مشخصات شهید

شهید خدر امیری

104
نام خدر
نام خانوادگی اميري
نام پدر غلامحسين
تاربخ تولد 1342/01/01
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1361/04/27
محل شهادت شلمچه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن خورموج
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد خدر اميري فرزند غلامحسين در سال 1342 در خانواده‌اي كاملاً مذهبي پا به عرصه وجود گذاشت. شهيد خدر اميري، دوره‌هاي دبستان و راهنمائي را در آموزشگاه ادب خورموج طي كرد. در سالهاي كودكي، دو حادثه مهم در زندگي اين عزيز رخ داد كه در هر دو مورد، شهيد جان سالم بدر برد و اين دوحادثه نشان داد كه خداوند، مرگ خدر در راهي با عظمت‌تر و با شكوه‌تر باشد. يكبار از پشت بام، به زير افتاد ولي آسيبي نديد. بار دوم در بين چرخهاي ماشيني گير كرد و ماشين به سرعت عبور كرد، اما با كمال تعجب اين بار نيز شهيد خدر جان سالم در برد ومشخص شد كه اتمام زندگي خدر بايد جاي ديگر رقم بخورد و افتخار شهادت نصيب او گردد.

    شهادت :

    در آغاز جنگ تحميلي در سن نوزده سالگي جهت ثبت نام به بسيج رفت ولي مسئولين بسيج موافقت نكردند، زيرا در آن روزها كمبود نيرو احساس نمي‌شد، تا اينكه با گريه و زاري شهيد خدر و التماس‌هاي مكرر او موافقت مي‌شود. و شهيد جهت گذراندن دوره آموزشي به كازرون مي‌رود. پس از اتمام دوره آموزشي روز 29 خرداد 61 باتفاق پسر خاله‌اش و ديگر رزمندگان، عازم جبهه اهواز شد، و در تيپ المهدي مستقر مي‌شود. در حمله رمضان با سَمَتِ خط شكن شركت مي‌كند و در همان حمله و عمليات زخمي مي‌شودكه پس از مختصر مداوادي در عمليات شبهاي بعد در تاريخ 27/4/61 مطابق 28 ماه مبارك رمضان به فيض شهادت نايل مي‌شود. ادامه مطلب
    بسم رب الشهداء والصديقين

    وصيتنامه شهيد خدر اميري

    اِنَّ اللهَ يُحِبُّ الَِذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفّاً كاَنَّهُمْ بِنْيانٌ مَرْصُوصٌ

    خداوند دوست دارد جنگاوراني كه در راه او صف بسته وچون دژ نفوذ ناپذيري در راه او نبرد مي‌كنند.

    اينجانب خدر اميري فرزند غلامحسين داراي شماره شناسنامه 40 متولد 1342، وصيتنامه خود را شروع مي‌كنم.

    خدمت پدر ومادر گرامي! در شهادت من ابداً گريه نكنيد! كه چون من امانتي از خداوند در نزد شما بودم و هروقت خواست امانتش را پس مي‌گيرد. ما بايد راه اين شهيدان را ادامه دهيم و نگذاريم كه خون پاك شهيدانمانبه هدر رود.

    از پدر و مادرم مي‌خواهم كه هميشه گوش به فرمان امام خميني باشند. و امام عزيزمان را تنها نگذارند و همچنين از شما مي‌خواهم با اين گروهكهاي منافق واُمُّ‌الفساد، تا انجا كه در توان داريد مبارزه كنيد و ريشه آنها را ار سرزمين قطع كنيد. و همچنين مي‌خواهم كه نماز را به موقع بجا آوريد. از خواهرم مي‌خواهم كه كاملاً حجاب  را رعايت كند، زيرا حجاب تو بيشتر از خون من بر دشمن اثر دارد.

    در ضمن اگر خداوند از اين بنده حقير راضي شد و به شهادت رسيدم مرا در قبرستان خورموج در جوار ديگر برادران به خاك بسپاريد.

    «وَالسَّلام»

    خدر اميري ادامه مطلب
    در محضر پدر ومادر شهيد ( در مصاحبه با ايشان)

    • (مادر شهيد) اخلاق فرزندتان در خانه چگونه بود؟


    فرزندم داراي روحي لطيف و اخلاقي حسنه بود، خوش برخورد و سر به‌زير، متدين و اهل جماعت و مسجد بود. واحترام ويژهظاي بمن داشت.

    2- (مادر شهيد) خاطرة او در موقع رفتن به جبهه؟

    بسيار شوق وذوق جبهه داشت. او را بوسيدم و دعا كردم و به خدا سپردم، مثل كبوتري بود كه از قفس بسوي آسمان پر مي‌گشايد.

    3- لحظه با خبر شدن از شهادت فرزندتان، عكس العمل شما چه بود؟

    (مادر شهيد): داغ فرزند دل مادر را آتش مي‌زند. اما گفتم خدا! امانتي بود كه عنايت كرده بودي و حالا امانتت را پس گرفتي.

    (پدر شهيد): با اينكه فرزندي عزيز ومهربان را از دست داديم  و بخصوص بنده كه در مقابل مادر دلسوخته‌اش بايد صبر و تحمل بيشتري مي‌نمودم، خدا را شكر كردم كه بما لياقت داد تا در سلك خانواده شهداء در آئيم.

    4- (مادر شهيد) شما به عنوان مادر شهيد چه پيامي به جوانان داريد؟

    به عنوان مادر شهيد و با توجه به سفارشهاي شهيد من هم مي‌گويم: اي نورچشمان عزيزم! در اين موقع حساس سعي كنيد هر كسي به عنوان دوست و رفيق خود انتخاب نكنيد، دين و اخلاق شهيد در سرلوحه انتخاب قرار گيرد. بخصوص دخترانم كه مسئله‌ براي آنها حساس‌تر است، حفظ حجاب و انتخاب دوست عاقل و متدين در زندگي و سعادت آنها خيلي تأثير دارد. نماز اول وقت را فراموش نكنند.

    (پدر شهيد): به جوانان عزيزم چند توصيه پدرانه دارم. در دينداري و كسب علم و معرفت كوشا باشند. دين بدون معرفت، و معرفت بدون دين ارزشي ندارد. در هر حال تلاش و كار و كوشش را فراموش نكنند. من كه پدر شهيد هستم و75 سال از سنم مي‌گذرد، در كنار مادر شهيد و با همكاري ايشان هنوز هم براي امرار معاش و روزي حلال در زندگي كار و فعاليت مي‌كنيم، در هر حال و در تمام لحظات و مشكلات، نماز اول وقت، بخصوص جماعت و نماز جمعه در برنامه زندگي خود قرار دهند. بنده كه عضوي پير و مسن و مريض از نظر پا مي‌باشم به خاطر حرمت به اصول و مباني اسلام و احترام به خون شهيد يك شب از نماز جماعت مسجد غافل نيستم و هر هفته در نماز جمعه شركت مي‌نمايم، جوانان كه جاي خود دارند.

     

     

     

    مصاحبه با برادر شهيد: با(محمد رضا اميري)

    1- خودتان را معرفي كنيدو ارتباطتان را با شهيد بيان كنيد.

    محمد رضا اميري هستم، برادر شهيد خدر اميري، عضو پايگاه شهيد عاشوري خورموج – به عنوان برادر بزرگتر، ارتباط نزديكي با شهيد داشتم و در پاره‌اي موارد راهنمائي مي‌كردم. در اكثر مواقع جهت نماز در مسجد جامع به اتفاق هم مي‌رفتيم. شهداي همرزم او، شهيد محمد طاهر احمدي- شهيد عبدالله بلوكي – شهيد حيدري‌پور و شهيد محمد قاسمي بودند.

    2-  در مورد ارتباط شهيد با قرآن:

    به مكتب رفته بود و معلم قرآن ايشان، شيخ عبدالنبي بوده،گاهي قران را با صوت مي‌خواند و در كلاسهائي كه به همبن منظور در مسجد تشكيل مي‌شد شركت مي‌كرد.

    3- جريان شهادت شهيد و حضور او در جبهه.

    برادرم پس از گذراندن دوره آموزشي در كازرون به جبهه اهواز رفت، دو ماه در جبهه بود سپس در عمليات رمضان شركت كرد و در تاريخ خرداد 61 به فيض شهادت نايل شد. او يك تك تيرانداز بود.

    4- شهيد قبل از شهادت و رفتن به جبهه به چه كاري مشغول بود؟

    شهيد در برق كشي و لوله كشي مهارت داشت ودر اين دومورد فعاليت كاري داشت.

    5- قبل از شهادت شهيد خدر خواب مهمي در باره او ديد؟

    چند شب قبل از شهادتش ديدم خدا حافظي مي‌كند. با خانواده بدرقه‌اش مي‌رفتيم، ديديم شهيد باتفاق سيد بزرگوار ونوراني حركت كردند و رفتند.

    مصاحبه با خواهر شهيد: ( معصومه اميري)

    1- ضمن معرفي خود، ارتباط خود را با شهيد توضيح دهيد.

    معصومه اميري خواهر كوچكتر شهيد خدر اميري هستم، در تمام كارهاي خانه با محبت و خوشروئي به من كمك مي‌كرد. شهيد شش سال از من بزرگتر بود. در موقع شهادتش 12 سال داشتم.

    2- چه سفارشي به شما به عنوان خواهر داشت؟

    در تمام لحظاتي كه با من بود، توصيه وسفارش مي‌كرد خواهرم تو بقيه خواهران، حجاب خود را رعايت كنيد، كه حفظ حجاب مثل تيري در چشم دشمنان اسلام و انقلاب خواهدب بود.

    3- چگونگي فعاليت‌هاي مذهبي و اجتماعي را بيان كنيد.

    در تمام مراسم مذهبي، بخصوص در ماه‌هاي محرم وصفر در مسجد جامع شركت مي‌كرد. در سال 57 با شور و اشتياق فراوان در راهپيمائي و هيئت‌هاي انقلابي حضور مي‌يافت.

    4- به نظ ر شما به عنوان خواهر شهيد چگونه مي‌توان را شهيدان را ادامه داد؟

    هر خانواده شهيدي پس از شهادت عزيزشان رسالت عظيمي پيدا مي‌كنند. بخصوص خواهران شهيد، با حفظ حجاب مي‌توانند پيام خون شهيد را تبليغ كنند. و با عمل خود براي ديگران الگو باشند. ادامه مطلب

    • ادب – متانت – خوشروئي و دستگيري فقيران و نيازمندان بهر شكل از مهمترين ويژگي‌هاي تمام طول 19 ساله زندگي او بود.

    • از ديگر ويژگي‌هاي شهيد صله رحم و آمد و رفت مكرر ومستمر به خانه اقوام بود كه شهيد آن را هر روز واجب مي‌شمرد. هميشه در خدمتگزاري به مسجد و مراسم عزاداري پيشگام بود.

    • حس احترام به بزرگترها و حقداران، بخصوص پد و مادر و معلمين از مهمترين خصوصيات اخلاقي شهيد بود.

    • سرآغاز انقلاب، سرآغاز دوره جواني او بود- در تمام راهپيمائي‌ها شركت مي‌كرد و با تمام جواني، تفكري بزرگ وروشن داشت و در مراسم انقلابي مدرسه وشهر فعاليت چشمگير داشت. وتعهد داشت كه نمازهايش را با جماعت در مسجد بخواند.

    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار خورموج
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید