مشخصات شهید

شهید عباس جمشیر

86
نام عباس
نام خانوادگی جمشير
نام پدر علي
تاربخ تولد 1340/01/01
محل تولد بوشهر - بوشهر
تاریخ شهادت 1361/12/16
محل شهادت زبيدات
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت سرباززميني ارتش
شغل سرباززميني ارتش
تحصیلات ديپلم
مدفن بوشهر
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

     

     

    زندگینامه : شهید عباس جمشیر

     

    عباس جمشیر به سال 1340 هجری شمسی در شهر مقاوم و شهید پرور آبادان در       خانواده ایی مذهبی دیده به جهان گشود . خانواده عباس دارای حسینیه ای به نام حاج جاسم به جای مانده از پدر بزرگ مادریش بودند که در آبادان معروف بود . عباس از همان اوان کودکی با شورائیان کربلا مانوس شد و عشق به اهل بیت چون نهالی در فکر و روح و دل اوریشه کرد تا با پیروزی انقلاب و تلنگر اندیشه های اسلام ناب محمد (ص) امام خمینی (ره) چون اثر باران رحمت الهی بر نخلهای جنوب این عشق ببار نشست و شکوفا شد و عباس مانند دیگر فرزندان پاکباخته انقلاب شروع به فعالیتهای انقلابی نمود شرکت در راهپیمائیها ، سخنرانیها و تخریب مراکز فساد ودرگیری با نیروی طاغوت شبهای بسیاری را به فرمان  امام راحل به پشت بامها ندای الله اکبر سر می داد و هیچ ترسی از نیروی گارد شاهی به دل راه نمی داد با پیروزی انقلاب و ورود پرافتخار بنیانگذار جمهوری اسلامی به میهن عزیزمان جهت حفظ و حراست از شهربه دلیل فروپاشی نیروی شهربانی طاغوت ونیرو وجود ضد انقلاب طاغوت طلب و ساواکیهای مزدور تا به صبح با دیگر بچه های محل به پاسداری از نهضت حسین خود پرداختند پس از چندی استعمار جهانی که پایه های مردمی انقلاب اسلامی را درک کرده بود با تحریک رژیم عراق علیه ایران عزیز به بهانه اختلافات قدیمی آن کشور را وادار به حمله به خاک مقدسمان کشورمان می کند خانواده با وجود با اینکه هیچوقت جنگ را به این شکل تجربه نکرده بودند چون دیگر همشهریان خود حاضر به خروج از آبادان نبودند امام پدر تو مانند مردان دیگرشهر که جان زن و بچه خود را در خطر می دیدند آنان را قانع نمود تا ازشهر خارج شوند ولی پسران بزرگ از جمله عباس در آبادان بماندند پس از آن عباس درس که رها کرد با آمدن به بوشهر عباس به بوشهر آمد اما طاقت ماندن نداشت در این فاصله وقتی تلویزیون را نگاه می کرد  و رزمندگان ر در جبهه های دید اشک در چشمانش حلقه می زند و گفت صحبت شما من را از این فیض محروم کرده و جای من اینجا نیست . الان باید کنارآنها باشیم پس از چندی بلافاصله دفترچه خدمت مقدس سربازی گرفته تا با توجه به سنش از طریق ارتش وارد جبهه ها نبرد شود دوران آموزشی را در پادگان صفر پنج کرمان گذراند وسپس عضو لشکر 21 حمزه سیدالشهدا گردید عشق به اسلام و میهن و روحیه دشمن ستیزی او یادآور ابوالفضل العباس علمدار شجاع و دلیر کربلا بود هرقت بریا مدت کوتاهی به خانه می آمد سر و رویی خاک آلود و پیراهنی ژولیده به تن داشت . شاید به نظر غلو باشد از شروع انقلاب تا زمان شهادت عباس پیراهن نویی به تن نکرد . تحولی عظیم در وجودش پدید آمده بود که بعداز شهادتش متوجه آن شدیم و دانستیم اینهمه بی میلی به دنیا و در عین حال شجاعت و ثلابت را در مکتب همان امامی یادگرفته بود که در زمان کودکی در عزاداری های دهه عاشورا در حسینیه حاج جاسم باشیر مادر  در رگ  وپی ورحش آمیتخه شده بود و ما غافل از آن بودیم در مجموع 24 ماه خدمت سربازی عباس فقط 3 ماه آموزشی را در پشت جبهه ها گذراند هروقت به مرخصی می آمد طاغت ماندن نداشت و وقتی اعضاء به خانواده تلویزیون نگاه می کردند در اطاق دیگری رادیو گوش می داد و انگار وقتی خانه هم بود توی جبهه بود  مادر برایش رختمخواب پهن می کرد ومی گفت برش دار ما در جبهه روی زمین خشک می خوابیم. نمی دانم آیا خدا به مومنانش از شراب بهشت می نوشاند که چنین شیدا  ودلباخته می شوند و دنیای پرزرق وبرق را رها می کنند .از درک ما خاکیان خارج است. ولی حتما" چنین است.

    اوقاتی که دور هم در خانه جمع بودیم عباس از جبهه می گفت ولی هیچگاه ، هیچگاه از رشادتهای خود نگفت او بارها در جبهه از سوی فرمانده هانش تشویق نامه های بسیاری گرفته بود اما آنها را به ما نشان نداد. خانواده وقتی از دلاوریهایش شنیدند که همرزمانش بعداز شهادت از آن تعریف کردند . براستی معلم او علمدار کربلا بود . عباس پانزده روز قبل از شهادت بدلیل دریافت خبرزخمی شدن یکی از بستگان نزدیک خانواده که از دوستان صمیمی او بود مرخصی 3 روزه ای میگیرد. و به دیگر تعلق ندارد و داره می ره تا به سر چشمه زلال انسانیت الهی خودش بپیوند. می رفت تا با سرورش ابوالفضل هم نشین بشود و از خادمین صدیق آقا امام حسین (ع) گردد . می رود تا به صف آشورئیان به پیوندد.

    وقتی محمد پسر دایی رحمن شهید شد و عباس بر سرقبرش گفته بود . محمد سمت راست     تو مزار من خواهد بود هروقت می آمد ساعتها بر سر مزار محمد می نشست شاید با اوحرفهایی می زند که گوش ما نامحرمان قادر به شنیدن آنها نبود براستی خداوند گل چین    می کند و و از یا دهر گلهای سر سبد را برمی گزیند. خدایا یاد وخاطره شهیدان را در دلهایمان محفوظ بدار تا قیام سرور عالم امکان قائم آل محمد (ص) سربلند و پرافتخار بر قدمش بوسه زنیم و بگوئیم که ما از تبار شهیدان و شهید پرورانیم . آمین.

    تاریخ شهادت این شهید گرانقدر (عباس جمشیر ) 25 اسفند 1361 که بر اثر اصابت گلوله توپ هنگام خداحافظی و پایان خدمت سربازی به سنگر آنان صورت گرفت . هنگام         شهادت 7 شب بود او به همراه چندتن دیگر همرزمان برای تحویل وسایل و انتقال به پشت جبهه آماده می شدند. و خداوند عزوجل پاداش 2 سال خدمت خالصانه را با بهشت برین خود به آنان جبران نمود. خوشا به سعادت آنان که برگزیده می شوند تا شهید عشق باشند.

     

    والسلام

    روانش شاد و راهش مستدام باد

     

     

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بوشهر
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید