مشخصات شهید

شهید حسین رستمی

24
نام حسين
نام خانوادگی رستمي
نام پدر اسماعيل
تاربخ تولد 1341/01/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1360/09/09
محل شهادت بستان
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات ديپلم
مدفن محمدعامري
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • شهيد حسين رستمي در سال 1341 در خانواده اي بسيار مذهبي و متدّين و خداشناس در دامان مادري مهربان و فداكار در روستاي رستمي ديده به جهان گشود در دوران كودكي و جواني بود كه درس شهامت و فداكاري آزادگي تقوا و صدق و راستي را در دامان مادرش آموخت ( در دامان زن مرد به معراج ميرود امام خميني ) ايشان همراه خانواده اش پس از عزيمت به محّمد عامري بود كه در سال 1347 و 1348 راهي مكتب و فراگيري قرآن مجيد گرديد و قرآن را با هجي نزد روحاني محل آموخت و اين اولين آشنايي او با خواندن و نوشتن بود و پس از آن وي دوران تحصيل ابتدائي خود را در دبستان محمدعامري گذراند و بدنبال آن دوره راهنمايي را در دلوار با موفقيت به پايان رسانيد . در زماني كه دكتر مدافي در درمانگاه محمدعامري خدمت ميكرد با وي بوسيله پدرش آشنائي پيدا كرد .

    شهيد حسين رستمي دو سال دوره نظري را ميگذراند كه همراه با آتش خشم ملّت مسلمان عليه رژيم طاغوت بود وي از اولين دانش آموزان بود كه در پيشاپيش صف تظاهرات دانش آموزان حركت ميكرد و از همانجا بود كه پيوند محكم خود را با انقلاب اسلامي و امام و روحانيت اصيل و پاسداراي از انقلاب بست و در تمام راهپيمائيها ، تشيع جنازه ، مجلس ختم شركت گسترده داشت زماني به پيروزي انقلاب اسلامي نمانده بود كه حسين در كنار پدرش اسلحه بردوش كشيد صادقانه و خالصانه شب و روز بدون كمترين چشم داشتي بحراست از انقلاب و مرزهاي آبي كشور پرداخت و در رشته اقتصاد در سال 59 ديپلم گرفت بگفته دبيران ، حسين در دوران تحصيل با هوش و استعداد بسيار قوي و فكر و بينش اسلامي كه از آن برخوردار بود هميشه در آماده كردن درس كه يك عبادت مي شمرد كوشا و تلاش گر بود و از شاگردان فعال بشمار مي آمد . شهيد حسين رستمي از فقر فرهنگي و دوري بينش اسلامي و بيگانه بودن مكتب بسيار رنج مي برد لذا با همكاري دوستان تصميم بر تشكيل انجمن اسلامي و بسيج و جذب جوانان را نمود .

    در ماه مبارك رمضان با شور وشوق قرآن را ترجمه ميكرد و جلسات دعاي كميل را تشكيل ميداد و جوانان را به سوي نماز جمعه تشويق ميكرد حسين هم از نظر روحاني و هم از نظر قواي جسماني يك قهرمان بود و در يك مسابقه اي كه با تيم كشتي اصفهان داشتند رتبه دوم را بدست آورد و ميگفت كه ورزش بايد در خدمت مكتب باشد او غذاي ساده ميخورد و لباس ساده مي پوشيد و از جلسات لهو و لعب شديداً پرهيز داشت او در اغلب روزهاي دوشنبه و پنج شنبه روزه دار بود در زندگي هيچگاه بنده كس جز بنده خدا نشد و بند بندگي را بر گردن خود نبست و چون حسين (ع) آزاد زيست و اسير هوس بازيهاي اين دنيا نگشت و دنياي آخرت را به بهاي اندك نفروخت . او با عشق و علاقه اي كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي داشت به استخدام درآمد و پس از يكماه خدمت اول آبانماه دواطلبانه عازم جبهه شد و پس از برد خونين در آزاد سازي بستان بديدار معبود خويش شتافت و نوري شد كه در ظلمت بدرخشيدن گرفت آثاري كه از شهيد بر جاي مانده حكايت از روح بلند او وعشق و علاقه و پيوستن به لقاي خدا را داشته و همواره قلبش براي مكتب مي تپيد و بچيزي جز مكتب دل نبسته بود و تنها در راهي قدم بر مي داشته است كه رضايت خدا بدست آيد . حسين نزد خدا بود و به خدا پيوست .                     نامش جاويد و راهش پررهرو باد ادامه مطلب
    سپاس خدا را كه بر ما منت گذاشت و چنين نعمت بزرگي را نصيب ما كرد  و ما را از ظلمت به نور هدايت كرد تا بتوانيم چنين تحول عظيمي را نه تنها در كشور خود بلكه در جهان بوجود بياوريم اين بزرگترين افتخار براي ماست كه فرماندهي كشورمان را مهدي (عج) به عهده دارد .

    امروز ملت ما داراي قلب طپنده ايست ( ولايت فقيه ) كه اين قلب امت را بزرگترين حركتها مي آفريند درود بر قائد اعظم امام خميني و سلام و بر آيت الله منتظري اميد امت و امام و كليه روحانيت اصيل متعهد و در خط امام .

    به خانواده توصيه ميكنم كه امام را بشناسند و قدرش را بدانند به مادرم توصيه ميكنم كه بجاي گريه لبخند پيروزي بزند و امر به معروف و نهي از منكر را فراموش نكند . از برادارنم مي خواهم كه نگذارند اسلحه من بر زمين بماند .

    از خواهرانم مي خواهم كه حجابشان را كاملاً حفظ نمايند و در تقويت ايمانشان بكوشند از دوستانم           مي خواهم كه در مجلس ختم قرآن را با ترجمه بخوانند و آيه هاي قرآن را در ميان مردم زنده كنند .

    شهادت بالاترين مرحله تكامل است از خداوند ميخواهم كه شهادت را نصيبم گرداند و به كليه مشتاقان شهادت اين فرصت را بدهد كه ثواب شهيد شدن پيدا كنند .

    از كليه مردم ميخواهم كه قدر(( علي ))را بدانند تا دچار (( حجاج )) نشوند . از آنان ميخواهم كه تاريخ را بخوانند و عبرت بگيرند .

    وقتي كه ما باورمان بشود كه مرگمان آغاز زندگي است ديگر از هيچ قدرت شيطاني نمي ترسيم و همين باور است كه همواره حماسه ها آفريده و مي آفريند چون شهادت براي ما سعادت است پس پيروزيم . خدايا تمام كوشش من اين است كه به تو نزديك شوم پس مرا ياري ده .

    والسلام علي من اتبع الهدي ادامه مطلب
    1ـ چه كسي نام او را انتخاب كرد و انگيزه او از اين انتخاب چه بود ؟ پدر شهيد ، عشق به امام حسين

    2ـ مختصري درباره ورودش به مدرسه را توضيح دهيد ؟ در سن شش سالگي زير نظر يك سيد بزرگوار دروس ابتدايي را فرا گرفت .

    3ـ رفتار و برخوردش با والدين به چه صورت بود ؟ بسيار صميمي و مهربان ، بخصوص رابطه تنگاتنگي با مادرش داشت .

    4ـ روحيه اجتماعي او را توصيف كنيد ؟ روحيه بالايي داشت با اجتماع پيوند خوبي داشت

    5 ـ هر گونه خواب و الهامات اطرافيان و يا دوستان در ارتباط با شهيد را توضيح دهيد ؟ شخصي خواب ديده كه در همين جا كه دفن شده نوراني مي باشند .

    6ـ آيا اقداماتي براي ازدواج شهيد انجام داده بوديد ؟ اگر خاطره اي در اين مورد داريد بيان كنيد ؟ خير ، زيرا درسني نبود كه ما در اين مورد اقدامي انجام دهيم .

    7ـ چه مدت سربازي او در جبهه بود ؟ به سربازي نرفت .

    8ـ اولين بار در چه سني و چگونه به جبهه رفت ؟ در سن 18 سالگي عازم به جبهه شد سن او براي رفتن به جبهه قانوني نبود و با دست بردن در شناسنامه به جبهه اعزام شد .

    9ـ آيا شهيد تشييع جنازه شده است ؟ بله تاريخ و محل دفن و نام گلزار او را بيان كنيد ؟ گلزار شهداي محمدعامري

    10ـ چه قسمتهايي از اعضاء بدن شهيد كشف و تشييع گرديد ؟ تمام اجزاء

    11ـ شما به عنوان پدر يا مادر شهيد چه پيامي ، سخني با مردم و مسئولين داريد ؟ فرزندان ما وظيفه شان نسبت به اسلام و انقلاب انجام  دادند ، مسئولين هم بايد با دقت و تدبيري ماهرانه نيازهاي مردم را فراهم كنند با دقت كافي به اداره مملكت اسلامي بيش از اين كوشا باشند .

    12ـ در رابطه با ولايت و تبعيت از امام خميني و روحانيت متعهد توضيح دهيد ؟ علاقه شاياني به امام خميني داشت و سعي مي كرد تا حد ممكن نسبت به پيام امام فرمانبردار باشد.

    13ـ چگونه و توسط چه كسي از شهادت برادرتان با خبر شديد ؟ بعد از 15 روز در روزنامه اعلام نمودند و متوجه شديم .

    14ـ شهادت ايشان چه تأثيري بر شما و اعضاي خانواده گذاشت ؟ فقدان ايشان در خانه قابل تحمل نبود ولي چون آرزوي هميشگي خودش بود ناراحت نبوديم .

    15ـ از اينكه خانواده شهيد هستيد چه احساسي داريد ؟ احساس افتخاري كه پيش روي امام خميني و حضرت فاطمه و زينب يك سرباز فدايي قرباني شد .

    16ـ چه پيامي يا سخني با مسئولين و مردم داريد ؟ بعد از خون آنها بار ما خصوصاً مسئولين خيلي سنگين شده درست است و بايد طوري عمل كنيم كه فرداي قيامت بتوانيم جوابگوي شهدا باشيم

    فضايل اخلاقي

    حسين رستمي ، قافله سالار شهداي بخش ساحلي و اولين جان بركف اين منطقه ، كه خون زيباي خود را فداي اسلام و معنويت قرآن نمود قول مادرش نشانه هاي فضل و معنويت از همان اوايل در چهره ي اين شخصيت موج مي زد . از همان روزهايي كه حكومت قلدرو ظالم پهلوي عرصه را بر مردم تنگ كرده بود و خفقاني شديد در اين منطقه و مناطق ديگر كشور پي ريزي كرده بود حسين روزي در مسجد و در ميان عام و روحاني ، تنهايي شعار ( مرگ بر شاه ) را ندا و فرياد زد ، طوري كه همه مردم از اين موضوع به وحشت افتادند شهيد علاقه خاصي به قرآن به خصوص با ترجمه خواندن آن داشت و غروب ها و ظهرها بعد از نماز در مسجد براي مردم ، قرآن را با ترجمه تلاوت مي كرد و سعي مي كرد . مردم را با ترجمه قرآن آشنا كند حتي در وصيت نامه ي خود نيز از موسيقي ياد مي كند و به دوستان خود سفارشي مي كند كه قرآن را حتماً با ترجمه براي مردم تلاوت كنند . شهيد به مطالعه به خصوص مطالعه كتابهاي مذهبي و عقيدتي و فكري از جمله كتاب هاي مطهري و شهيد دستغيب علاقه ي خاصي داشت . به گفته ي دوستان وي : شهيد از قدرت جسمي بالايي برخوردار بود و جرات و بي باكي اش شهره ي عام و خاص بود و به طور مرتب در مسابقات كشتي استان به افتخاراتي دست يافت . ميل به راستگويي و مردانگي دروي زياد بود و سخن آخر اينكه علاقه ي و افري به اهل بيت به خصوص امام حسين داشت ادامه مطلب
    يادم مي آيد برادرم خيلي به تفسير قرآن به زبان فارسي علاقه ي خاصي داشت و هميشه مي گفت كه ما بايد سعي كنيم قرآن را براي مردم به خصوص جوانان بصورت فارسي بخوانيم تا معناي آنرا درك كنيد شبي از شبهاي ماه رمضان كه آن بزرگوار طبق معمول به مسجد مي رفت و يك معلم بسيار عزيزي داشت كه او را هم با خود به مسجد برد و در مسجد سعي كرد كه قرآن را به صورت فارسي بخواند و براي جوانان تفسير كند و جمعي از جوانان را گرداگرد خود جمع كرد و قرآن را تفسير فارسي مي نمود ، از آنجا كه افرادي شاه پسند و قلدر در محل بودند و با اين اعتقادات شهيد مغايرت مي كردند تصميم گرفته بودند كه بر هر طريقي كه شده ضربه اي مهلك براي برادرم بزنند به همين خاطر كنتور برق مسجد را خاموش نمودند و در تاريكي مسجد جمعي كثير بر سر برادرم و مهمانش ريختند و آنها را خيلي كتك زدند تا آنجا كه لباس هاي آنها پاره پاره شده بود و از سر و صورتشان خون مي باريد و وقتي به خانه برگشتند برادرم گفت كه حال سرو صورتم كه خوني شده هيچي ، پيراهن جديدم پاره كردند .

    خاطره اي ديگري كه از شهيد دارم اين است كه ما براي تفريح به شيراز رفتيم و هواي آنجا خيلي مطبوع بود و پس از چند روزي كه آنجا مانديم برادرم به نزد ما آمد و مدتي در شيراز ماند در يك روز كه داشتيم قدم      مي زديم براي من گفت مي داني چرا من به شيراز آمدم ، گفتم حتماً به خاطر هوا خوري و تفريح . گفت نه ، من براي اين به شيراز آمدم كه اندامم قوي شود و خونم فراوان شود تا وقتي به جبهه رفتم ضعيف و ناتوان نباشم و خون زيباي خود را فداي انقلاب و امام حسين كنم .

    خاطره نويس : گلناز رستمي ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار محمدعامري
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید