مشخصات شهید

شهید حسین جمالی

265
نام حسين
نام خانوادگی جمالي
نام پدر محمدحسن
تاربخ تولد 1314/01/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1366/08/28
محل شهادت نيروگاه اتمي ب
مسئولیت -
نوع عضویت ساير(بمباران)
شغل كارگر
تحصیلات بي سواد
مدفن انبارك
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد حسين جمالي در سال 1314 در روستاي سادني به دنيا آمد . سال تولد او از سالهايي است كه هيچ امكان آموزشي در منطقه وجود ندارد و طبيعي است كه حسين  ناخواسته  از نعمت خواندن و نوشتن محروم مي شود اما در سايه صفا و صميميت  روستايي اش ، مردي تلاشگر و با  ايمان پرورش  مي يابد. حسين در 36 سالگي  براي سر پرستي از خانواده  دائي اش ( پدر همسرش ) از سادني كوچ مي كند و در روستاي انبارك  مقيم مي شود  او زندگي را همچنان با كارگري و زحمات طاقت فرساي آن مي گذراند  تا اينكه بعنوان كارگر در نيروگاه اتمي بوشهر مشغول به كار مي شود . وي در سن 52 سالگي در حالي كه تمام هستي خويش را براي يك زندگي آبرومندانه در طبق اخلاص  مي گذارد ، در جريان بمباران  نيروگاه اتمي بوشهر توسط هواپيماهاي دشمن به شهادت  مي رسد . از اين شهيد مظلوم 8 فرزند به يادگار مانده است تا  ضمن ارج شهادت به تلاش‌هاي پدر، خود نيز نمونه بارز  انساني تلاشگر باشند %

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب

    مصاحبه با همسر شهيد حسين  جمالي خواهر آمنه جعفري 


    س –ضمن سلام و خسته نباشيد  خود را معرفي كنيد .

    ج- اينجانب آمنه جعفري همسر شهيد  حسين جمالي ساكن روستاي انبارك  داراي هفت  فرزند پسر و يك دختر مي‌باشم.

    س-در مورد شهيد هر چه مي دانيد توضيح دهيد .

    بعد از سربازي با من ازدواج كرد ،اخلاق و رفتار خوبي داشت كار براي ثواب مي كرد  هرچه از زندگي داشت بين مردم تقسيم مي‌كرد و به مردم احترام مي گذاشت، با مردم  مصالحه مي كرد  به ديگران كمك و با آنها همكاري مي‌كرد ايشان پاك بود و هيچ عيبي نداشت ، مردم را به صله رحم  دعوت مي كرد ، با اقوام دوست بود ، نمازش كسر نمي شد . با همسايگان خود به خوبي رفتار مي كرد .

    س- اخلاق و رفتار ايشان چگونه بود ؟

    ج- اخلاق ايشان سر آمد مردم روستا بود به مردم احترام  مي گذاشت ،دوستان زيادي داشت در كارهاي خانه با ما همكاري مي كرد در طول 27 سالي كه با هم بوديم گاهي من را ناراحت نكرد

    س- خاطره اي از ايشان بگوييد :

    ج- روزي به خانه آمده بود ، پايش زخمي شده بود ، همان روز چند قطعه عكس  گرفته بود كه دخترش مينا به او گفت عكس يادگاري براي من بده تو مي خواهي به جبهه بروي  ممكن است شهيد شوي . شهيد جمالي گفت :شما خيالت راحت باشد من در راكتور  يك نيروگاه اتمي كار مي كنم و انشاءالله در نيروگاه شهيد مي‌شوم . آنگاه فهميده بود كه شهيد مي شود . يادم مي آيد روزي به اهرم رفت و سهميه گوشت يخ زده  گرفت و به خانه آورد به من گفت كه اين گوشتها لازم مي‌شود ، در روز آخر كه مي خواست سر كار برود بدون اجازه صبح زود بعد از نماز به سر كار رفت و همان روز هم خدا حافظي كرد . همان روز ساعت يازده (00/11) نيروگاه اتمي بوشهر توسط هواپيماهاي عراقي بمباران شد كه گروهي از كارگران زحمت كش نيروگاه  به درجه رفيع شهادت نائل گشتند . بله شهادت لايق حسين بود و حسين وار  به درجه رفيع شهادت رسيد

    س- در مورد فعاليتهاي مذهبي و راز و نياز با خدا و غيره از ايشان چه خاطره‌اي داريد  .

    ج- به نماز  اهميت مي داد. فرزندان خود را به نماز دعوت مي كرد، در مراسم  سينه زني  حضور داشت در راهپيماييها شركت  مي كرد . در ساختن مسجد كمك‌هاي شايان انجام داد و تمام كارهاي مذهبي مد نظر داشت .

     

    مصاحبه با فرزند شهيد حسين جمالي ( برادر غلام جمالي )


    س –ضمن سلام و خسته نباشيد ابتدا خواهش مي كنم خود را معرفي كنيد .

    ج-اينجانب غلام جمالي فرزند شهيد حسين جمالي هستم .

    س-در موردپدر  شهيد هر چه مي دانيد توضيح دهيد .

    ج- در حقيقت من در سالي  كه تازه به دوراني كه خوب پدر را تشخيص مي‌دادم رسيده بودم پدرم را از دست داده ام تا اندازه اي مي دانم كه پدرم يك عضو فعال  برادران بسيجي بود . علاقه زيادي به جبهه و جنگ داشت . اخلاق و رفتار او با ما خيلي خوب بود  هميشه ما را به كارهاي خير نصيحت مي كرد  دوست داشت بعد از او من و برادرانم جانشينان  شايسته اي براي  خانواده باشيم و با مردم خوب باشيم و احترام همه را نگه داريم . من پدر خوبي داشتم يادش بخير و نيكي باشد .

    س- درباره فعاليتهاي مذهبي ايشان توضيح دهيد .

    ج- در همه مواقع اگر نفر اول نبود نفر دوم حتما بود و هميشه  در مراسم مذهبي شركت مي‌كرد و نماز را اول وقت مي خواند .

    س- هنگامي كه خبر شهادت پدر را فهميدي  چه احساسي داشتيد و مراسم  تشييع شهيد چه  طور بود ؟

    ج- بعد از اينكه پدرم در مورخ 26/8/66 در نيروگاه  شهيد شد  ابتدا كمي سخت بود و تحمل از دست  دادن پدر خيلي سخت است اما پدرم در راه زحمت و تلاش و خدمت به انقلاب شهيد شد كه خدا را شكر كردم . در مراسم تشييع شهيد تمامي مردم شهيدپرور از  اقصا نقاط استان و شهرستان و روستاهاي همجوار در مراسم تشييع شهيد شركت كردند و در مراسم ختم شهيد و ديگر مراسم سنگ تمام گذاشتند كه از زحمات همه عزيزان با جان و دل تشكر مي‌كنم . ادامه مطلب
     

    شعر در وصف شهيد


    اجرتان باد ، اي صبوران صنوبر سوخته

    آه اي هر شب ز داغ يك برادر سوخته

    اشكتان در آسمان زخم پر پر مي زند

    بس كه در اقليمتان بال كبوتر سوخته

    باز امشب التهابي تازه در آيينه هاست

    سينه تان هر روز از داغي مكرر سوخته

    مي توان در سايه خاكستر آنها نشست

    گرچه آن شمشادهاي سايه گستر سوخته

    بوي آتش مي دهدسرم پس از ديدارتان

    آي ققنوسان شاعر پيشه، دفتر سوخته

    (برگرفته از ماهنامه عرشيان، شاعر: محمد رضا احمدي فر) ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار انبارك
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید