مشخصات شهید

شهید عبدالحسین محمدی

17
نام عبدالحسين
نام خانوادگی محمدي
نام پدر محمد
تاربخ تولد 1342/01/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1362/12/11
محل شهادت طلائيه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت سرباززميني ارتش
شغل -
تحصیلات دوره ابتدايي
مدفن جائينك
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • با سلام به امام امت ، رهبر كبير انقلاب اسلام حضرت امام خميني و با درود به شهداي اسلام از صدر و اسلام تا شهداي خيبر و با سلام به برادران رزمنده در جبهه هاي حق عليه باطل به خلاصه اي از زندگي نامه برادر عبدالحسين محمدي يكي از شهداي عمليات خيبر مي پردازيم برادر شهيد عبدالحسين محمدي فرزند محمدعلي در سال  1342 در خانواده اي مذهبي و فقير در روستاي جائينك چشم به جهان گشود و در سن شش سالگي مشغول تحصيل شد كه پس از 3 سال تحصيل به علت فقر شديدي كه در خانواده ي حاكم بود قادر به ادامه تحصيل نبود و تحصيلاتش را رها كرد پس از آن به كمك پدرش منزل خود را از جائينك به علي آباد جائينك انتقال داد تا به كارهاي كشاورزي خود بيشتر رسيدگي نمايد شهيد محمدي نسبت به دوستان و فاميل و خانواده مخصوصاً پدر صميميت و علاقه زيادي داشت و هيچ گاه پدرش را در كارهاي كشاورزي و ديگر امور خانواده تنها نمي گذاشت عبدالحسين همچون مليونها مسلمان ايران در تظاهرات و راهپيمائيهاي ضد شاهنشاهي شركت مي كرد با آغاز شدن جنگ كافران بعثي عليه امت اسلامي ايران او آرام ننشست و داوطلبانه به منظور شركت در جبهه هاي حق عليه باطل در بسيج ثبت نام كرد تا عازم جبهه گردد ولي با مشكل سربازي روبرو شد و موفق به شركت در جبهه نگرديد ولي به عنوان يك عضو فعّال در گروه مقاومت علي آباد شبها تا صبح از دست آوردهاي انقلاب اسلامي پاسداري ميكرد تا اينكه انتظار وي به پايان رسيد و عازم خدمت مقدس سربازي شد و پس از گذراندن دوره آموزشي عازم جبهه هاي جنگ گرديد و به عنوان يك سرباز جانباز مأموريت و رسالت الهي خويش را بردوش گرفت و براي اولين بار در حمله والفجر يك شركت جست و دواطلبانه عازم خط مقدم جبهه گرديد و در حين عمليات به وسيله نيروهاي كافران بعثي  مجروح گرديد و پس از مداوا دوباره عازم و در حمله هاي مختلف شركت كرد شهيد محمدي هر بار كه به مرخصي مي آمد در خانه نمي نشست و شبها همگام با برادران بسيجي نگهباني ميداد . آخرين عمليات كه شهيد در آن خط مقدم جبهه و بعنوان راننده بلد وزر در حين زدن خاكريز در تاريخ 10/12/62 با آغوش باز عروس شهادت را به آغوش كشيد و مانند ديگر برادران به جمع ياران پيوست روحش شاد و راهش پردوام باد. ادامه مطلب
    خدايا من همچو اصحاب حسين عازم جبهه هستم و از تو مي خواهم كه از گناهاني كه از من سرزده درگذري و شهادت در راهت را نصيبم گرداني ، وصيتم به مادرم اين است مادر مي دانم تو چقدر زحمت كشيده اي براي من و از تو مي خواهم كه مرا ببخشي و اگر سعادت نصيبم شد و به شهادت رسيدم در شهادتم گريه و زاري مكن زيرا من براي دفاع از اسلام و ناموسم كوشش كردم و شهيد شدم و تو اي پدر پير و ناتوانم مي دانم ، كه براي من چقدر زحمت كشيده اي ولي متاسفانه نتوانستم كه رزحمات تو را جبران كنم و در نزد شما پدر پيرم اظهار شرمندگي مي كنم اميد است كه مرا حلال كني و براي آمرزش من دعا كني و اما شما برادران عزيزم سنگر مرا خالي نكنيد و نگذاريد اسلحه من بر زمين  بيفتد ، زيرا با زمين افتادن سلاح من دشمنان اسلام شاد مي شوند واي خواهران مسلمان و مبارز ، از شما مي خواهم كه حجابتان را نگه داريد از (( حجاب )) شما ابرقدرتها مي ترسند و از امت شهيدپرور مي خواهم كه حجابتان را نگه داريد . (( امام )) را تنها نگذاريد ( فريب ) منافقان و جنايتكاران را نخوريد و بايد توطئه جنايتكار شرق و غرب را با مشت گره كرده خنثي كرد . ادامه مطلب
    1ـ چه كسي نام او را انتخاب كرد و انگيزه او از اين انتخاب چه بود ؟

    مادر شهيد . علاقه اي كه به اين اسم داشت .

    2ـ مدارك و پرونده شهيد در كجا و نزد چه كسي است ؟  بيشتر نزد خودمان است

    3ـ روحيه اجتماعي او را توصيف كنيد ؟ انساني بخشنده بود و تمام وسايل شخصي اش را به دوستان خود اهداء مي كرد

    4ـ ميزان علاقه و ديدگاه شهيد نسبت به امام خميني و ولايت فقيه را بيان كنيد ؟

    ايشان نسبت به ولايت فقيه اعتقاد خاصي داشته و تابع اوامر رهبري به خصوص در زمان امام تابع فرمان ايشان بودند

    5ـ چه نوع فعاليت سياسي و انقلابي قبل و بعد از پيروزي انقلاب انجام مي داد ؟

    ايشان در راهپيمايي هاي مختلف برضد حكومت شاه شركت مي كردند و فعاليتهاي انقلابي براي گسترش انقلاب داشتند .

    6ـ در خصوص ارادت و معرفت و محبت شهيد به اهل بيت و توسل وي به ائمه اطهار توضيح دهيد ؟

    ارادت خاصي داشت و شناختي همراه با معنويت به اهل بيت زيب زندگي ايشان بود .

    7ـ چه نوع فعاليت سياسي و انقلابي قبل و بعد از پيروزي انقلاب انجام مي داد ؟

    ايشان در راهپيمايي هاي مختلف بر ضد حكومت شاه شركت مي كرد و فعاليت هاي وي براي حفظ انقلاب و دستآوردهاي آن بود .

    8 ـ خدمت سربازي را در كجا گذراند و در چه تاريخي شروع شد و در چه تاريخي پايان يافت ؟

    در لشكر 21 حمزء در تهران آموزشي  ديد و بعد در خوزستان درمنطقه طلائيه از سال 60 شروع شده تا سال 62 كه به شهادت رسيدند .

    9ـ چه مدت خدمت سربازي او در جبهه بود ؟ يك سال و نيم در جبهه بود .

    10ـ  اولين بار در چه سني و چگونه به جبهه رفت ؟  در سن 18 سالگي در هنگام خدمت سربازي .

    11ـ عامل تشويق و تحريك اصلي اعزام به جبهه او چه بوده است ؟ عشق و علاقه به جبهه و دفاع از كشور

    12ـ آخرين مرتبه اي كه به جبهه مي رفت چه حالات روحي داشت و چگونگي وداع او را بيان كنيد ؟

    وي سه روز قبل از اينكه مرخصي اش او به پايان برسد خبر رسيد كه مي خواهند عمليات انجام دهند و با علاقه خاصي قبل از پايان مرخصي به جبهه رفت .

    13ـ آيا جسد شهيد تشييع جنازه شده است ؟ تاريخ و محل دفن و نام گلزار او را بيان كنيد ؟ بله ـ محل دفن بهشت محمد جائينك در تاريخ 12/12/62

    14ـ آيا جسد مطهر شهيد مفقود بوده ؟ علايم شناسايي شهيد چه بود ؟ خيرـ بدن وي سالم و قابل شناسايي بود .

    15ـ شما به عنوان پدر يا  مادر شهيد چه پيامي ، سخني با مردم و مسئولين داريد ؟ به شما مردم پيام           مي دهم حافظ خون شهيدان و ارزشهاي معنوي دين اسلام باشند و از همه مسئولين در خواست دارم كه براي حفظ حرمت خون شهدا و فرزندان مردم به فكر و انديشه خوني كه درخت انقلاب اسلامي را آبياري كردند باشند .

    16ـ از ويژگيهاي بارز اخلاقي شهيد كه براي شما شاخص بود را بيان كنيد ؟ باادبي ، اخلاق خوب ، اخلاص ، روحيه شجاعت و فداكاري و انسانيّت .

    17ـ با توجه به ارتباط شما با شهيد چه آرزوها و خواسته هايي را در سر داشت ؟

    همه آرزو داشت كه در جبهه باشد و در كنار همرزمانش بجنگد .

    18ـ خاطراتي از شهيد در قبل يا حين عمليات و بعد از آن را بيان كنيد ؟

    شهيد هنگام برگشت از خط مقدم با يكي از فرماندهان خود در حال برگشت يك گودالي را در جاده ديد و به فرمانده ي خود گفت بايد اين گودال را پر كنيم تا ماشينهايي كه حامل مجروحين هستند در آن دچار مشكل نشوند . سپس تا دير وقت مشغول پر كردن آن گودال شدند .

    19ـ چه آرزوها و خواسته هايي داشت ؟ آرزوي رفتن به جبهه داشت و آرزوي شهادت

     فضايل اخلاقي

    شهيد محمدي قهرماني بي باك و نترس در عرصه ي جنگ و جانبازي بود و شخصيتي محترم در روستا و جامعه كه از خانواده اي فقير و مستمند به پا خاست و بي نيازانه دل از اين دنيا بر گرفت و به ديدار معشوق شتافت . دوستانش مي گويند عبدالحسين داراي اخلاقي محترم و با صفا بود كه درهمه ي مسائل يكه تاز ميدان بود وقتي از خدمت بر مي گشت شب ها با ميل خود در كوچه هاي روستا نگهباني مي داد وكلاً سفارش      مي كرد كه دست از مساجد و جلسات قرآن برنداريد و شيفته اهل بيت باشيد زيرا اين اهل بيت هستند كه با خون خود نهال اسلام را آبياري كردند و اين چنين اين دين پاك و خالص را براي ما به ارمغان دادند. جناب آقاي پيشين و غلاميان از همسنگران اين شهيد بزرگوار مي گويند در جبهه ما شاهد به شهادت رسيدن خيلي از دوستانمان بوديم ولي تأثيري كه به شهادت رسيدن اين شهيد به ما داد چنان بود كه اصلاً ميلي به غذا و زندگي نداشتيم زيرا وي خيلي نترس و شجاع بود هر وقت براي كار در شب و زدن خاكريزها در شب نيرو          مي خواستند وي از جمله يا شايد تنها كسي بود كه به تنهايي تا صبح خاكريز مي زد و هيچ وقت خسته      نمي شد شهامت با اخلاص درهم آميخته بود و آهنگي طرب انگيز ساخته بود كه هيچ آهنگ سازي اين موسيقي را نساخته بود زيرا شهيد با دل و پاي گذاشتن بر تعينات دنيوي موفق به ساخت اين مهم شده بود . ادامه مطلب
    هنگام عمليات خيبر در منطقه جفير رزمندگان تجهيزات نظامي خود را آماده كرده بودند به صورت دسته هاي منظم با نام خداوند شروع به حركت كرديم . من راننده لودر بودم و شهيد محمدي نيز روي بلدوزر كار      مي كرد به دستور فرمانده از پشت لشكر به راه افتاديم در حالي كه صداي خمپاره و توپ فضا را پر كرده بود ، لحظه ، لحظه به نيروهاي دشمن نزديك مي شديم . در نيمه راه تقريباً 50 درصد رزمندگان در محاصره نيروهاي عراق گرفتار شدند . فرمانده با صداي بلند دستور به عقب نشيني داد . چند متر كه به عقب برگشتيم از رزمندگان طلب مقاومت كردند و بچه ها شجاعانه در برابر گلوله هاي دشمن مي ايستادند و از جان خود مايه مي گذاشتند صداي الله اكبر و يا حسين (ع) در فضا پيچيده بود . تقريباً عمليات با شكست مواجه شده بود در اين هنگام شهيد محمدي به تنهايي توانست به طول 4 كيلو متر در شرايط سخت ، خاكريز بزند و از بار اين شكست بكاهد .

    بعد از آن شهيد محمدي شروع به مسطح كردن راه نمود تا راه براي عبور آمبولانس ها آماده گردد . پس از نيم ساعت كار ، خمپاره اي در كنار محمدي منفجر شد و تركش آن در سينه او فرو رفت آري روح پاك ايشان به ملكوت آسمانها پرواز كرد و به لقاء الله نائل شد . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار جائينك
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید