مشخصات شهید

شهید سیدمجید حسینی

283
نام سيدمجيد
نام خانوادگی حسيني
نام پدر موسي
تاربخ تولد 1355/07/01
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1361/01/04
محل شهادت شوش
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات دوره ابتدايي
مدفن خورموج
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • زندیگنامه شهید

    هنوز چشم به جهان نگشوده بود كه پدرش سيد موسي را از دست داد.مادرش ليلا نام داشت. وقتي به دنيا آمد تا سن 10 سالگي نزد پدربزرگ و عمويش زندگي نمود زماني كه پدر بزرگ را نيز از دست داد به منزل عمو زاده‌اش آمد و نزد آنها زندگي نمود .

    يكي از بستگان وي ، آن دوران را چنين نقل مي كند: «از زماني كه با ما زندگي مي كرد خاطرات بسياري از او دارم. كه وقتي به ياد آنها مي‌افتم قلبم تحت فشار قرار مي گيرد. اي كاش مي‌دانستم كه اين مهمان عزيز خداوند است كه نزد ماست .چهره اي مظلوم و متفكر داشت. بيشتر وقت ها او را در حال فكر كردن مي ديدم و روحيه‌اي شاد داشت.»

    با وجود اينكه روي پدر را نديده بود و از سن چهار سالگي از وجود پر محبت مادر نيز محروم شده بود ولي با تشويق نزديكان ، روزها در كنار دكه خود كاسبي مي نمود و شبها به مدرسه شبانه مي رفت  تا اين كه به خدمت مقدس سربازي رفت. وقتي خدمت سربازي را به پايان مي برد، انقلاب اسلامي به پيروزي خود نزديك شده بود .با آغاز شكل گيري سپاه پاسداران گويي گم شده اش را يافته باشد مشتاقانه به عضويت سپاه پاسداران خارگ در آمد.

    سالها به عنوان مؤذن مسجد خارگ بود و باصداي ملكوتي و دلنشين خود دل هاي مشتاقان را به سوي خانه خدا فرا مي خواند. بيشتر اوقاتش را در مسجد به سر مي برد و مشوق ديگران در اين راه بود در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي شبها با اسلحه كميته انقلاب در كنار ساحل دريا به گشت زني مي پرداخت و نگهباني  مي داد .

    روحيه اش شهادت طلبانه بود و آرزوي او شهــادت بود صــداي دلنشين و پرشوري داشـت كــه گاهي سروده‌هاي سوزناكي مي‌خواند. ايشان بسيار صبور بود و صبرش بسيار بالا بود به دنيا و مظاهر دنيا هيچ تعلق خاطري نداشت گويي به افلاك پيوسته بود، با ديگران رابطه اي حسنه داشت و همه را به چشم دوست نگاه       مي كرد. ولايت پذير بود و ازعاشقان ولايت بود او مي گفت: در اين جامعه نبايد عشق به ولايت از بين برود».روحانيت اصيل را در خط امام مي دانست زيرا در هدايت جامعه و پيروزي انقلاب نقش مؤثري داشته اند.

    نمازش خيلي با خشوع و خالصانه بود و داراي متانت طبع بود و تهذيب نفس بالايي داشت .بسيار آرام و خون سرد بود بهترين آرزوها و خواسته هاي سيد مجيد شهادت در راه خدا بود ايشان يك بار وقتي در منطقه عملياتي زير فشار سنگين قرار گرفته بودند و يگان آنها مجبور به عقب نشيني شده بود به گروهان ديگري پيوست و مجدداً در عمليات شركت نمود.او در گردان شهيد دستغيب تيپ امام سجاد از لشكر 19 فجر شيراز به عنوان آر پي جي زن فعاليت مي نمود. قبل از آغاز عمليات فتح المبين انگار به او الهام شده بود كه زمان وصال و رسيدن به محبوب نزديك باشد مي گفت: «ما بايد در اين عمليات خيلي پيشروي كنيم من خط شكني مي كنم و به جلو مي روم تا دشمن بداند كه ما جان و مال خود را در راه اسلام فدا مي كنيم. او و ديگر هم رزمانش از مؤسسين سپاه خارگ بودند.»

     

    ساعاتي قبل از شهادت

    اكنون در خط مقدم جبهه شوش همگان منتظرند .تا سپيده دم سه ساعت بيش نمانده است .برادران دست در آغوش يكديگر دارند همديگر را مي بوسند. يكي از فراق يار و ديگري از شوق وصال اشك مي ريزد. سيد مجيد كوله پشتي و آرپي جي را به دست مي‌گيرد و در ميان همرزمان خود قدم مي زند .تا زمان عروجش شش ساعت بيش نمانده است. حال ديگري داشت گويي از قبل نويد بهشت به او داده شده است. انتظار برايش گران است . در چهره‌اش مي‌شود خواند كه ديگر به سوي ما بر نمي گردد .كسي باور نمي كرد اين جوانان كه اكنون با شنيدن فرمان حمله چون شير مي غرند همان كساني باشند كه ساعتي قبل آن چنان آه و ناله و فرياد عجز از آنها بر مي‌خواست. سيد مجيد حسيني را در همهمه و هنگامه اعزام به خط مقدم ديدم. مردي با قامت بلند و راست قامت كه هرگز در مقابل دشمن خم نشد. او اين نوا را سر مي داد :

    آمدم تا كرخه را با خون خود رنگين كنم

    آمدم تا كربلاي شوش را بار دگر آزين كنم

    او هر چند تازه از جبهه نيسان آمده بود و مأموريتش تمام شده بود ولي راضي نمي شد كه به عقب برگردد و همرزمان خود را ترك نمايد. زيرا حاضر نبود از رسالتي كه به آن مقيد بود دست بردارد. فرمان حمله با رمز مبارك يا زهرا اعلام شد .سيد با گام‌هاي استوار جلو مي رفت او حتي منتظر كمكي هم نبود تا برايش موشك بياورد، تا شهادت و لحظه پرواز 4 ساعت بيش نمانده است چه شور و ولوله اي بپاست . با چه هيجاني دلها مي تپيد

    او همه موشك هاي آر پي جي اش را به طرف دشمن شليك كرده بود. اسلحه اش را كنار مي گذارد و يك كلاش در دست مي‌گيرد گويي نمي خواهد كوچك ترين مجالي به دشمن بدهد. يكي از برادران به او آب مي دهد مي گويد ديگر بس است. نيروهاي جديد در حال رسيدن است و ما بايد به عقب بازگرديم. ولي سيد مي‌گويد: هرگز، ما براي دفاع از حيثيت اسلام و امتحان الهي به اين جا آمده ايم و شرافت و حيثيت ما در گروه همين فشنگ ها و از پاي در آوردن دشمن است . در عمليات فتح المبين، سيد با دو نفر از بچه هاي تهران تصميم گرفت پيش روي كند و خط شكني كند. به او گفتم موقعيت بسيار سختي است و جلو نرو. ولي ايشان چون شير خود را به صف دشمن زد . سيد مجيد برخاست و با شجاعت و روحيه اي بالا به سوي دشمن رفت تا به سوي دشمن شليك كند كه ناگهان از سوي دشمن با يك تفنگ دوربين دار مورد هدف قرار گرفت. و سينه پر مهر و محبت سيد مجيد را شكافت و قامت رعنايش بر زمين نقش بست. پيكر پاكش در خون غوطه ور شد و سيد مظلومانه چون جد بزرگوارش اباعبدالله الحسين شهادت را لبيك گفت و در تاريخ 4/1/1361به سوي معبودش شتافت .پيكر مطهرش بر روي شن هاي صحراي شوش افتاده بود و به خاطر فاصله بسيار نزديك با دشمن امكان انتقال جسد مطهرش تا 11 روز ميسر نشد. سرانجام پيكر مطهرش به جزيره خارگ انتقال داده شد و در ميان حزن و اندوه زياد دوستان و آشنايان و مردم قدرشناس و غيور خارگ تشييع گرديد و در گلزار شهيدان مير محمد جزيره خارگ به خاك سپرده شد. ادامه مطلب

    بلند و ريشه دار مثل موج مي‌وزي (فرازي از وصيت نامه شهيد)


    … سعي كنيد به دنيا دل نبنديد و خود را مهياي سفر آخرت كنيد . لحظه اي از براي سلامتي و ظهور ايشان غفلت نكنيد. سعي كنيد گرفتاري‌ها و مشكلات خود را به واسطه آن حضرت حل نماييد. برادران قدر اين روحانيت مبارز را بدانيد به خدا قسم اگر اين روحانيت نبود حالا كشور ما يك كشور غرب زده بود .همان طور كه چند سال پيش از اين بود.

    خدايا، پروردگارا به خود مي بالم كه پاسدار اسلام و جانباز امام زمان هستم و در ارگاني چون سپاه خدمت مي كنم افسوس كه يك جان بيشتر نداشتم تا در راه نايب امام زمان و در راه اسلام كه راه بر پا شدن حق و عدالت است هديه نمايم. خدايا تو را شكر مي‌گويم كه اين نعمت را به من دادي تا بتوانم براي تو و در راه اهداف حكومت اسلامي لذت ها و محبت هاي دنيوي را فراموش كنم و فقط تو را در نظر داشته باشم … ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار خورموج
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید