مشخصات شهید

شهید عباس فخرائی

55
نام عباس
نام خانوادگی فخرائي
نام پدر محمد
تاربخ تولد 1346/08/09
محل تولد بوشهر - دير
تاریخ شهادت 1364/08/11
محل شهادت هورالعظيم
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن دير
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • خاطرات
  • شهید عباس فخرایی، در سال ۱۳۴۶، در حالی که دو سال از مهاجرت پدرش از زوستای نرکو به بندر دیّر گذشته بود، در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت (ع) دیده به جهان گشود. خانواده اش به علت علاقه به علمدار دشت کربلا، نام او را « عباس» گذاشتند و گویا می دانستند روزی خواهد آمد که همچون عباس (ع) علمدار رهبر و مولایش خواهد شد.

    از همان اوایل کودکی به فراگرفتن احکام اسلامی پرداخت. هفت ساله بود که وارد مدرسه شد. در مدرسه جزء شاگردان درسخوان و با انضباط بود. کلاس پنجم ابتدایی بود که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شد و شهید در همه ی حال با تأسی جستن از ابوالفضل العباس (ع) آماده رویارویی با دشمنان اسلام بود؛ اما به علت اینکه سنش کم بود، اجازه رفتن به جبهه را پیدا نمی کرد، تا اینکه دوره ی راهنمایی را به اتمام رسانید. و در کلاس اول دبیرستان ثبت نام کرد؛ اما عشق و علاقه او به حضور در سنگر و دفاع از کیان میهن اسلامی، باعث شده بود که هر طور شده است به صف رزمندگان اسلام بپیوندد و پدر شهید نیز با اعتقاد به اینکه فرزند عزیزش می تواند جزء لشکریان اسلام باشد و مایه افتخار او و خانواده اش، با رفتن وی به جبهه موافقت می کند. شهید جهت گذراندن دوره آموزشی به همراه دیگر برادران بسیجی، راهی شیراز می شود و در طی دوره آموزش، یک بار جهت دیدار پدر و مادر و بستگان به دیّر می آید و مجدداً به شیراز می رود و پس از اتمام دوره آموزشی، راهی جبهه می شود. مدت آموزش و اعزام او به جبهه نزدیک به چهار ماه طول می کشد تا اینکه پس از شرکت در عملیات عاشورای ۴ در تاریخ ۱۱/۸/۱۳۶۴ در بمباران هوایی در منطقه هورالعظیم، مورد اصابت راکت قرار می گیرد و به فیض عظمای شهادت نائل می شود. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    نامه شهید عباس فخرایی به پدر و برادرش

    بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان انقلاب اسلامی ایران و شهدای صدر اسلام تا کنون

    اول از روی ادب گل خوشبوی سلام

    دوم از روی محبت با تو دارم چند کلام

    با دورد بر امام و امت شهید پرور ایران و با [ آرزوی ] سلامتی برای خانواده خودم و تمام همرزمان …

    خدمت پدر عزیز و مهربانم جناب آقای حاج محمد عالی فخرایی

    سلام علیکم

    پس از عرض سلاتم، سلامتی شما خانواده عزیزم را از درگاه باریتعالی ایزد منان خالق سبحان خواهان و خواستارم و سلامتی شما پدرم و مادرم و برادرانم و خواهرانم و تمام قوم و خویشاوندان را از درگاه باریتعالی و ایزد منان و خالق سبحان مسئلت دارم و امیدوارم که حالتان خوب باشد و همانند گل های بهاری شاد و خندان باشید و هیچگونه نگرانی و ناراحتی نداشته باشید و اگر جویای حال پسر حقیرت عباس باشی، الحمدالله سلامتی که یکی از نعمت های بزرگ الهی است، برقرار می باشد و حالم خیلی خوب است و هیچگونه نگرانی و ناراحتی ندارم و ملالی در کار نیست بجز دوری از روی مبارک شما که آن هم خدا کند دیدارها تازه و روشن گردد. آمین یا کریم

    « خدمت برادر عزیز و بهتر از جانم جناب آقای عبدالرسول کوچولو»

    سلام علیکم

    امیدوارم که حالت خوب باشد و توانسته باشی در این ماه [ محرم ]در مراسم روضه خوانی و روز تاسوعا و عاشورا شرکت کرده باشی. باری برادر جان نامه پر مهر و محبت شما در بهترین ساعات زندگی ام به دستم رسید و خیلی خوشحال شدم و دو دستی آن را بوسیدم و از خوشحالی نهار نخوردم.

    برادر جان نوشته بودی مرخضی بیا، حالا که مرخصی نمی دهند چون که آماده باش صد در صد اعلام کرده اند و هر روز ممکن است ما را برای حمله به خط ببرند و شما ماجرای من نگیرید چون که حالم خیلی خوب است. اگر چند روز مرخصی دادند قول درست می دهم مرخصی می آیم.

    برادر جان هر وقت نامه ای می فرستید، تاریخ آن را بزنید. و برادرم احمد جان امیدوارم که به مدرسه بروی و در کلاس هایت حاضر شوذی و این « یا حسین » را بر پیراهن عبدالرسول بزنید.

    قربان شما – کوچک شما

    عباس فخرایی

    ۱/۷/۱۳۶۴ ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار دير
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید