مشخصات شهید

شهید سیدحسین پورحسینی

187
نام سيدحسين
نام خانوادگی پورحسيني
نام پدر سيدمحمود
تاربخ تولد 1339/07/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1361/02/10
محل شهادت خرمشهر
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات ديپلم
مدفن درودگاه
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • زندیگنامه شهید

    قاتلوا المشركين كافه كما يقاتلونكم كافه    سوره توبه آيه 36

    ( در كنار يكديگر به پيكار با مشركين ، ستمگران امروز برخيزيد همچنانكه آنها همگي كمر به كشتار شما بسته اند .)

    هر روزي كه از عمر اين انقلاب مي گذرد عاشقان پاك باخته بيشتري به كاروان شهدا مي پيوندند و حسين وار از همه هستي خود براي رضاي خدا مي گذرند . در مكتب افتخار آفرين اينان شهادت پايان مرگ و بردگيهاست پايان يك حركت تكاملي و آغاز حيات جديدي است شهدا خون خود را پاي درخت انقلاب نثار مي كنند تا اسلام بماند آنها شهيدند و مرده نيستند بلكه زندگاني هستند كه نظاره گر اعمال مايند تا ببينند چگونه از حرمت خونهاي بناحق ريخته شان پاسداري مي نماييم خداوندا ما را در انجام اين رسالت عظيم توفيق عطا كند .

    اينك ـــ ديگر از بوستان شهدا را مي گشاييم تا اين حقيقت را باز يابيم .

    شهيد سيد حسين پور حسيني سيد محمود در سال 1339 در روستاي درودگاه به هنگامي چشم بدنيا گشود كه فقر اين دشمن خوني و ديرينه روستائيان كلبه نور و پيش عاريه اي و پنهان از چشم باد و طوفان را كه در آن سكونت داشته اند محاصره كرده بود . آسمان به اين بزرگي را نگيني مي ماند تا پيكر او را همچون انگشت در خود محيط نمايد روزهاشان تاريكتر از شب و شبها به چه مي ماند ؟

    مرگ پدر در كودكي وي را در غم بزرگي غرق كرد و هيچ فريادي هم براب كمك خواستن از اين راه دور شنيده نمي شد بايد به چه كسي انيشيد مصالحه با اين چنين دنيائي چگونه توان كرد ؟ چگونه بايد ارتزاق نمود سئوالاتي است كه بايد مادر وي جواب دهد بارگران زندگي را اين بار نوبت مادر رسيده بود تا بدوش كشد . در قاموس ماديات نتوان واژه اي را براي اين شهيد يافت شبها برادران و خواهران چشم انتظار مادر تا بيماري فقر را مسكني همراه باشد با اين همه معضلات تحصيلات بدون قلم و دوات آغاز نمود و با متاع دنيا اصلاً انس نگرفته بود كه لقب دانش آموز به خود گرفت .

    دوران مادر سالاري با آن كه برادر بزرگش قوت لايموتي بدست مي آورد هنوز خاتمه نيافته بود تا اينكه انقلاب خونبار مردم اوج گرفت از آنجا كه به گفته امام « همين پا برهنه ها هستند كه انقلاب را نگهداشته اند و بقيه تماشاچي هستند . » وي نمي توانست با سكوت ظلم آريا مهري را تأييد نمايد بدين جهت هميشه در صف تظاهرات

    مردمي انقلاب بود و با شرف صدر يافتن فرمان امام مبني بر تشكيل بسيج مردمي به صورت قراردادي عضو بسيج شاخه درودگاه گرديد . در بين برادران از روحيه عالي و اخلاقي نيكو برخوردار بود . شبها متهجد و روزها عمليات و آموزش افراد بسيج را به عهده داشت .

    شهيد مؤذني بلال گونه همه جا رهبر راهپيمائيها ، ايمان به خدا و عشق به وطن در چهره اش ساطح بود با وجوديكه سال آخر دبيرستان را مي گذراند با عشق به شهادت راهي دانشگاه شهادت جبهه هاي حق عليه باطل گرديد و در محور فكه جبهه برقاضيه در تاريخ 16/2/61 از عهده اين امتحان بس عظيم برآمد و آن را با خون خود ممهور نمود . گرچه ما را متلهّف و شادماني را در بينمان متواري نمود ولي به آرزوي نهائي خود رسيد .

    روحش شاد و يادش گرامي ، راهش پايدار باد

    خانواده شهيد

    بسيج سپاه پاسداران شاخه درودگاه

    انجمن اسلامي شهيد علي عباس زاده

    ::::::::::::::::::::::::::              ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

    وصيت نامه شهيد حسين پور حسيني

    به نام خداوند در هم كوبنده منافقان

    ( ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل ا… امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون )

    با درود به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران امام خميني و مردم شريف و مبارز ايران و مردم مسلمان و شهيد پرور درودگاه وصيتم را شروع مي كنم در اين مرحله از زمان انسان متعهد بايد تصميم نهايي خود را اتخاذ كند يا درجه والاي شهادت يا ذلت و خواري يكي از اين دو راه من به عنوان يك مسلمان مقلد راه امام راه اول را انتخاب كردم و با عشق به شهادت در مزربه جنگ با عمال . و در داخل باز با دست نشاندگان آمريكا و شوروي به مبارزه پرداختم مگر ما از حسين بالاتريم و باارزشتر از آن هستيم من خودم را كوچكتر از آن مي دانم كه شما را نصيحت كنم چون بالاتر و داناتر از من هستيد ولي پيامم به شما مردم شهيد پرور اين است مردم آستينها را بالا بزنند و از جنگ و شهادت در راه خدا نترسيد و بر امپرياايستهاي شرق و غرب و اسرائيل كافر بشوريد برادرانم ، دوستانم اگر كشته شدم فقط دعا كنيد كه خدا مرا در زمره شهيدان درگاهش قرار دهد و مرا غسل ندهيد و كفن نكنيد چون رهبرم حسين (ع) نه كفن داشت و نه غسل و به مادرم بگوئيد كه مادر آرزوي من برآورده شد و گريه نكن فقط دعا كن و به او بگوئيد اگر گناهي در حق تو كرده ام بخاطر رضاي خدا مرا ببخش چون اگر تو مرا نبخشي خداوند مرا نمي بخشايد پيام ديگرم به ملت مسلمان و مجاهد اين است و آن اينكه اگر همه كشته شدند بجز يك نفر من از آن يكي مي خواهم كه تسليم دشمن نشود فقط تسليم در برابر خدا باشد برادرانم و دوستان از جان عزيزترم من از شما حلاليت مي طلبم مرا حلال كنيد خواهرانم مي خواهم همچون زينب (س) باشيد و او را بشناسيد و مقلدش باشيد و تحمل صبرش را در مصيبت آن بزرگي كربلا كه جلو چشمش اتفاق افتاد سرمشق خود قرار دهيد با حفظ حجاب و نجابت و عفت خود را خوشنود نمائيد برادران عزيزم كه شب و روز در سنگر بسيج فعاليت داريد پيامم به شما اين است كه رهروان راه حسين (ع) و اي پويندگان راه الله و اي از جان گذشتگان من يكي از دوستان كوچك شما چون بيشتر با شما بوده ام از شما تقاضاي حلاليت مي نمايم من از برادران خردسال و كوچك عضو بسيج مي خواهم كه مرا حلال كنند چون بيشتر با آنها سر و كار داشته ام و آنها را به عمليات مي بردم به آنها بگوئيد اگر در يكي از عمليات به يكي از شما حرف زده ام يا شما را ناراحت كرده ام شما را بخون شهيدان قسم مي دهم ببخشيد و از آنها مي خواهم كه از همين جا به مطالعه كتابهاي مذهبي به پردارند تا بتوانند در آينده يك ــ در بين مردم باشند برادران هر وقت خواستيد از كنار قبرستان

    بگذرد سري به مزارم بزنيد ولي برايم گريه نكنيد فقط يك فاتحه بخوانيد مي ميروم تا با دوستانم و برادران شهيدي كه از بين ما رفته اند علي عباس زاده ، محمد كريمي راد ، حسن باقري ، ملاقات نمايم و من از شما مردم مسلمان درودگاه مي خواهم كه گوش به فرمان امام خميني باشيد و به سخنان ارزنده او كه هر كلامش يك دنيا ارزش دارد گوش فرا دهيد و هميشه با روحانيت متعهد و مسئول باشيد و از آنها جدا نشويد و در اينجا برادران دوستان وصيتم تمام مي شود و به جبهه جنگ حق عليه باطل مي روم

    مي رم تا خونين شهر از خون خود رنگين كنم

    مي روم با ارزش اسلام در ميدان عشق

    گفته فمانده كل قوا اجرا كنم .

    خداحافظ . سيد حسين پور حسين اعزامي از برازجان گردان 904 كربلا تيپ 17 قم

    خانواده شهيد : بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درودگاه

    واحد فرهنگي بنياد شهيد دشتستان . ادامه مطلب
    وصيت نامه شهيد حسين پور حسيني

    به نام خداوند در هم كوبنده منافقان

    ( ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل ا… امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون )

    با درود به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران امام خميني و مردم شريف و مبارز ايران و مردم مسلمان و شهيد پرور درودگاه وصيتم را شروع مي كنم در اين مرحله از زمان انسان متعهد بايد تصميم نهايي خود را اتخاذ كند يا درجه والاي شهادت يا ذلت و خواري يكي از اين دو راه من به عنوان يك مسلمان مقلد راه امام راه اول را انتخاب كردم و با عشق به شهادت در مزربه جنگ با عمال . و در داخل باز با دست نشاندگان آمريكا و شوروي به مبارزه پرداختم مگر ما از حسين بالاتريم و باارزشتر از آن هستيم من خودم را كوچكتر از آن مي دانم كه شما را نصيحت كنم چون بالاتر و داناتر از من هستيد ولي پيامم به شما مردم شهيد پرور اين است مردم آستينها را بالا بزنند و از جنگ و شهادت در راه خدا نترسيد و بر امپرياايستهاي شرق و غرب و اسرائيل كافر بشوريد برادرانم ، دوستانم اگر كشته شدم فقط دعا كنيد كه خدا مرا در زمره شهيدان درگاهش قرار دهد و مرا غسل ندهيد و كفن نكنيد چون رهبرم حسين (ع) نه كفن داشت و نه غسل و به مادرم بگوئيد كه مادر آرزوي من برآورده شد و گريه نكن فقط دعا كن و به او بگوئيد اگر گناهي در حق تو كرده ام بخاطر رضاي خدا مرا ببخش چون اگر تو مرا نبخشي خداوند مرا نمي بخشايد پيام ديگرم به ملت مسلمان و مجاهد اين است و آن اينكه اگر همه كشته شدند بجز يك نفر من از آن يكي مي خواهم كه تسليم دشمن نشود فقط تسليم در برابر خدا باشد برادرانم و دوستان از جان عزيزترم من از شما حلاليت مي طلبم مرا حلال كنيد خواهرانم مي خواهم همچون زينب (س) باشيد و او را بشناسيد و مقلدش باشيد و تحمل صبرش را در مصيبت آن بزرگي كربلا كه جلو چشمش اتفاق افتاد سرمشق خود قرار دهيد با حفظ حجاب و نجابت و عفت خود را خوشنود نمائيد برادران عزيزم كه شب و روز در سنگر بسيج فعاليت داريد پيامم به شما اين است كه رهروان راه حسين (ع) و اي پويندگان راه الله و اي از جان گذشتگان من يكي از دوستان كوچك شما چون بيشتر با شما بوده ام از شما تقاضاي حلاليت مي نمايم من از برادران خردسال و كوچك عضو بسيج مي خواهم كه مرا حلال كنند چون بيشتر با آنها سر و كار داشته ام و آنها را به عمليات مي بردم به آنها بگوئيد اگر در يكي از عمليات به يكي از شما حرف زده ام يا شما را ناراحت كرده ام شما را بخون شهيدان قسم مي دهم ببخشيد و از آنها مي خواهم كه از همين جا به مطالعه كتابهاي مذهبي به پردارند تا بتوانند در آينده يك ــ در بين مردم باشند برادران هر وقت خواستيد از كنار قبرستان

    بگذرد سري به مزارم بزنيد ولي برايم گريه نكنيد فقط يك فاتحه بخوانيد مي ميروم تا با دوستانم و برادران شهيدي كه از بين ما رفته اند علي عباس زاده ، محمد كريمي راد ، حسن باقري ، ملاقات نمايم و من از شما مردم مسلمان درودگاه مي خواهم كه گوش به فرمان امام خميني باشيد و به سخنان ارزنده او كه هر كلامش يك دنيا ارزش دارد گوش فرا دهيد و هميشه با روحانيت متعهد و مسئول باشيد و از آنها جدا نشويد و در اينجا برادران دوستان وصيتم تمام مي شود و به جبهه جنگ حق عليه باطل مي روم

    مي رم تا خونين شهر از خون خود رنگين كنم

    مي روم با ارزش اسلام در ميدان عشق

    گفته فمانده كل قوا اجرا كنم .

    خداحافظ . سيد حسين پور حسين اعزامي از برازجان گردان 904 كربلا تيپ 17 قم

    خانواده شهيد : بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درودگاه

    واحد فرهنگي بنياد شهيد دشتستان . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار درودگاه
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید