مشخصات شهید

شهید سیدعبدالرسول حسینی مقدم

734
نام سيدعبدالرسول
نام خانوادگی حسيني مقدم
نام پدر سيدعباس
تاربخ تولد 1349/04/04
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1367/04/04
محل شهادت جزيره مجنون
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن سربست
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    زندگينامه بسيجي شهيد سيد عباس حسيني مقدم

    سيد عباس حسيني مقدم فرزند مرتضي در سال 1319 در روستاي سربست از توابع دشتستان در خانواده اي مذهبي و از سادات جليل القدر ديده به جهان گشود قرآن را در مكتب خانه پدرش فرا گرفت دوران تحصيل را به علت فقر مالي تا پايان ابتدايي گذراند و در ادامه به جهت كمك به پدر در كار كشاورزي مشغول شد و مدتي هم در مركز بهداشت ( بهداري سابق ) برازجان به خدمت مشغول بود نسبت به كارش بسيار دقيق و حساس بودند . با توجه به جو مذهبي حاكم بر خانواده تمام صبحها بعد از اداي فريضه ي نماز به تلاوت آياتي از قرآن مجيد مي پرداخت در ماههاي محرم ، رمضان مجالس روضه خواني و قرائت قرآن ( مقابله ) داشت

    در ايام تظاهرات بر عليه رژيم پهلوي به روشنگري و آگاه نمودن مردم مي پرداخت و در راهپيمائيها در مركز شهر ( برازجان ) شركت مي نمود با توجه به هوش و ذكاوت وي و سواد پايين او در زمينه هاي مختلف مذهبي و اسلام شناسي مطالعه داشتند ، ايشان بعد از پيروزي انقلاب به خدمت در نهاد مقدس آموزش و پرورش در آمدند و تا زمان شهادت در اين قسمت به كار مشغول بودند كه هميشه ياد و خاطرات او در ذهنها باقي است و به خاطر حساسيت زياد نسبت به كارش چندين لوح تقدير و تشويق نامه از مقامات بالا درياف گردند شهيدفردي بسيار امانت دار و حافظ بيت المال بودند و به خاطر داشتن همين خصلت جزء اولين شوراي اسلامي روستا به عنوان منتخب مردم در آمدند و از جمله خدمت شايان ايشان گرفتن مجوز آب آشاميدني براي محل باتوجه به بن بست بود روستا مي باشد كه تلاش او در اين زمينه قابل تقدير است در جمع آوري وسايل مورد نياز جبهه هميشه پيش قدم بود . شهيد در كودكي مادرخود را ازدست داد و با تحمل رنج بي مادري از او فردي مقاوم ساخت و همين عامل باعث شد كه به يتيمان بيش از اندازه رسيدگي مي كرد و بارها از آنان سركشي مي كرد . خصوصيات شهيد برگرفته از صفات و خوبيهاي ابوالفضل عباس برادر امام حسين (ع) بود و چه با مسما اين نام براي سيد عباس حسيني مقدم انتخاب شده بود زيرا زمانيكه همراه برادرش سيد ابراهيم عازم جبهه عملياتي حاج عمران شدند زمانيكه برادرش تركش مي خورد وي بر بالينش مي رسد هرچه اسرار مي كند كه تو خودت را نجات بده ولي سيد عباس قبول نمي كند در حالي كه برادر

    مجروحش را بر  دوش داشته با تركش خمپاره هاي دشمن بعثي به شهادت نائل مي شود . يادش گرامي راهش پررهرو باد ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
     

    ويژگيهاي شهيد از زبان همسرش

    دختر عمو و پسر عمو بوديم و در دوران كودكي با هم ديگر همبازي بوديم و از همان دوران خردسالي يكديگر را دوست داشتيم فرد مؤمن و متدين بود تا موقعي كه با بوديم از هم ناراحت نشديم رفتار و اخلاق خوبي داشت حدود يك با هم ازدواج كرده بوديم كه به جبهه رفت در خانه خيلي مهربان بود و از وقتي كه پدرش به شهادت رسيده بود مسئوليت خانواده خود و پدرش به عهده او بود هميشه در فكر بود كه چگونه تربيت برادران و خواهرانش را به عهده بگيرد كه آنان فردي مفيد براي خود و جامعه باشند . با اينكه زندگي مستقلي داشتيم ولي در طول يك سال با مادرش و برادران و خواهرانش در سر يك سفره غذا مي خورديم به پدر و مادر من هم خيلي احترام مي گذاشت و چون در يك محل زندگي مي كرديم روزانه از آنان سركشي مي كرد . صله رحم را زياد به جا مي آورد به همسايگان سركشي مي كرد از خانواده معظم شعدا ديدن مي كرد و از نزديك با مسائل و مشكلات آنان آشنا مي شد رابطه اش با افراد بسيار صميمي بود به همه عشق مي ورزيد به مطالعه علاقه داشت پايبند به اصول و مقيد به اخلاق اسلامي بود . از لحاظ اقتصادي ما را در رفاه قرار مي داد او كارگري مي كرد تا به ما و خانواده پدرش تنگي رخ ندهد .

    در زمان پيروزي انقلاب اسلامي او سن و سالش كم بود و با همين كمي سن در راهپيمائيها شركت مي كرد اما زمانيكه به سن جواني رسيد داوطلبانه عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل گرديد و چندين بار از طرف بسيج به جبهه ها شتافت تا اينكه در جزاير مجنون هنگام تك دشمن بعثي مفقود گرديد و تا كنون هيچ اطلاعي از او نداريم ، زمانيكه دوستانش از جبهه برگشتند و او همراه آنان نبود زمان بسيار تلخي براي ما بود . همه ما انتظار امدن او را مي كشيديم تنها فرزند

    ما كه حاصل زندگي مشترك ما بود بعد از اينكه او مفقود شده بود به دنيا آمد .

    از مسئولين مي خواهم كه با زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهدا انقلاب و كشور را بيمه كنند .

    :::::::::::::::::::::::::::::::::

    ويژگيهاي شهيد از زبان برادران وخواهرانش

    او فردي شوخ طبع ولي در عين حال با وقار و متين بود در رفتار با سايرين بسيار محترمانه برخورد مي كرد در رفتارش بسيار معتدل و منطقي بود زمانيكه پدر ما به شهادت رسيد چون ايشان فرد بزرگ خانواده بود روش و رفتار او به گونه اي بود كه جنبه واقعي يك پدر دلسوز و مهربان را داشت ايشان جاي پدر را براي پر كرده بود و ما كمبود او را احساس نمي كرديم در باب مشكلات بسيار صبور بودند نمازش را به جماعت در مسجد به عمل مي آورد به قرآن و ادعيه ها عشق مي ورزيد علاقه خاص به ائمه اطهار داشتند و در كارها هميشه به آنان توسل مي جست چون ايشان از كودكي از سايه پر مهر پدر محروم بودند لذا نسبت به يتيمان بسيار مهربان بودند با توجه باينكه پدرش به شهادت رسيده بود ومسئوليت سنگين خانواده به او رسيده بود موفق به ادامه تحصيل نشد علاقه وافري به جبهه و شهادت داشت براي اولين بار در سن شانزده سالگي به جبهه رفت هنگام رفتن همه را به صبر و شكيبايي دعوت كرد ولي خود خيلي خوشحال بود . براي بار اول در حوزه هاي دشتستان به علت كمي سن نپذيرفتند ولي ايشان از طريق سپاه ناحيه بوشهر به جبهه اعزام شدند .

    :::::::::::::::::::::::::::::::::::

    ويژگيهاي شهيد از زبان فرزند شهيد

    تنها فرزند شهيد چهار ماه پس از مفقود شدن پدرش به دنيا آمده است اسم او را عباس گذاشتند پدرم آنگونه كه من شنيده ام فردي متواضع و متين بوده و در گفتار و رفتارش صادق بوده است آنطور كه براي من گفته اند فرائض را به موقع انجام مي داده است آنجا كه من اطلاع دارم پدرم مراسم روضه خواني داشته است . او آرزو داشته كه من فردي شايسته براي اجتماع باشم و مادرم بتواند مرا فردي مؤدب و درس خوان بار بياورد تا بتوانم فردي مفيد براي جامعه خود باشم . او سفارش كرده كه تنها فرزندم بايد فردي متين با كساني معاشرت كند كه مذهبي و متين باشند از وصاياي او اين است من ادامه دهنده راهش باشم و پشتيبان ولايت فقيه باشم به درس و مدرسه بيشتر توجه نمايم و در انجام فرائض ديني پيش قدم باشم در پايان انتظار داريم همواره پيرو رهبري و زنده نگهداشتن ياد و خاطرات شهدا داشته باشند .

    ::::::::::::::::::::::::::::::::::::

    ويژگيهاي شهيد در محل كار

    ايشان در محل كار بسيار متواضع بودند از كاري بيهوده دوري مي جست فردي منظم در محل كارش بودند همه دوست داشتند كه با او هم صحبت شوند در حفظ بيت المال مي كوشيد و ديگران را هم توصيه به امانت داري و بودن ناضري كه مداوم نظارت بر كار مي كند و كسي جز خداوند عالم نيست كه در هر حال ناظر كارهاي ماست .

    :::::::::::::::::::::::::::::

    خاطره اي از مادر شهيد سيد رسول حسيني مقدم

    شب عروسي او از صداي تلاوت قرآني از خواب بيدار شدم ديدم شهيد در شب عروسي قرآن را باز كرده و با صداي بلند قرآن را تلاوت مي كند .

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار سربست
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید