هنرستان حاج‌جاسم بوشهري موفق به اخذ ديپلم گرديد و در همان سال نيز به عنوان نيروي سپاه‌دانش در روستاهاي اهواز مشغول به خدمت شد.

    در سال 1352 به استخدام آموزش و پرورش در‌آمد و مدت 3 سال در مدارس ابتدايي بخش محروم بردخون به تدريس پرداخت. عشق و علاقه‌ي زياد او به ائمه (ع) به ويژه امام حسين (ع) سبب شد كه در سال 1354 به زيارت كربلا مشرف شود. او در سال 1355 نيز به بيت‌الحرام به منظور انجام مناسك حج سفر نمود و از سال 1356 به بوشهر منتقل و به عنوان معاونت مدرسه‌ي شبانه‌روزي «سعدي» منصوب شد؛ البته بعدها نام اين مجتمع  به مجتمع «شهيد حاج‌رضا محمدي‌باغملايي» تغيير نام يافت.

    حاج رضا در آغاز انقلاب شكوهمند اسلامي، به نداي رهايي‌بخش امام راحل (ره) لبيك گفت و به جمع انقلابي‌ها پيوست و از فعالان حركت‌هاي مردمي در بوشهر به شمار مي‌رفت. وي در پخش اعلاميه‌ها، توزيع كتب، ترغيب و تشويق مردم، حمايت از مبارزات خياباني و حراست از جان روحانيت نقش بسزايي داشت؛ تا آنجا كه بعد از ترور شهيد عاشوري اقدام به پناه دادن يكي از روحانيون مبارز بوشهر در منزل خويش نمود و خود نيز در تمامي راهپيمايي‌ها حضور فعال داشت. ايشان يكبار نيز در حمله‌ي نيروهاي شهرباني به مسجد جامع زخمي و بازداشت گرديد.

    بعد از پيروزي انقلاب به خاطر لياقت و شايستگي‌اي كه داشت، به معاونت تربيت‌معلم پسرانه‌ي بوشهر منصوب گرديد و علاوه بر اين، مسئوليت انجمن اوليا و مربيان اداره‌ي كل آموزش و پرورش را نيز عهده‌دار بود.

    ايشان با آغاز جنگ تحميلي به همراه شهيد عليرضا ماهيني در قالب گردان جنگهاي نامنظم به سوي جبهه‌هاي نبرد رهسپار گرديد. او فردي شجاع بود و در ميدان‌هاي نبرد هيچ‌وقت ترس به دل خود راه نمي‌داد؛ چرا كه بذر درخشان ايمان در درون او پرتو افكنده بود.

    او تا قبل از شهادت همواره در جبهه حضور داشت و در بيشتر حمله‌ها از جمله عمليات آزادسازي «بُستان»، «سوسنگرد»، «دهلاويه»، «تپه‌هاي الله‌اكبر» حضوري موثر داشت و شجاعانه همپاي ديگر رزمندگان در حمله شركت مي‌كرد.

    او در حمله‌ي بزرگ «فتح المبين» نيز به اتفاق همرزمان جان بر كف خود به قلب دشمن زد و عاقبت در تاريخ 1/1/1361 به فيض عظيم شهادت نائل آمد و شهادتش موجي از حركت را در دوستان و آشنايان ايجاد كرد.

    حاج‌رضا مردي خنده‌رو، خوش‌برخورد و متواضع بود و در سلام و احوالپرسي همواره پيش‌دستي مي‌كرد. در كارهايش نظم و انضباط خاصي داشت و ديگران را نيز به اين كار تشويق مي‌كرد.

    وي همواره در امور خير پيشقدم بود؛ به طوري‌كه از هر گونه مساعدت به مردم بي‌بضاعت و مستمند دريغ نمي‌ورزيد. سنگ صبور و حلّال مشكلات مردم بود و با مردم، بسيار باادب و احترام رفتار مي‌كرد و اين امر موجب گرديد كه در قلب همه‌ي مردم جا بگيرد؛ به همين خاطر هم او در اولين انتخابات شوراي باغ‌زهرا بيشترين آراي مردم را اخذ نمود و به عنوان رئيس شورا انتخاب گرديد.

    اين شهيد عزيز در انجام عبادت و پرستش خداوند دقت كامل داشت و در حفظ قران كريم تلاش زيادي مي‌نمود. از وي سه فرزند به يادگار مانده كه در دامن همسر وفادار و مهربانش، با شكيبايي شگفت‌انگيزي كه شايسته‌ي شهيد بود، تربيت يافتند. آنها اكنون در رشته‌هاي پزشكي مشغول به تحصيل مي‌باشند. ادامه مطلب
    بسمه تعالی

     

    " وصیت نامه شهید عبدالرضا محمدی باغملائی"

     

    بسم الله الرحمن الرحیم

    در کمال صحت و سلامت این وصیتامه را می نویسم . اشهد ان لا اله الله و اشهد ان محمد رسول الله واشهد وان علیا" و اولادها المعصومین حجه الله والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق وتواصوا بالصبر.

    خدمت پدر ومادر و خانواده ام سلام امیداست ازدوری من گران نباشید می دانم از دست دادن فرزند برایتان سخت است اما چه می شود کرد من تا کی می توانم شاهد تشییع جنازه برادران همسنگرانم باشم و گوشه منزل به استراحت بپردازم . پدر ومادرم خیلی زحمت برایم کشیدید. و من کوچکترین دینی در مقابل زحمات چندین ساله و شبانه روزی شما نتوانستم انجام بدهم . امیدوارم بخاطر خدا وقرآن که شده مرا ببخشید چون من یک امانتی بودم در نزد شما هروقت کسی امانتی گذاشت جائی هروقت خواست امانتش را بگیر می تواند ولذا شما نباید ناراحت شوید. پدر ومادرم و همسرم و فرزندانم از اینکه نتوانستم فردی لایق برای شما باشم عذر میخواهم تنها خواهشی که دارم این است که امام حسین زمان را تنها نگذاریدو گوش به حرف منافقین و گروهکهایی منحرف ندهید که خسر الدنیا و الخره می شودید. فرزندانم را در راه اسلام و قرآن تا می توانید راهنمائی کنید بعداز من پدر و برادرم بعداز من وکیل و قیم هستندو هر دستوری که اسلام و مکتب می دهد رفتار کنند اگر خدا از بنده گنهکارش راضی شد . مرا نزد همسنگرانم در بهشت صادق دفن کنید از قول حقیر از همه برادران و خواهرانی که حقی برگردنم دارند بخواهید تا مرا ببخشند .

    بدهی به هیچکس ندارم و طلبکاریهایم پدرم در جریان است. واگر مسلمانی ادعائی کر با دلیل بپردازید. پدرم و همسر وفرزندان وبرادران وخواهرانم و اقوام  و اقارب و برادران مومن و انقلابیم خداحافظی می نمایم.

    دوست دارم که کنی ترک و صالم مادر                      تا که آسوده شود فکر وخیالم مادر

    گر که خواهر کنی خوشود زخود مهدی ما                   شیر خود را بکن مهر حلالم مادر

    گرکه خواهی کنی خوشنود ز خود پیغمبرما                  باش راضی را بسو پروبالم مادر

    بیا مادر در کفن بنشان توجسم پرگناه من                    بیا مادر بخاکم کن تو ای تنها پناه من

     

    " والسلام " ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بوشهر
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید