مشخصات شهید

شهید سیدهاشم بحرالعلوم

112
نام سيدهاشم
نام خانوادگی بحرالعلوم
نام پدر سيدجواد
تاربخ تولد 1335/01/03
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1359/07/22
محل شهادت خرمشهر
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت پاسداركميته
شغل پاسداركميته
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن مفقود
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    خلاصه اي از زندگينامه ي جاويد الاثر سيد محمد هاشم بحرالعلوم

    گرچه مفقودالاثر بي مزاران جهانند

    بي نشان گمنام مشهور ملك در آسمانند

    بسم الله الرحمن الرحيم

    سيد محمد هاشم فرزند سيد جواد در سال 1335 در خانواده اي مذهبي و روحاني در روستاي سربست از توابع سعدآباد دشتستان ديده به جهان گشود وي از همان كودكي علاقه خاصي به فراگيري علوم قرآني و مكتب خانه داشت و همين عشق به قرآن و عترت او را روانه مكتبخانه نمود تا قبل از هر چيز قرآن را بياموزد و در سن شش سالگي براي فرگيري علوم جديد در دبستان محمدي روستاي محل زندگي نام نويسي كرد و تا كلاس پنجم در آن مدرسه به ادامه تحصيل پرداخت وي دوره ي راهنمايي را در آموزشگاه پرويزي برازجان سپري نمود وي در بين همكلاسيهاي خود بسيار خوش اخلاق و و خوش رفتار بود ، اخلاق او مورد تحسين كليه دانش آموزان و دبيران و مسئولين مدارس بود وي دوره دبيرستان فردوسي ( سابق ) طالقاني شروع كرد كه در اين زمان مصادف شد با مبارزات گسترده ملت ايران بر عليه رژيم شاهنشاهي پهلوي ايشان هم درس و مدرسه را رها كرد و همدوش با ملت قهرمان دشتستان در راهپيمائي ها شركت نمود . ايشان در طول دوران عمر كوتاهش هر وقت فرصتي مي يافت در كنار پدر به كارهاي كشاورزي مي پرداخت تا بتواند هزينه امرار معاش خانواده و تحصيل خود را فراهم نمايد و از خصوصيات بارز وي اين كه هيچ وقت تبسم و خنده از چهره او دور نمي شد و گاهي نشد كه حتي يك پسر بچه كوچك هم بتواند در سلام كردن از او پيشي بگيرد نامبرده در انجام فرائض ديني بسيار كوشا بود مشاهده نشد كه يك  لحظه نماز را به تأخير بياندازد و همين ويژگيها موجب گرديد كه با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني براي حفظ و حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي به استخدام نهاد مقدس كميته انقلاب اسلامي در بيايد و شب و روز در اين نهاد مقدس با ديگر پاسداران جان بر كف كميته به پاسداري از انقلاب و خون شهيدان بپردازد و با شروع توطئه هاي منافقين و گروهك هاي الحادي در جاي جاي كشور اسلامي بر ضد نظام مقدس و همچنين جنگ تحميلي عراق عليه كشور عزيزمان ايران در تاريخ 17/9/59 درست دو ماه پس از شروع جنگ همراه با برادران پاسدار كميته برازجان استان اولين

    گروهي بودند كه از دشتستان با بدرقه پر شور مردم رهسپار نبرد با دشمنان بعثي گرديد و با رشادتهاي خود دشمن را روزها در پشت ديوارهاي خرمشهر زمينگير كردند و مانع شدند كه دشمن به راحتي وارد اين شهر شوند و سرانجام پس از رشادتهاي فراوان و دلاوريهاي بسيار در خونين شهر شهر خون و قيام مفقود گرديد و ديگر اثري از او پيدا نشد

    يادش گرامي و راهش پر رهرو باد ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ويژگيهاي شهيد از زبان خانواده

    از قبل از تولد ايشان خاطره خاصي به ياد ندارم فقط از خداوند مي خواستم كه فرزندي به من عطا كند كه سالم باشد و در آينده فردي مفيد براي جامعه باشد و خداوند هم فرزندي سالم به من مرحمت فرمود . براي نامگذاري او پدرش چون از سادات جليل القدر  بود اسم او را سيد هاشم گذاشت . در تربيت فرزندانم بسيار توجه داشتم شبانه روز از آنان غافل نمي شدم در دوران كودكي به او نماز را آموختيم و سپس راهي مكتب خانه شد و تمام قرآن را فرا گرفت و سپس به مدرسه محل رفت و تا كلاس پنجم در آنجا بود زمانيكه او به مدرسه مي رفت تا موقعي كه ديپلم خود را در برازجان گرفت حتي يك بار هم از او شكايت نكردند در سش را مرتب مي خواند نمازش را به موقع انجام مي داد معلمان و اولياء مدرسه از او بسيار راضي بودند در مراسمات مذهبي شركت مي كرد به اهل عصمت و طهارت عشق مي ورزيد در راهپيمائيها زمان انقلب شركت داشت و چگونگي وقوع آن را براي ما تعريف مي كرد . او در ايام كوتاه عمرش به پدر و مادرش احترام مي گذاشت حتي يك بار هم به ما بي احترامي نكرد . قرآن را بسيار زيبا تلاوت مي كرد به ادعيه ها توسل مي جست . چندين بار به زيارت قبر امام هستم علي بن موسي الرضا به مشهد مقدس رفت . از اخلاق و رفتار او هرچه اگوييد كم است . در سلام كردن كسي از او پيشي نمي گرفت بسيار خوش رو بودند و تبسم خاصي بر لب داشتند . در اوائل وقتي خبر مفقود شدن او را براي ما آوردند بسيار متأثر شديم چون جاي او در خانه پيدا بود كم كم با تمسك به قرآن و به يادآوردن مصائب و گرفتاريهاي امام حسين در روز عاشورا ما هم تحمل كرديم و الان از مسئولين مي خواهيم كه نگذارند انقلاب به دست نا اهلان بيفتد چون اين شهيدان براي دفاع از مملكت و ناموس كشور به جبهه رفتند آنان به جبهه رفتند تا اسلام زنده باشد و ما مديون خون شهدا هستيم

    ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

    ويژگيهاي شهيد از زبان دوستان و آشنايان

    من ايشان را از كودكي مي شناختم با هم همبازي بوديم بيشتر اوقات به علت همسايه بودن با هم بوديم در همان دوران كودكي بسيار خوشرو بودند و گاهي اخم نمي كردند همه از او به خوبي ياد مي كنند نمازش با جماعت در مسجد بود و حتي به ياد نداريم كه مراسمي برگزار شود و او شركت نكند . به اهل بيت و طهارت عشق مي ورزيد در ايام محرم و صفر به عزاداري مي پرداخت و در مجالس روضه خواني شركت مي كرد . از اخلاق بسيار خوبي برخوردار بود بخصوص به كودكان علاقه خاصي داشت و گاهي مي شد اگر يك بچه كوچك را در كوچه مي ديد دقايقي را با آنان به بازي كردن مي پرداخت و آنان را شاد مي كرد . در زندگي بسيار ساده بود گاهي نشد تحملات زندگي چشم او را بگيرد از در آمد كمي كه از راه كارگري بدست مي آورد به فقرا و مستمندان كمك مي كرد با دوستان و نزديكان بسيار صميمي بود آن طوري كه قلم از وصف آن كوتاه است دوست دار ولايت بود همان گونه كه با پيروزي انقلاب اسلامي به خدمت كميته انقلاب اسلامي در آمد صرفاً جهت حفظ و حراست از دست آوردهاي انقلاب اسلامي به امام عشق مي ورزيد آنگونه كه در همه حال مطيع و پيرو او بود ، دوست داشت روي پرچم جمهوري

    در سراسر گيتي به اهتزاز در آيد و نداي لااله الله با ظهور مهدي صاحب الزمان سراسر جهان را فرا گيرد و دست ابرقدرتهاي شرق و غرب از سر مظلومان كوتاه شود . در زمان كوتاهي كه در كميته خدمت مي كرد باها با گروههاي الحادي و منافقين به زد و خورد مي پرداخت ازآنان به خاطر مخالفت با امام و نظام مقدس جمهوري اسلامي نفرت داشت .

    ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

    ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون

    سلام و درود بي پايان خدا بر راست قامتان جاودانه تاريخ كه در لبيك به نداي « هل من ناصر » روح خدا خدا جامه سبز خود را به سرخي خون پاك خود متبرك ساخته و از ايثار جان شيرين خويش براي دفاع از حريم دين و سربلندي ميهن دريغ نكردند . سلام و درود بي پايان خدا بر عاشقان دلسوخته اي كه پيش از هجرت پير جماران مالك گونه به ياري علي زمانه شتافتند و لحظه اي در پيمان خود شك نكرده و از راه ننشستند و سرانجام لبهاي هميشه تشنه آنان به باده وصل يار آشنا گرديد .

    اكنون شمه اي از آثار زندگاني و رفتار اخلاقي سيد هاشم بحرالعلوم مي پردازيم .

    سردار جاويد الاثر سيد هاشم بحرالعلوم در سال 1335 در يك خانواده مذهبي از تبار فاطمه زهرا در روستاي سربست چشم به جهان گشود كه پس از پشت سر گذراندن دوران كودكي در سن 6 سالگي در روستاي سربست در دبستان محمدي شروع به تحصيل گرديد و دوران ابتدايي را در همين روستا گذراند و  براي ادامه تحصيل در مقطع راهنمايي به برازجان عزيمت نمودند و در مدرسه ارشاد اين زمان يعني مدرسه پرويزي سابق ثبت نام نمود و از كلاس اول تا سوم را در اين مدرسه ادامه تحصيل داد و سه سال مقطع راهنمايي را به طور موفقيت آميز گذراند در اين دوره او با عده اي از بچه هاي محل با هم در شهر برازجان و در يك منزل به سر مي بردند از جمله سيد محمود بحرالعلوم ، حسين زارع ، سيد سعادت موسوي و عده اي از بچه هاي ديگر كه مدت چند سال با هم بودند و همگي از اخلاق و رفتار سيد محمد هاشم تعريف و تمجيد مي كردند و اظهار مي دارند كه در اين ايام هيچگونه خلاف يا رفتار غير اسلامي از وي نديديم و هميشه پيرو احكام اسلامي و ديني و دنباله رو اهل بيت و عصمت و طهارت بودند و نسبت به آموزگاران خود احترام خاصي قائل بود كه هميشه مورد تشويق از طرف مدرسه قرار مي گرفت و فردي متين و كوچ نفس بود هيچ وقت نسبت به پدر يا مادر يا برادر خود كوچكترين بي احترامي نمي كردند . پس از اتمام دوران تحصيل در مقطع راهنماي براي ادامه تحصيل به مدرسه طالقاني در شهر برازجان مرجعه و ثبت نام نمودند و سال اول را به پايان رسانيد و در سال دوم دبيرستان در رشته تجربي درس مي خواند از طرف رژيم سابق دستور آمد كه متولدين سال 1335 بايد از مدرسه اخراج نمايند و ايشان با عده اي از دوستانش كه در اين سن بودند يك سال از مدرسه عقب افتادند و اما سال بعد اين دستور لغو و دوباره ادامه تحصيل دادند و اين دو سال هم را با موفقيت پشت سر گذاشتند و به اخذ ديپلم نائل آمدند و بعد از اتمام دوران تحصيل به خدمت مقدس سربازي اعزام گرديد كه با آقاي مشهدي حسم محمدي با هم در يك روز از برازجان به كرمان اعزام شدند و پس از پايان خدمت سربازي به وطن بازگشت و مدتي مشغول به شغل آزاد بود و به پدرش در امر كار كشاورزي هم كمك مي كرد و در همين زمان بود كه آغاز انقلاب شكوهمند اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني آغاز گرديد و ايشان در تمام مراسمات راهپيمايي ها بر عليه رژيم سفاك پهلوي شركت مي نمودند و تا اين حد كه دوستان خود را هم وادار مي كرد كه در راهپيمايي شركت نمايند و همچنين در تمام مراسمات مذهبي كه در مسجد برگزار مي شد شركت فعال مي نمود و هميشه

    مشوقي براي ديگر دوستان خود بودند تا اينكه انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 به پيروزي رسيد و نظام حكومت و هزار و پانصد ساله شاهنشاهي برچيده شو و امام خميني پس از پيروزي انقلاب اسلامي فرمان تشكيل كميته انقلاب اسلامي را دادند و اين نهاد مقدس در آن دوران حساس تشكيل گرديد و نامبرده با آقاي فتح الله محمدي يكي از دوستان وي با هم براي ثبت نام به كميته برازجان مراجعه نمودند و پس از پشت سر گذاشتن مراحل قانوني كار جز كادر كميته انقلاب اسلامي برازجان در آمدند و در همين زماني كه چند صباحي از انقلاب نگذشته بود جنگ تحميلي عراق عليه ايران شروع گرديد و حدود چهار ماه از خدمتش نگذشته بود كه از طرف كميته مأموريت يافت كه با عده اي از دوستان خود يعني فتح الله محمدي ، حسينقلي فرخي و مسلم حاجي زاده به جبهه هاي حق عليه باطل بروند و قبل از عزيمت به جبهه در روستاي سربست كمكهاي مردمي را جمع آوري مي كردند و تحويل مقامات مسئول مي دادند كه براي رزمندگان جبهه ها بفرستند تا اينكه خود هم اعزام به جبهه گرديد واقعاً آن شب كه آمد به منزل و براي پدر و مادرش و اقوام و هم ولايتي هاي خود جريان مأموريت را گفت آن شب واقعاً به ياد ماندني است و تا صبح مردم دور و بر او بودند و صبح زود با خداحافظي از پدر و مادر و اقوام براي عزيمت به جبهه به برازجان رفت و همان روز اعزام شدند و پس از چند روز كه در  جبهه حق عليه باطل با صداميان جنگيدند و در روز بيست و دوم ديماه سال 1359 در جبهه خرمشهر درنبرد و رويارو با دشمن بعثي جاويدالاثر گرديد ياد و نام او گرامي باد . اينك فرازهايي از وصيت نامه ي شهيد را به عرض مي رسانم :

    اكنون كه كفر جهاني در قالب صدام و بعثيان خدا نشناس بر اسلام اصيل حمله آورده اند . آيا مي شود در خانه ماند و از راه گوش و چشم شنيد و نگاه كرد . در اين زمان كه ابرقدرتها جهاني و يزيديان زمان بر فرزند پاك حسين (ع) يعني امام امت خميني عزيز اين پا به استوار و مقاوم يورش آورده اند آيا راهي جز حركت كردن و جان را نثار دوست كردن راه دومي هم وجود دارد ؟ هرگز

    من باتوجه به اين هدف والا و با داشتم عشق به الله و آگاهي كاملي كه در اين انتخاب راهم را شهادت است ترجيح مي دهم راه شهيدان را ادامه دهم تا به فيض شهادت برسم و شما اي پدر و مادر عزيز بدانيد كه فرزند شما با امام از مكتب حسين (ع) و يارانش اين راه را برگزيده و از شما مي خواهم كه اگر به فيض شهادت نائل آمدم مثل كوه استوار و مقاوم باشيد كه خداوند صابران را دوست دارد .

    در خاتمه بايد قدر و منزلت اين شهيدان را بدانيم و يك لحظه ياد از آنها غافل نشويم و ياد و خاطره ي آنها را گرامي بداريم و برتمام ما و وارثان خون شهيدان واجب است فرهنگ غني ايثار و شهادت را در جامعه اسلامي گسترش داد و درخت تنومند انقلاب اسلامي را كه با خون بهترين جوانان اين مملكت رشد كرده است و در سايه رهبري نايب ولي عصر (عج) حضرت آيت الله العظمي خامنه اي كه خود جلوه اي از استقامت و ايثار است پاسداري نمائيم %

    والسلام به تاريخ 7/2/82

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار مفقود
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید