مشخصات شهید

شهید عبدالرسول بامنیری

42
نام عبدالرسول
نام خانوادگی بامنيري
نام پدر محمد
تاربخ تولد 1344/07/10
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1362/01/22
محل شهادت فكه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن بامنير
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • شهيد عبدالرسول بامنيري در مرداد ماه سال ١٣٤٤  در دامان خانواده اي پاک و متدين ديده به جهان گشود و پرورش يافت . دوره ابتدايي را در همين روستا گذرانيد . آغاز دوره راهنمايي وي همزمان با شروع انقلاب اسلامي بود . پس از اتمام دوران ابتدايي دوره راهنمايي را در مدرسه راهنمايي شهيد بهشتي کاکي گذراند و در سنگر علم  و دانش کوشيد و از همان زمان اوايل تحصيل عضو فعال انجمن اسلامي و مدرسه بود و جز سنگر علم ودانش انجمن اسلامي را با همکاري ديگر برادران روستا در زادگاهش تشکيل داد وي  دانشجوي نمونه اخلاق مذهبي بود .  در مناسبت هاي ويژه مسئوليت مراسمات و جشنواره ها را بر عهده داشت و عاشقانه براي انقلاب و امامش سر زپا نمي شناخت          و بدون هيچ چشم داشتي در راه انقلاب و امام گام بر مي داشت . علاقه وافر به امام داشت و هميشه آرزوي آن را داشت که امام ( ره ) را از نزديک زيارت نمايد و تا دوم  متوسطه را در دبيرستان هجرت کاکي گذرانيد و سپس در روستا  پايگاه مقاومت بسيج را با ديگر برادران تشکيل داد . عشق و علاقه به جنگ و امام او را    لحظه اي آرام نمي گذاشت به همين دليل جهت گذرانيدن آموزش در سال ١٣٦١ عازم پادگان آموزشي کازرون گرديد تا اينکه در تاريخ ٢٨/١١/٦١ با ديگر يارانش روانه جبهه هاي حق عليه باطل گرديد . شور و علاقه خاص جبهه هاي جنگ داشت . سپس در تيپ المهدي گردان فاطمه الزهرا ( س ) اعزام گرديد و پس از دو ماه جهاد و تلاش در تاريخ ٢٢/١/١٣٦٢ در عمليات والفجر مقدماتي مفقود الاثرگرديد پس از داوزده سال تفحص و جستجو نيروهاي فعال پيکر پاک و مطهرش را در جمع ديگر ياران مفقودش يافته و آنگاه در زادگاهش در جوار ديگر شهيدان قرار گرفت .

    مختصری درباره پدر و مادر شهيد بامنيری

    پدر شهيد بامنيری ، محمد متولد ١٣٠٦ ساکن بامنير فردی زحمت کش و دارای روحيه معنوی بالا بود . کار او کشاورزی و دامپروری بود و او مردی روستايي راستين و پاکدل بود . خانه او منزلی با صفا و صميمی برای همسايه ها و اهالی روستا بود . دوستدار اهل بیت بود و با بضاعت کم ، مراسم عزاداری برگزار می نمود . او دوازده سال در انتظار پسر مفقودالاثرش بود که عاقبت عبدالرسول همچون کبوتری سبک بال به سوی وطن برگشت و پدر وی هم در تاريخ ٦/٣/٨٠ جان را به جانان تسليم و دار فانی را وداع و در روضة رضوان به فرزند خويش شتافت .

    مادر او در کنار پدر به کار کشاورزی و دامداری می پرداخت و خانه داری می نمود تا توانست فرزندی همچو عبدالرسول تربيت و در راه اسلام و انقلاب و ناموس و دين خود تقديم نمايد . او هنوز در قيد حيات می باشد و در روستای بابمنير زندگی مي کند . ادامه مطلب
    يکي از ويژگي هاي انقلاب اسلامي ايران نقش حساس شهادت در پيروزي وتداوم آن است و اين همان بعدي است که تا کنون براي ابر قدرت ها و دشمنان انقلاب ما مجهول مانده و آنان با جهان بيني مادي خود براي هميشه از شناخت واقعيت جهان معنوي آن عاجزند ، شهادت ميراث ائمه اطهار سلام الله عليهم اجمعين و اولياء خداست که به امت مسلمان رسيده و براي انسان مرحله اي از فوز و کمال وجود دارد که بدون شهادت امکان رسيدن به آن نيست . من شکر خدا کي کنم که قدري مهلتم داد تا اين راه را انتخاب کنم شهادت درسي است که حسين (ع) به مسلمانان آموخت و ما بايد تداوم دهنده راه شهداء باشيم و نگذاريم تا خون شهيدان به هدر برود بايد راه شهداي به خون غلطان کربلاي را ادامه دهيم و درسي که حسين به ما آموخته است در ذهنمان ثبت کنيم و پيامم به مردم شريف ايران مردمي که با نثار خونشان درخت اسلام را آبياري مي کنند اين است که هر چه بيشتر بسوي جبهه ها بشتابيد ونگذاريد ديگر برادران رزمنده مان خسته بشوند .

    همانطوريکه که امام هم فرمودند بسوي جبهه ها جوانمردانه هجوم آوريد و دوم اينکه امام را تنها نگذاريد فرمان امام عزيزمان گوش کنيد و حرف (سخنان )آن بت شکن قوي که حضرت امام خميني باشد عمل کنيد تا مي توانيد امام  را دعا کنيد و از ايزد متعال بخواهيد هر چه زودتر حضرت مهدي ( عج) ظهور کند . آري امام مهدي بس عظيم است ، وي باعث شد دنيا از خواب بيدار شود و انسانيت را دوباره يادآورد ، خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب محمد ( ص) و علي (ع) مي کنم و افتخار مي کنم وافتخار مي کنم که ايدئولوژيم اسلام است اسلامي که به من مي فهماند چگونه ببينم و چگونه راهم را انتخاب کنم در واقع من از زماني که توانستم به راه واقعي اسلام بيايم که پا يکي از ارگانهاي انقلاب اسلامي که آن انجمن اسلامي محله مان بود نهادم واز وجود دروني آن استفاده کنيم، و بهتر به مکتبم آشنا شوم تا آنجاييکه خون را نثار اين مکتب مي کنم ، قلبم روشن است که اسلام پيروز مي شود و بايد پيروز شود درراه پيروزيش کوشش کنيد اي برادران خوني و پدري و ايمانيم .

    بدانيد که من راه خود را انتخاب و از قيد و بندها رها شده ام وآرزوي شهادت را در سر مي پرورانم زيرا که اساس اين جمهوري مقدس بر خون جوانان استوار و پايدار شده است . ما با کمال ميل به جبهه مقدس که براي پيروزي اسلام است مي رويم و چون ما به خودمان تعلق نداريم يعني خلق نشدهايم تا راحت طلب باشيم و يا در پي آسايش دنيوي باشيم نه اين ارزشي ندارد ما خلق شده ايم تا آزمايش شويم و اساساً اين جهان آزمايشي بيش نيست وزندگي جاويد در آن جهان است . درخت انقلاب اسلامي براي سيراب شدن احتياج به خون دارد اماممان هل ناصر ناصراً ينصرني و صدا مي زند بر ملت مسلمان ايران واجب است که در اين پيام امام لبيک بگويد و اين درخت را با خون خود سيراب کند .

    وصيتم به شما پدر جان ومادر مهربان که من در آغوش مي گرفتي اين است که راه من را ادامه بدهيد چه از راه کمک به فقيران و درماندگان ومي دانم که خودت از همه محتاج تري ولي بخو ببال که خداوند ياري دهنده محتاجان است .

    برادرم قاسم راه خدا بهترين و برترين راههاست پوينده و کوشنده در اين راه باش واگر من به شهادت رسيدم اگر لياقت داشته باشم من در کنار ديگر برادران در بامنير در کنار شهيد حسين زارعي بخاک سپاريد ، آرزوي طول عمر امام و ظهور حضرت مهدي (عج)

    والسلام

    شهادت همه انسان ها را نمي پذيرد و انسان وارسته مي طلبد  و اين جنگ امتحان بود براي همه مردم سخنان و شعارمان ، خود براي مقابله با ستمگران در عمل  به اثبات رسانند.

    ((از گفته هاي شهيد بامنيري )) ادامه مطلب
    مصاحبه با مادر شهيد

    ضمن تشکر از شما وخانواده محترم خواهشمند است در پاسخ به سؤالات واحتمالاً و چنانچه نکات جالبي به ذهنتان مي رسد ارائه بفرماييد .

      تحصيلا ت شهيد در چه پايه­اي است و در کدام مدارس تحصيل نموده اند ؟

    ◄ دوم متوسطه و در دبيرستان هجرت کاکي و در مدرسه راهنمايي ارشاد کاکي تحصيل نمودند .

     دوران نوجواني شهيد چگونه گذشت ؟

    ◄ دوران نوجواني دانش آموز ممتاز بود و در همه فعاليت ها شرکت مي کرد و جواني فعال و با ايمان بود و باصداقت بود و با شوراي محل همکاري مي کرد و همچنين عضو انجمن اسلامي بود  .

     شهيد به چه ورزش هايي علاقه مند بود؟چند تن از همبازيان او را معرفي نماييد .

    ◄ فوتبال ، - عباس قلندري ، غلامرضا غلامي  و علي سبز

    شهيد چگونه و از طريق چه ارگاني به جبهه اعزام شدند ؟ ( خاطرات روز اعزام شهيد را بيان کنيد )

    ◄ از طريق بسيج نينواي بادوله ، شبانه کيف و بار را برداشت و برد که خانواده اش خواب بوده اند و خبر نداشتند که فرزندشان کجا رفته و صبح موقع رفتن ابتدا در امامزاده بامنير زيارت کرده و سپس اعزام شده .

     

    شهيد در چه عمليات هايي و در چه منطقه هايي شرکت داشته است

    فکه ، والفجر مقدماتي و تيپ ٧٥

    ▀   اخلاق شهيد دردوران جواني چگونه بود ؟

    ◄ خيلي خوش اخلاق بود وبا دوستانش مهربان وقتي اختلافي بين مردم پيش مي آمد او اختلاف آن ها را حل مي کرد .

    برنامه هايي که شهيد براي آينده خويش داشت بيان فرماييد .

    ◄ برنامه او اين بود که در آينده مي خواست معلم بشود و مي خواست که در روستاي خود تعاوني و خانه بهداشت ومخابرات بسازد .

    چگونه و در چه تاريخي شهيد به شهادت رسيدند ؟( خاطراتي از آن روزها را بيان فرماييد .)

    ◄ ايشان در ابتدا زخمي شده بودند وتا ٢٤ ساعت نيز زنده بودند و بعد به شهادت رسيدند و در تاريخ ٢٤/١/٦٢ به شهادت رسيدند .

     عکس العمل شما و خانواده در قبال شنيدن خبر شهادت فرزندتان  چگونه بود ؟

    ◄ وقتي خبر شهيد شدن پسرم را شنيدم خيلي خوشحال شدم چونکه در راه اسلام و دفاع از ميهن خود به شهادت رسيده بود .

     شهيد هنگام شهادت با چه کسي هم رزم بود ؟ معرفي فرماييد .

    ◄ عباس قلندري و غلامرضا غلامي

     شوق شهادت را در ايشان توصيف فرماييد.

    ◄ شوق بسياري براي رفتن به جبهه داشت تا در اين راه براي اسلام بجنگد و شهيد شود .

     

     

    مصاحبه با برادر شهيد

    ضمن معرفي خود بفرماييد برادرتان با شما چند سال اختلاف سني دارد ؟

    ◄ اينجانب قاسم بامنيري ، فرزند محمود و در سال ١٣٥٠ متولد شدم و با برادر شهيد خود ٦ سال اختلاف سني دارم .

    شهيد چگونه و در چه تاريخي به جبهه اعزام شدند همرزمان وي و خاطره هايي از آن روزها بيان فرماييد ؟

    ◄بسيج در تاريخ ٢٨/١/١٣٦١ به جبهه اعزام شدند و همرزمان وي علي سبز ، غلامرضا غلامي و حميد سبز بودند .

    شهيد به چه فعاليت هايي علاقه داشتند خاطراتي را در اين زمينه بيان فرماييد ؟

    ◄ شرکت در راهپيمايي و مراسمات انقلابي

     روحيات شهيد در دوران انقلاب و قبل از انقلاب چگونه بود ؟

    ◄ وي در زمان قبل انقلاب مخالف شاه و نظام شاهنشاهي بود و در راهپيمايي ها شرکت مي کرد .

    در کدام عمليات ها شهيد شرکت داشتند و چنانچه شما نيز با وي همراه بوده ايد خاطره هايي از آن روزها بيان فرماييد .

    ◄ عمليات والفجر مقدماتي و فکه

    ▀   برادر شهيد بودن چه حسي داردا و افتخار آن را براي ما بازگويي فرماييد ؟

    ◄ افتخار مي کنم برادر شهيد هستم ، شهيدي که جان خود را فداي اسلام کرده است . ادامه مطلب
    خاطره اي از زبان دوستان شهيد  :

    اينجانب احمد زارعي در دوران تحصيل در دبيرستان شهيد بهشتي کاکي مسئول انجمن اسلامي دبيرستان بودم و از سال تأسيس دبيرستان سال ١٣٥٨ تا سال ١٣٦٣ برگزاري فعاليت هاي فرهنگي مدرسه را به عهده داشتم دانش آموزان که خودشان در مديريت و راه اندازي دبيرستان سهيم بودند در            فعاليت هاي فرهگي هم نقش اول ايفا مي کردند  .

    شهيد رسول بامنيري هم از اعضا اصلي و فعال دبيرستان بود با وجودي که ايشان يک سال تحصيلي از ما عقب تر بود ولي فعالانه در انجمن اسلامي فعاليت مي کرد و در قسمت هاي مختلف انجمن اسلامي از جمله اجراي مراسم صبحگاهي نوشتن پارچه و پلاکارد برگزاري نمايشگاه کتاب و عکس ، ديوار نويسي و انجام مسابقات فرهنگي ، تبليغ براي اعزام نيرو به جبهه و جنگ حضور فعال داشت و بنده در جلسات انجمن اسلامي کارهايي که نياز به شور شوق و حوصله بيشتر داشت را به آقاي بامنيري مي دادم و ايشان با تمام توان انجام          مي دادند .

    بنده سعادت همراهي ايشان در جبهه را نداشتم ولي هنگامي که ايشان به جبهه اعزام شدند و درطول دوران دفاع مقدس  مفقود الاثر شدند مرتب جوياي ايشان بودم و از رزمندگان همرزم ايشان سراغ ايشان را مي گرفتم و خيلي متأثر و ناراحت بودم تا اينکه بالاخره پيکر مقدس او پس از سال ها دوري از وطن به محل برگردانده شد و من در آن نشييع جنازه شرکت داشتم و يادآور خاطرات دوران تحصيل شدم .

    روحش شاد ويادش گرامي و راهش پر رهرو باد .

       

    سجاياي اخلاقي شهيد

    شهيد عبدالرسول بامنيري فردي با تقوا ، هوشمند مبتکر و در عين حال متواضع و فروتن بود و در شرايط سخت ، صبر و بردباري را از دست نمي داد . شجاعت او زبانزد بود . شهيد از يک روحيه سلحشوري و حماسي بسيار عظيمي برخوردار بود .

    از آگاهي عميق به مسائل سياسي و اجتماعي برخوردار بود در انجام کارها و تصميم گيري ها دقت نظر خاصي داشت . اهل تدبير وتعمق بود . همواره مردم را به وحدت و هماهنگي دعوت مي کرد و در اين زمينه از هيچ کوشش دريغ نمي کرد هر جا که به او نياز بود با روحيه بالا پذيرا بود اوفردي صبور و با حوصله بود کارهايي که حوصله زياد مي خواست دوستان وي به او واگذار مي کردند . در تمام کارها فقط رضاي خدا را در نظر داشت و همه تلاش ها براي جلب حضرت حق بود.

    احترام خاص به والدين داشت هميشه کمک حال پدر و مادر بود عاشق حضرت امام (ره ) بود و تبعيت از ايشان را واجب مي دانست . اهل مطالعه بود و همواره در جريان مسائل سياسي قرارمي گرفت به اهل بيت عصمت و             طهارت ( ع ) عشق مي ورزيد ومحبت مخلص اهل بيت بود . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بامنير
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید