مشخصات شهید

شهید حیدر افساء

108
نام حيدر
نام خانوادگی افساء
نام پدر حسين
تاربخ تولد 1347/11/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1362/07/28
محل شهادت بانه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن باشي
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید ادامه مطلب
    و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين

    ما چنان اراده كرديم تا بر مستضعفين جهان منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم

    (قرآن كريم )

    به نام خدا ، خدايي كه به من هستي بخشيد تا در صراط مستقيم حركت كنم ، خدايي كه ابراهيم (ع) را از آتش و موسي (ع) را از آب و خاك نجات داد . و خدايي كه براي راهنمايي بشر پيامبراني فرستاد و آنان نيز در راه صراط الله به سوي معشوق خويش شتافتند و با سلام بر اماممان ، خميني ، كه هر گاه لب به سخن مي گشايد غرب و شرق را در امواج سخنان خويش گيج مي كند . سخناني كه گويي از سرشت و اعماق دل ميليونها انسان بيرون مي آيد و او كه بعد از 14 قرن دوباره انقلاب را به سبك انقلاب حسين (ع) در روز عاشورا و در كربلا بپا كرد و خروشيدن گرفته و كاخهاي سفيد و كرملين را از جا بر كند و با سلام بر ملتي كه امام مي گويد من از صدر اسلام تاكنون چنين ملتي را نديده ام و سراغ ندارم . ملتي كه بهترين هستي خويش و جگر گوشه خويش را هديه مي كند و ميروند تا تداوم بخش و زمينه ساز ظهور حضرت مهدي (عج) و پايان بخش ظلم و ستم در گيتي باشد.

    ملتي كه مظلوميتشان در هفتم تير و رنگ خونشان را در جنوب و غرب و كردستان بايد يافت و مردمي كه خورشيد به نظاره آنها ايستاده است . آري برادر كدامين چشم و گوش ميتوانست باور كند كه محراب كوفه طنين ملكوتي (فزت برب الكعبه ) را شاهد باشد و فواره خون در دشت لاله زار كربلا مرگ را به مسخره بگيرد و خدا را بار ديگر در شكل مظلوميت عاشورايي تجسم يابد و با دوازده محرم و 15 خرداد گره بخورد اما مادر عزيزم مرا ببخش اگر چه فرزند خوبي نبودم و همچون كوه استوار باش تا كوهها از استواريّت به حيرت آيند و از شما ميخواهم مرا در اين امر مهم ياري دهيد . مادر عزيزم به مادرهاي شهدا بگو من پسر داده ام براي رضاي خدا و روحيه بده به مادرهاي معلولين و مجروحين كه در بيمارستانها هستند .

    و پيام من به تمام خواهران روستائيم اين است كه حجاب را رعايت كنيد . مادرم من پسر خوبي نبودم مرا ببخش و هيچوقت براي من گريه زياد نكن مادرم لباس سياه هم زياد نپوش و مردم همچنين بر سرم شيريني بريزند و خوشحال باشيد ، نميدانم بعد از شهادت حقوقي خواهم داشت يا نه ، اگر داشتم نصف آن را به حزب جمهوري اسلامي و نصف ديگر آن را به حساب صندوق قرض الحسنه واريز نموده تا اگر برادران انجمن اسلامي احتياج به پول مبرمي داشتند از آن استفاده نمايند و پولي را كه تاكنون از حقوقم ، آن را به من ميدهند نصف آن را به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل داده و نصف آن را به پدرم بدهيد تا در هر كجا كه صلاح ديدند در راه خير صرف نمايند از شما مردم و امت اسلامي تقاضا دارم مسلمان واقعي باشيد تقواي الهي را پيشه خود سازيد آن چنان باشيد كه شايسته يك مسلمان است و در مقابل جريانات انحرافي ساكت ننشينيد . خط اصيل اسلام را و خط حزب خدا و حزب جمهوري اسلامي را دنبال و حفظ كنيد زيرا قرآن  مي فرمايد .

    الا ان حزب اله هم المفلحون و اين وعده خداست اگر ميخواهيد رستگار شويد اگر كسي تجاوزات و جنايات آمريكا و اسرائيل غاصب و صدام را ببيند و بي تفاوت باشد مسلمان نيست .

     

    سرباز كوچك اسلام

    محرم الحرام عاشورا

    25/7/62

     

     

    نامه شهيد حيدر افسا

     

    پس از عرض سلام به درگاه مهدي مالك زمان و نائب برحقش خميني بت شكن و همه ي معلولين و مجروحين انقلاب اسلامي و اسراي ايران .

    پس از عرض سلام ، سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم . الحمدلله حالم خوب است و هيچ ملالي در كارم نيست به جز دوري از شما . نامه شما كه رسيد من به انديمشك رفته بودم وقتي برگشتم گفتند جواب نامه ات آمده است خوشحال شدم نامه را خواندم هر موضوع كه رخ مي دهد برايم توضيح دهيد از شما مي خواهم كه امام را دعا كنيد . معلولين و مجروحين و رزمندگان را دعا كنيد . خوشحال باشيد تا ما هم خوشحال باشيم هزاران جوان هستند كه انتقام خون پدر و برادرانشان و كساني چون بهشتي ها ، رجايي ها و باهنرها را مي گيرند . مادرم هيچ وقت ناراحت نباش و از شما مي خواهم كه خواهرانم را اذيت نكنيد به كار خود مشغول باشيد . يك مرغ براي رزمندگان اسلام بفرستيد . از پدر مي خواهم كه به كارش مشغول باشد هيچ وقت براي ما ناراحت نباشد و خوشحال باش و از شما مي خواهم كه اگر موتورسيكلت برنده شدم اين موتور بفروشيد . حيوانات را خوب نگهداري كن كه خوب است و از شما مي خواهم كه كسي را غيبت نكنيد براي اينكه كار بدي است و اي ابراهيم از تو مي خواهم كه حيوانات را خوب بچراني كه براي خودت است . ابراهيم سلام مي رسانم عبدالحسين سلام مي رسانم شهربانو سلام مي رسانم زيبا سلام مي رسانم مشهدي حيدر سلام مي رسانم همه خواهران سلام مي رسانم عبدالحسين احمدي سلام مي رسانم قنبر سلام           مي رسانم اهل منزل سلام مي رسانم مادرم سلام مي رسانم موسي سلام مي رسانم برادراني كه پيش هم هستيم ، م محمدي ، م قدرانداز ، ها حيدري ، ح حيدري ، ش محمدنيا ، آ صادقي ، سلامي       مي رساند همه شما را سلام مي رسانيم .

    از طرف رزمندگان اسلام ادامه مطلب
    1ـ چه كسي نام شهيد را انتخاب كرد و انگيزه‌اش‌ازاين‌انتخاب چه بود ؟ مادرش . بخاطر زيبايي اين اسم

    2ـ به چه چيزهايي بيشتر علاقه داشت ؟ ( بازي و تفريح ، كمك به خانواده و … ) كمك به خانواده

    3ـ مختصري درباره ورودش به مدرسه را توضيح دهيد ؟ سنش بزرگ بود و مدرسه قبول نمي كردند كه ثبت نام كند و مادرش ناچار شد شناسنامه برادرش را به او بدهد سپس بدين طريق موفق شد به مدرسه برود .

    4ـ آيا در دوره ابتدايي مردودو يا ترك تحصيل نمود و علت آن چه بوده است ؟ ترك تحصيل نكرده است

    8 ـ رفتار و برخوردش با والدين به چه صورت بود ؟ بسيار مهربان خوش رفتار و دل سوز

    9ـ روابطش با خويشاوندان و همسايگان به چه صورت بود ؟ هيچ وقت از حال همسايه بي خبر نبود و حال آنها را مي پرسيد و خويشاوندان را دوست مي داشت

    10ـ ميزان علاقه و ديدگاه شهيد نسبت به امام خميني و ولايت فقيه را بيان كنيد ؟ هميشه علاقه زيادي داشت امام را ببيند

    11ـ چه نوع فعاليّت سياسي و انقلابي قبل و بعد از پيروزي انقلاب انجام مي داد ؟ هميشه در راهپيمايها شركت مي كرد و اعلاميه امام را پخش مي كرد .

    12ـ هر گونه خواب و الهامات اطرافيان و يا دوستان در ارتباط با شهيد را توضيح دهيد ؟  مادرش خواب ديده بود كه امام خميني يك بسته پارچه سفيد برايش آورد و بعد از خواب بيدار شد ديد چيزي نيست بعد گريه كرد و روز 9 ماه محرم خبردادند كه فرزندش شهيد شده است.

    13ـ اولين بار در چه سني و چگونه به جبهه رفت ؟ 16 سالگي

    14ـ عامل تشويق و تحرك اصلي اعزام به جبهه او چه بوده است ؟ عشق به وطن

    15ـ آخرين مرتبه اي كه به جبهه مي رفت چه حالات روحي داشت و چگونگي وداع او را بيان كنيد ؟

    خوشحال بود و با لبي خندان از پيش ما رفت .

    16ـ چگونه و توسط چه كسي از شهادت فرزندتان با خبر شديد ؟ بنياد شهيد

    17ـ آيا شهيد تشييع جنازه شده است ؟ تاريخ ومحل دفن و نام گلزار او را بيان كنيد ؟ بله ، گلزار محمدي باشي

    18ـ راجع به نحوه رفتار او با پدر و مادر توضيح دهيد ؟ پدرش و مادرش را دوست مي داشت و در كارهاي خانه به مادرش كمك مي كرد و همين طور به پدرش در بيرون از خانه كمك مي كرد .

    19ـ از نظم و انضباط ايشان در درس خواندن و كمك به امور آموزشي بفرماييد ؟ انظباطش هميشه 20 بوده است . ادامه مطلب
    دوران جنگ تحميلي و بودن در كنار رزمندگان اسلام ، خود تماماً خاطره به حساب مي آيد . در كنار عزيزاني كه با شناخت و درايت به ميادين نبرد حق عليه باطل شتافتند تا به مستبدان زمان نشان دهند كه اين سرزمين ، سرزمين خون و شرف ، و سرزمين مردان خداست اكنون قصد دارم براي شما عزيزان خاطره اي هر چند كوتاه و مختصر از اين شهيد و الامقام بازگو نمايم . اميد است كه قدمي در راه اين عزيزان برداشته باشم . قبل از آغاز عمليات ، پيشياني بندهايي توسط يكي از برادران سپاهي در بين نيروها تقسيم مي شد كه به نفر يك پيشياني بند رسيده و بچه ها هر كدام خود را آماده ي عمليات        مي كردند . بر روي خود عطر مي پاشيدند و همديگر را در آغوش مي گرفتند . در اين ميان وقتي به برادر افسا رسيدم ايشان گفتند چه پيشياني بندي به شما رسيد ، و چه رنگي است در جواب گفتم كه پيشياني بند من سبز رنگ و بروي آن « راهيان كربلا » نوشته شده است او نيز سخنان خود را چنين ادامه داد و گفت پيشياني بند من قرمز رنگ مي باشد و بر روي آن « عاشقان شهادت » نوشته شده است اين نشان مي دهد كه من در اين عمليات به شهادت خواهم رسيد اين گفتار از جواني كه براي اولين بار پا به عرصه ي نبرد گذاشته و اين چنين عاشق شهادت بود ، در نظرم بسيار شگفت انگيز مي نمود . ايشان در ساعات آغازين عمليات به لقاي يار شتافت و همدم فرشتگان آسمان گرديدند .[1]

     

    ‹‹ روحشان شاد و يادشان جاويد ››

     

    خاطره نويس : محمدحسن قدرانداز

    شهيد والا مقام شهيد حيدر افسا از روستاي باشي انساني مهربان و بي اندازه دلسوز بود هميشه لب خندي شيرين بر لب داشت ، قيافه اي آرام و نجيب داشت .

    در زماني كه در جبهه بسر مي برد طي نامه هايي كه به خانواده و دوستان نوشته تأكيد زيادي روي مهربان و مهرباني كردن دارد از برادران انجمن اسلامي در آن سالها مي خواهد كه مردم را راهنمايي كنيد . تا به اسلام جذب شوند

    براي مادرش مي نويسد : من مي دانم كه تو مريض هستي و اگر ناراحتي بكشي مريض مي شوي از شما مي خواهم كه براي من ناراحت نباشيد . دل به خداي متعال بسپاريد و هر چه مصلحت خداوند متعال است پيش مي آيد و از شما مي خواهم كه براي امام و رزمندگان اسلام دعا كنيد هر كس از حال من حقير سئوال كرد بگوييد براي رضاي خدا به جبهه رفته است . نمازتان سروقت بخوانيد تا بيشتر ثواب ببريد .

    پدر و مادرم ، اينك كه بهترين موقعيت براي مبارزه با كافران و مشركان پديدار گشته و اينك كه مزدوران بي وجدان به وطن و خاك مقدسمان هجوم آورده اند فرصت را براي دفاع از اسلام و سرزمين دودمانمان ايران از دست نمي دهيم و از تمام ملت مسلمان ايران مي خواهم در اين جهاد مقدس شركت كنند كه خدا يار و ياورمان است پدرم درود من بر تو كه چون ابراهيم فرزند خويش را به فرمان خداي بزرگ به قربانگاه فرستادي پدرم آگاه باش كه اسماعيلت هرگز از فرمان خداي بزرگ سرباز نمي زند . هميشه برادرانش و پدرش را امر به كار و فعاليت مي كرد .

     

     

     

     

    شعر
    زودتر بيا

    حيدرم زودتر بيا !

    كه دلم پر از رازهاي نگفته است

    وجودم هزار آمال و آرزو درآن خفته است

    حيدرم زودتر بيا !

    كه چون غنچه باز مي شوم مادر !

    مبادا دور بيايي كه غنچه ات باز نشود مادر !

    بميرد آن دشمن سيه

    كه مي خواست دل مرا سيه كند

    حيدرم زودتر بيا !

    اي تنها اميدم ، پرستوي خسته از سفر بر گشته

    بيا بساز در دلم لانه اي براي خود از آن روزهايي كه بخت برگشته

    حيدرم زودتر بيا !

    مبادا آن ابرهاي سيه ، دلم ابري كند

    دوباره آن دشمن ، دلم را خراب و ويران كند

    حيدرم زودتر بيا !

    دلم پر شد از ستاره هاي آرزو

    اگر يك روز آمدي

    بار ديگر دلا خطا نكني                             به غير از خدا به كسي وفا نكني

    عهد كن كه شوي همراز ، هميار خدا

    با دل خون خفتن ، خفتنش نكني [1]

    عين نامه شهيد افسا

    شاعر : گلبس دريانورد ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار باشي
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید