مشخصات شهید

شهید عبدالحسین حاجی پور

52
نام عبدالحسين
نام خانوادگی حاجي پور
نام پدر عبدالله
تاربخ تولد 1335/02/12
محل تولد بوشهر - دير
تاریخ شهادت 1362/12/03
محل شهادت جفير
مسئولیت فرمانده دسته
نوع عضویت پاسدار
شغل پاسدار
تحصیلات پنجم ابتدايي
مدفن شهنيا
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • شعر
  • زندیگنامه شهید ادامه مطلب
    اين اعجاز بزرگترين قرآن و اين پيروزي جمهوري اسلامي محتاج به حفظ و نگهباني است . (امام خميني)

    تا به حال من مرده بودم و اين آغاز جهان و شهادت است اين احساسي را که در خود مي بينم که دارم متولد مي شوم و زندگي جاويدان خود را آغاز مي کنم . شهادت انسان را به درجه اعلاء ملکوتي مي­رساند و چقدر شهادت در راه خدا زيباست . مانندگل محمدي مي ماند که وارثان خون پاک شهيد از آن مي بويند .

    خدايا شهادتم در راه اسلام و قرآن و خاري در چشن دشمنان اسلام است بپذير .

    مادرمهربانم سلام ، مرا بپذير و حلالم کن ، مبادا از فقدان من گريه کني در بالاي خانه­مان پرچم سبز رنگ بزن و افتار کن فرزندت در راه خدا به اين مقام بزرگ رسيد و تو را پيش حضرت فاطمه زهرا (س) رو سفيد گرداند و تو در آخرت سربلند خواهي بود . اي پدر ارجمندم مرا حلال کن و با استقامت و صبر و شکيبايي از انقلاب اسلامي دفاع کن مبادا روحيه خود را ببازي و گريه کني  چون گريه تو باعث ناراحتي من است . افتخار کن که فرزندت اين راه را انتخاب کرده و اين افتخار براي تو آفريده که پيش امام حسين (ع) سربلند باشي و پدر جان مرا ببخش زيرا زحمتهاي زيادي براي من کشيدي که من در مقابل شما شرمنده هستم و اگر قابليت شهادت داشتم و شهيد شدم بدون شما به بهشت نخواهم رفت ، طبق روايت اسلامي جاي شهيدان داخل بهشت است . خواهرانم همچو زينب که رسالت خون حسين را دنبال کرد راه مرا دنبال کنيد . مبادا گيسوان را پريشان کنيد و براي من گريه کنيد . امام را فراموش نکنيد . اگر شهيد شدم در گلستان شهداي بادوله دفنم کنيد و دعا کنيد براي حضرت امام را فرامموش نکنيد .

     

      ادامه مطلب
    مصاحبه با خانواده شهيد حاجي نژاد

    ■ شهيد در چه سالي بدنيا آمد ؟

    در سال ١٣٤٧ درروستاي بريد از توابع شهرستان دشتي

    ■تحصيلات شهيد در چه پايه­اي است و در کدام مدارس تحصيل نموده است ؟

    تا پايان تحصيلات ابتدايي در روستاي بريد (چغاپور)

    ■دوران نوجواني شهيد چگونه گذشت ؟

    بيشتر علاقه به مراسم عزاداري امام حسين (ع) داشت و در پي يادگيري واجبات ديني بود .

    ■شهيد به چه ورزشهايي علاقه مند بود ؟ چند تن از همبازيهاي او را معرفي نماييد.

    فوتبال

    ■شهيد چگومه و از طريق چه ارگاني به جبهه اعزام شدند ؟ (خاطره روز اعزام شهيد را اعلام داريد )

    بعنوان پاسدار وظيفه در سال ١٣٦٣ به جبهه اعزام شدند .

    ■ اخلاق شهيد در دوران جواني چگونه بود ؟ خوش اخلاق و خنده رو و نسبت به کارها احساس مسئوليت مي کرد .

    ■ شهيد در چه سالي ازدواج نموده و ثمره اين ازدواج چيست ؟

    ايشان ازدواج ننموده­اند .

    ■ برنامه­هايي که شهيد براي آينده خويش داشت را بيان فرماييد؟

    فکر مي کنم علاقه شديدي به استخدام در سپاه پاسدارن جهت ادامه فعاليت­هاي خود داشت .

    ■ چگونه و در چه تاريخي شهيد به شهادت رسيدند ؟ ( خاطراتي از آن روزها را بيان فرماييد )

    در سال ١٣٦٤ در عمليات والفجر ٨ در درگيري­هايي که براي آزادي فاو بود به درجه رفيع شهادت نائل آمد .

    ■ عکس العمل شما و خانواده در قبال شنيدن خبر شهيد شدن و شهادت فرزندتان چگونه بود ؟

    با توجه به علاقه شديد ايشان به جبهه و جنگ و شهادت چون ايشان به آزادي خود رسيده بود خدا را شکر کردم .

    ■شهيد هنگام شهادت با چه کساني همرزم بود ؟ معرف نماييد . حسن بيسر و جابر فقيه .

    ■ تا چه اندازه به وصيتنامه شهيد جامه عمل پوشانيده­ايد ؟

    بيشترين هدف و آرزوي اينجانب در زندگي عمل به وصاياي ايشان مي باشد .

    ■ شوق شهادت را در ايشان توصيف کنيد .

    بنا به وصيت نامه ايشان : شهادت چون گلهاي محمدي مي ماند که وارثان شهيد از آن مي بويند و با شهادت (شهيد) متولد و زندگي جاودانه خويش را آغاز مي کنم .

     

    وصيت نامه شهيد عبدالحسن حاجي نژاد

    اين اعجاز برزگ بزرگترين قرن و اين پيروزي  جمهوري اسلامي محتاج به حفظ و نگهباني است . «امام خميني »

    تا به حال من مرده بودم و اين آغاز جهان و شهادت است اين احساسي را که در خود مي بينم که دارم متولد مي شوم و زندگي جاويدان خود را آغاز ميکنم و شهادت است که انسان را به درجه اعلي ملکوتي مي رساند و چه قدر شهادت در راه خدا زيباست . مانند گل محمدي مي ماند که وارثان خون پاک شهيد از آن مي بويند .

    خدايا شهادتم در راه اسلام و قرآن و خاري در چشم دشمنان است بپذير .

    مادر مهربانم سلام مرا بپذير و حلالم کن مبادا از فقدان من گريه کني در بالاي خانه مان پرچم سبز رنگ بزن و افتخار کن فرزندت در راه خدا به اين مقام بزرگ رسيد و تورا پيش حضرت فاطمه زهرا (س) رو سفيد گرداند . و تو در آخرت سربلند خواهي بود .

    اي پدر ارجمندم مرا حلال کن و با استقامت و صبر و شکيبايي از انقلاب اسلامي دفاع کن . مبادا روحية خود را ببازي و گريه کني چون گريه تو باعث ناراحتي من است . افتخار کن که فرزندت اين راه را انتخاب کرده و اين افتخار براي تو آفريده  که پيش امام حسين (ع)  سربلند باشي و پدر جان مرا ببخش زيرا زحمت هاي زيادي براي من کشيدي که من در مقابل شما شرمنده هستم و اگرقابليت شهادت داشتم و شهيد شدم بدون شما به بهشت نخواهم رفت . طبق روايت اسلامي جاي شهيدان داخل بهشت است . خواهرانم همچو زينب که رسالت خون حسين را دنبال کرد راه مرا دنبال کنيد مبادا گيسوان را پريشان کنيد براي من گريه کنيد امام را فراموش نکنيد، اگر شهيد شدم در گلستان شهداي بادوله دفنم کنيد و دعا را براي حضرت امام فراموش نکنيد .

    مصاحبه با برادر شهيد

    ■ ضمن معرفي خود بفرماييد برادرتان با شما چند سال اختلاف سني داشتند ؟

    مجيد حاجي نژاد – ٥ سال

    ■ خاطراتي از روزهاي کودکي خود و شهيد را بيان فرماييد تنها روحيه خوشرويي و مهرباني ايشان ملکه ذهن اينجانب مي باشد .

    ■ شهيد چگونه و در چه تاريخي به جبهه اعزام شدند ، همرزمان وي و خاطراتي از آن روزها بيان فرماييد ؟

    بعنوان پاسدار وظيفه در ابتداي سال ١٣٦٣ به جبهه اعزام شدند ، جابر فقيه و حسن بيسر از همرزمان ايشان بودند .

    ■ شهيد به چه فعاليتهايي علاقه داشت خاطراتي در اين زمينه بيان فرماييد ؟

    ايشان با روحيه بالا در خدمت پايگاه امام رضا (ع) بادوله بود و در همه گشتهاي شبانه شرکت داشته است .

    ■ روحيات شهيد در دوران انقلاب و قبل از انقلاب چگونه بود ؟

    در دوران انقلاب ايشان فعاليت چشمگير در راهپيمايي­ها و فعاليتهاي انقلابي داشت .

    ■ در کدام عمليات­ها شهيد شرکت داشت چنانچه شما نيز با وي همراه بوده­ايد خاطرهايي از آن روزها را بيان فرماييد ؟

    عمليات والفجر ٨

    ■ تا چه اندازه سعي داشته­ايد وصاياي شهيد را جامه عمل بپوشانيد ؟

    آرزوي اينجانب اجراي همه مورد وصاياي شهيد بوده است و فکر مي کنم تا کنون در راستاي برآوردن وصاياي ايشان مؤفق بوده­ام . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    لاله­اي ديگر شهيد حاجي نژاد                آفرين بر مادري کاو را بزاد

    سال چهل و پنج آمد اين نويد                  زاده شد عبدالحسن اندر «بريد»

    درس را در ابتدايي جا گذاشت            از بريد آمد به اينجا پا گذاشت

    فقر بود ناچار درسش شد رها             کار کرد و بر بدن دادش جفا

    سالها چون که پدر بيمار بود                  دربدر هر جاي گرم کار بود

    از نماز و دين خود غافل نبود                جز به راه راست او مايل نبود

    عاشقانه عاشق اسلام بود                        نامدار او زاده شد که بس گمنام بود

    وقف کرد خود را براي انقلاب        خادم دين خادم اسلام ناب

    در ميان جمع چون شمعي گداخت        تا که خود را با شراب عشق ساخت

    در بسيج فعال بودي هر زمان       مهربان بود  با همه، پير و جوان

    او سفارش کرد قبل از رفتنش         گر لياقت داشت  اين بال و پرش

    اگر شهادت شد نصيب پيکرم          گريه کن بر بهر  حسين و سرورم

    سال شصت و چهار در والفجر ٨         با شهادت سوي الله  باز گشت

    در گلستان پيکرش گرديد خاک       دل ز دنيا اين چنين کردند پاک

    اين وصيت نامه­ها چون چشمه است        مي کند سيراب هرکس تشنه است

    مرده بودم زنده گشتم من کنون         دولتي پاينده گشتم من کنون

    من شهادت از خدا خواهنده­ام        اي پدر وي مادرم شرمنده­ام

    پرچمي زن رنگ سبز افتخار           مادرم  مرگ مرا رحمت شمار

    اي پدر شرمنده روي توأم          من فداي قلب دلجوي توأم

    خواهرم در جنگ زينب گونه باش     مرهم زخم دل بادوله باش

    گيسوان درهم نسازيد بهر ما      شاد باشيد شاد سازيد شهر ما

    روح او  شاداب و راهش مستدام   روضه­ي روح پرورش بادا به کام

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار شهنيا
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید