مشخصات شهید

شهید حمیدرضا زارعی

348
نام حميدرضا
نام خانوادگی زارعي
نام پدر حيدر
تاربخ تولد 1347/11/01
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1367/04/04
محل شهادت فاو
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت پاسدار
شغل پاسدار
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن مفقودالاثر
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • زندیگنامه شهید ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    مصاحبه باخانواده شهيد

    حاج حسين زارعی عموی شهيد(وناپدری)

    شهيدازدوران کودکی ازديگران متمايزبود.وی به عنوان فردی مؤدب ودوست داشتنی موردتوجه خانواده بود. .علاقه ايشان به درس وامام خمينی زيادبود.

    دردوره نوجوانی وجوانی اهل مسجدبودوهميشه خواهران وبرادران کوچک ترازخودوحتی مارانيزدعوت به نمازمی کرد.باافرادمذهبی می گشت ودوستانی بااخلاص وباايمان مثل شهيدغلامحسين زارعی داشت.درس راتاکلاس سوم راهنمايی دنبال کردوبعدبه کارکردن مشغول شد.

    ازنظرروابط باخانواده به خصوص با مادرعالی بود.حرمت بزرگ ترهارازيادرعايت می کرد.دربين همسايگان وخويشان جوانی مؤمن ومورداحترام بود.هميشه درمراسم مذهبی شرکت می کرد.

    باشروع جنگ تحميلی بارهابه جبهه اعزام شد.برای سپاه ثبت نام نمودکه اوايل   برای نيروی هوايی سپاه قبول شدوپس ازآموزش درتهران به جبهه رفت.درجبهه اموراطلاعاتی رابرعهده داشت . درعمليات های متعددشرکت کرد.يک بارازناحيه پازخمی شدکه دوهفته درمشهدودوهفته درتهران بستری بودکه بعدازبرگشتنش هم به کسی نگفت.به گونه ای که برای عوض کردن پانسمان زخم پايش هم در  اتاق رامی بست.

    هميشه درنامه هايی که برای مامی نوشت توصيه می کردکه به جبهه هاکمک کنيد.مرخصی هايش رانيمه تمام می گذاشت وبه جبهه برمی گشت.

    درمراسم ازدواجش حتی اجازه ندادکسی دست بزند.می گفت : هم رزمانم شهيدشده اند . ايشان پس از مراسم ازدواجش  بلافاصله عازم جبهه شدوسه ماه بيش نگذشته بودکه مفقودالاثرگرديد.خبرمفقودشدنش راازطريق دوستانش شنيديم.واحساس مااين است که ازروزی که حميدبه جبهه رفته راهش همين شهادت ونهايتاًمفقودشدن پيکرش بوده است.وخداراشکرمی کنيم که چنين فرزندی رابه ماعطاکرده است. ايشان در اول ماه مبارك رمضان مفقودالاثر شد .

    مادرشهيد

    دراول ماه رمضان به دنياآمدواول ماه رمضان نيزبه شهادت رسيد.کودکی سربه زيربودوهميشه دربين همسن وسالانش آرام وباادب بود.يادم هست درزمان رژيم طاغوت وقتی بچه هارامی بردندتاشعارجاويدشاه راسردهند,اونمی رفت .درمرحله اول اعزام به جبهه اورانپذيرفتندچون کم سن وسال بودولی بااصراراوقبول کردند.درايـــــن مرحله سه ماه درجبهه بود ، چون درجبهه مأموراطلاعات وهدايت بوده است . يک باربه دست دشمن اسير شد ه که موفق به فرارمی شود.وقتی برمی گشت نيزبايک بلندگوی دستی برای اعزام به جبهه تبليغ می کرد.

    خواهرشهيد

    وقتی حميدرضامفقودشدمن هفت سال سن داشتم.ازويژگی های شهيدازقول دوستانش شجاعت ودليرمردی اومی باشد.هميشه بچه های کوچک همسايه راجمع می کردوبرای آنهامسائل احکام می گفت وحتی به آنهاوضويادمی داد.من تازه به مدرسه می رفتم حميدرضاوقتی ازجايی برمی گشت برای من کتاب مي آورد.

    چندين باربامحسن رضايی ديدارداشته است.دوستانش تعريف می کنندکه روزی که مفقودشده است ,درفاوفرمانده آنهااعلام می کندکه چه کسی حاضراست برودوازآن طرف پل هواپيمای کوچک مهاجرراکه احتمالاًبه دست دشمن افتاده   رابياورد؟

    حميدرضاودوستش حسين قاسمی باآن روحيه شجاعت وفداکاری که داشتنداين کارراقبــــــــول می کنند.اگرچه به آنهانيزگفته می شودکه دراين کارراه برگشتن وجودندارد.سپس کارت شناسايی وسايروسايل را تحويل داده ومی رود.ازپل که می گذرند,پل منفجرمی شودوآنهامفقودمي گردند.بعدرزمندگان يک مهاجرديگرپروازمی دهندومی بينندکه آنهادست بسته دريک ماشين اسيردشمن شده اند.

    همسرشهيد

    به علت نسبت خانوادگی ,ازکودکی باايشان آشنايی داشتم .به خاطرايمان وصداقت خوبی که داشت بااوازدواج کردم.مراسم عقدوعروسی درعين سادگی برگزارشد.شهيدفردی مخلص وباايمان بودودرخانه نيزخوش اخلاق وخوش برخوردبود.مدت زندگی مافقط سه ماه بود.يابهتربگويم فقط 45روزباهم زندگی کرديم.چون 45روزديگرنيزدرمنطقه جنگی بود.من فقط باخاطرات اوزنده هستم.وچشم به راه اوواميدواراو. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار مفقودالاثر
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید