مشخصات شهید

شهید حسین مقاتلی

333
نام حسين
نام خانوادگی مقاتلي
نام پدر عبدالحسين
تاربخ تولد 1342/04/13
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1360/06/11
محل شهادت كرخه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت جهادگر
شغل كارمندجهاد
تحصیلات ديپلم
مدفن چاوشي
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • شهيد حسين مقاتلي در سال 1342 در روستاي چاوشي و در خانواده اي مسلمان متولد شد وي تحصيلات ابتدايي خود را در همان روستا به پايان رساند و براي ادامه تحصيل دوره دبيرستان   عازم بوشهر شد و ديپلم خود را در شهر بوشهر گرفت شهيد از اخلاقي نيكو بر خوردار بود كه همين امر باعث مي شد تا دوستان زيادي را به گرد خود جمع آوري كنيد  پيوسته در پي همبستگي و وحدت همشاگــرديان خود  مي كوشيد . با تظاهرات مردم عليه رژيم طاغوتي   او سعي فراوان داشت كه جلساتی در بر عليه رژيم برگزار مي شد شركت كند . سايرين را نيز به شركت در اين گونه جلسات تشويق مي كرد

    پس از پيروزي انقلاب با تأسيس جهاد سازندگي جزء اولين گروهي بود كه به جهاد پيوست و تمام نيروي خود را در اختيار جهاد جهت خدمت به همنوعان خودصرف نمود . مدتي از فعاليت او در جهاد سازندگي مي گذشت تا اينكه جنگ به ناخواسته توسط ارتش بعث عراق   بر ايران تحميل شد .

    بارويداد چنين واقعه اي در بسيج سپاه پاسداران بوشهر ثبت نام نمود و او جزء اولين كساني بود كه داوطلبانه به جنگجويان عليه رژيم صدام پيوست . به مدت 11 ماه تمام مردانه جنگيد و هر گاه از جبهه به روستا براي ملاقات پدر و مادر و آشنايان مي آمد . با صفا و محبت مي نشست و از اوضاع و احوال جبهه و فداكاريهاي همرزمان و خاطرات گوناگون حرف مي زد . به گونه اي صحبت مي كرد و اميد مي داد كه همگي حاضران سراپا شور شده و آرزوي شركت در جنگ را مي دانستند . سهي  شهيد مقاتلي   بسيج توده ها براي جنگيدن و تهيه و مهيا سازي نيرو بود و مي گفت : انسان در جبهه كه هست از تمام دنياو وابستگي ها جدا شده وچون موجودي سبك بال درپرواز به سوي معبود است . اين جملات را به گونه اي ادا مي كرد كه گويي شيريني شهد شهادت را تو نيز حس مي كردي . با از دست دادن وي از جهتي خوشحال و از جهتي ديگر عزادار ، بدين سبب كه او به آرزوي ديرينه خود رسيد . ادامه مطلب
    بسم رب شهداءو الصديقين جاء الحق و زهق الباطل

    مدتي است كه مي خواهم وصيت نامه بنويسم ولي فرصت پيدا نمي شود .  امروز در فرصتي كه پيش آمده قبل از رفتن به جبهه استفاده مي كنم و چند كلمه اي با پدر و مادرم وبرادرانم و  با دوستان عزيز و جنگجويم و با امت قهرمان و ملت مسلمانم صحبت مي كنم . به مادرم مي گويم اي فرشته خدا كه بر تو بشارت باد كه خداوند اين سعادت را نصيب كرد كه فرزندت را در راه خدا و براي تحقق آرمانش شهيد شد البته اگر قبول كند و دعا كنيد كه خداوند اين جسم بي ارزش را مورد قبول قرار دهد .

    مادر مهربانم برادران عزيز آيا مي دانيد هدف از خلقت ما چه بوده مي دانيد كه زندگي اين دنيا  ابدي نيست وبالاخره مي دانيد   انا لله و انا اليه راجعون راه پس چرا وقت تلف مي كنيم ومي كنيدچرا با توجه بــــه جنايات فجيعي كه آمريكا و عمالش انجام مي دهند ساكت نشسته ايد ، عزيزان من ، مگر بچه هاي مــــا با ديگران فرق دارند و شما اي دوستان رزمنده ، جوانان عزيزم ، مسيري كه شما انتخاب كرده ايد مسيري با مسئوليتي بس سنگين است  نمي دانم حس مي كنيد چه مي گويم ، آن مسئوليت و پاسداري از خون شهداء است .  پاسداران من معتقدم كه در يك فرصتي كه پيش مي آيد با خدا خلوت كنيد و مجدداً تصميم بگيريد.

    براستي چشم امت انقلابي ما به شماست و به حركات شما كه پشتياني شما انقلاب اسلامي را در جهان شكوفا مي كند و بالاخره شما اي امت مسلمان ايران قدر اين ابر مرد را بدانيد . او بيانات گوهر بارش استفاده نماييد كه براستي خداوند محبت وعنايتي به ما نموده و در اين برهه از تاريخ چنين رهبري را به ما اهدا نموده است قدرش را بدانيد تا فردا و  روز جزا در پيشگاه خداوند شرمسار نباشيم و براي من دعا كنيد و راستي مال و ثروت را ندارم كه برايم دردسر ايجاد كند فقط يك مقدار پولي دارم بدهيد به مستمندان و ضعفا بازهم عاجزانه از شما مي خواهم گوش به فرمان خدا باشيد.

    وشما اي برادران و خواهران مهربانم از شما مي خواهم كه مرا ببخشيد زيرا در زمان حياتم خيلي به من كمك و از برايم زحمت كشيده ايد و از اقوام وبستگانم مي خواهم كه مرا ببخشايند و باز تو اي فرشته خدامادر عزيزم كه مهرباني ، و هيچگاه زبانت برنگشت كه بگويي حسين نرو . همه اش مي گفتي : خدا پشت وپناهت. درود بر تو مادر عزيزم قلم از وصف والدين عاجزو دستهايم خسته است كه بنويسند ، و مادر عزيزم هيچگاه برايم گريه نكنيد نه خودتان و نه هيچكس ديگر ،بلكه از برايم شادي كنيد و در روز  هفته ام از پول خودم براي تمام كساني كه در محفل شركت مي كنند خوراك بدهيد و برايم جشن و شادي بگيريد مبادا گريه كنيد زيرا من نمرده ام بلكه به اصحاب حسين مظلوم  (ع) لبيك گفته ام . مرا در چاوشي و كنار قبر مشهدي حيدر مقاتلي شهيد ناكام دفن كنيد  و در پايان پيروزي رزمندگان اسلام را از خداوند رحمن و رحيم  خواستارم .

    والسلام

    حــــسين مقاتلي ادامه مطلب
    سجاياي اخلاقي شهيد

    شهيد حسين مقاتلي داراي اخلاق ورفتاري منحصر به فرد بود نسبت به اعضاي خانواده پدر ، مادر  خواهر وبرادر بانيكوترين وجه رفتارمي كرد حتي در كارهاي كوچك مانند جاروب كردن وپختن غذا به مادروخواهرانش كمك مي كرد  .باديگران باخوشرويي ومهرباني رفتار مي كرد روي همين اصل محبوب قلوب همگان بود . كارهاي عمومي نظير ساخت خانه بهداشت روستاي چاوشي پيشگام بود . ازهرگونه كمك ومساعدت چه مادي وچه معنوي دريغ نداشت .به نقل از همرزم شهيد مقاتلي حاج سيد اصغر جعفري دبير علوم تجربي مدرسه راهنمايي شهيد مقاتلي چاوشي :شهيد مقاتلي انساني خوش قلب وخوش خلق ومهربان مطيع وشجاع بود براي انجام واجبات حتي مستحبات فوق العاده اهميت قايل بود . درآن گرماي طاقت فرساي جنوب ايران   درگرماگرم بحبوحه جنگ روزه هاي مستحبي مي گرفت وصبح زودكه بچه هابه آب احتياج داشتند آب براي رزمندگان گرم وآْماده مي كرد . مديريت ورهبري فرماندهي ايشان بخصوص درگرماگرم عمليات با شجاعتي كه داشت راه گشابود . به نقل از حاج اسماعيل ماهيني از بوشهر : شهيد مقاتلي بسيار منظم بود هر كاري را به موقع انجام مي دادند .در زندگي شخصي رفاقت خوبي داشتند . انتظار نداشتند ديگران كارهايش انجام دهند .حتي بسياري از كارهاي ديگران را عهده دار مي شدند . ايشان در يك كلام بسيجي واقعي ونمونه بودند .شهيد به اهل بيت عصمت وطهارت علاقه وارادت مخصوصي داشتند در مجالس روضه خواني حضور مي يافت . با  شنيدن نام شهداء كربلا خصوصاً سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) اشك مي ريخت . به  همه محبت داشت . مهرباني بيش از حد ايشان همان راز داريش و اطاعت از فرماندهي ـ علاقه به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران امام خميني  (ره) ، شجاعت ،‌ شهامت ، بي باكي ، علاقه به قرآن ، نماز  و روزه ايشان  زبانزد خاص و عام بود .

    به نقل از برادر مجيد چاهشوري

    شهيد مقاتلي   يك سال دربوشهر در  منزل مابود . كوچك بودم به مدرسه نمي رفتم . شب در اتاق شهيد مقاتلي مي خوابيدم وقتي اهل خانه مي خوابيدند لامپ را خاموش مي كرد و چراغ فانوس را روشن مي كرد تا مزاحم ديگران نشود.

    به نقل از سيد حبيب الله علوي

    شهيد مقاتلي يكي از انقلابيون و دوستداران طراز اول و پروپاقرص و پاك باخته انقلاب بود . با شروع جنگ تحميلي ابتدا از طرف جهاد سازندگي بوشهر در چند نوبت به منظور كمك رساني به رزمندگان اسلام با تعدادي از نيروهاي جهاد ي بوشهر راهي جبهه هاي جنگ شد و بعد از آن به اتفاق معدودي از نيروهاي داوطلب بسيج بوشهر مستقيماً به اهواز رفتند (در حدود 300نفر) و در آنجا به ستاد جنگهاي نامنظم شهيد چمران پيوستند.

    شهيد جايگاه بسيار بالايي در خانواده داشت زيرا ايشان با محبت و احترامي كه به همه مي گذاشت باعث مي شد كه همه اورا دوست دارند و متقابلاً احترام و نگهداشتن شخصيت ايشان از طرف ما هر چقدر انجام مي گرفت مطمئناً پاسخگوي آن همه محبت نبود .

    از همان دوران كودكي ما تغييرات رفتاري شخصيت ايشان را كاملاً حس كرده بوديم ـ در نحوه رفتارش و فرمانپذيري از پدر و مادرم ما را متعجب كرده بود گاهي مي گفتيم اي كاش ما نيز مثل حسين صبور و برد بار بوديم .

    همه اعضاي خانواده را دوست داشتند ولي نسبت به مادرم حس دوستي عجيبي داشت همانقدر كه بگويم او در وصيت نامه اش مادرش را فرشته خدا براي مردم معرفي نمودند  بعد از شهادتش مادرم  برايش گريه   نكرد ،  بلكه خوشحال و شكر گذار خداوند بود.

    هميشه خوشحال بودند و دوباره با روحيه اي شادتر آرزوي برگشتن به جبهه را داشتند دوست داشت مرخصي اش زودتر تمام شود تا به جبهه برگردد .عشـــق به اســلام و امام و سر افرازي ميهن اســـلامي . عامل تشويق و   محرك اصلي وي براي  اعزام به جبهه بود.

     

    معرفي والدين شهيد

    پدرشهيد

    عبد الحسين فرزند محمد و نام مادر فاطمه پدر شهيد سر افراز جهاد سازندگي شهيد حسين مقاتلي ساكن روستاي چاوشي كه فردي خوش اخلاق  بود . از راه مهاجرت به كشورهاي عربي  نظير  قطر و دبي  تأمين  معاش مي نموده است ايشان  به كار كشاورزي ودامداري هم مشغول بوده است . ايشان از ازدواج باهمسرش سكينه قلندري صاحب فرزنداني چون ابراهيم ـ محمد ـ حسين و دختراني همچون شهر بانو ـ زينب  ومريم مي باشد در ضمن 2 تا از فرزندان ايشان به نامهاي حسن   در سن 7 سالگي و اسماعيل در دوران كودكي چشم از جهان بر بستند.

    پدر شهيد با همت والاي خويش در تربيت فرزندان خود كوشا بود چنانكه شهيد حسين مقاتلي را با تمامي مشكلات موجود تا اخذ مدرك ديپلم به مدرسه فرستاد . در همه حال حامي و پشت و پناه شهيد بود . پدر شهيد با تحمل رنج و سختي  خرج فرزندان خود را در مي آورد و باعث مي گشت كه فرزندانش در جامعه احساس سر افرازي و سر بلندي نمايند . وي با تلاش و كوشش و تحمل رنج و سختي به همراه همسر فداكارش كه در تمامي زمينه هاي كشاورزي و باغداري و دامداري دوشادوش همسر در تحمل مشقات زندگي كوشا بوده است   توانستند محيط امن و امان را براي اعظاء خانواده بويژه فرزند شهيدشان فراهم آورند .       محل تولد و زندگي وي در روستاي چاوشي و زندگي مشترك وي نيز در روستاي چاوشي آغاز شد در زماني به دليل گذراندن زندگي مجبور شد كه به كشورهاي همسايه عربي جهت پيدا كردن كار برود ، در اين ايام همسر با وفايش به خوبي از عهده تربيت و نگهداري فرزندان برآمده تا فرزندانش غيبت پدر را احساس  ننمايند . پس از پيروزي انقلاب و بعد از آغاز جنگ تحميلي در هر باري كه شهيد حسين مقاتلي  به جبهه مي رفت با روحي گشاده وي را بدرقه مي كرد . بعد از شهادت شهيد مقاتلي علاوه بر اينكه به اين فرزند شهيدش افتخار مي نمود همواره حامي و ياور خانواده شهداء روستا بود ه و است .

    مادر شهيد

    سكينه قلندري فرزند احمد   نام مادر شهر بانو .  مادر شهيد حسين مقاتلي نيز در روستــــاي چاوشي زندگي مي كرد . ايشان نيز فردي رئوف و مهربان و نو ع دوستي بود . در جهت كمك به همنوعان از هيچ كمكي فرو گذار نمي كر د .

    عشق و محبت وافري به اهل بيت عصمت و طهارت بويژه سرور شهيدان و آزادگان عالم امام حسين (ع) داشته و هميشه در محافل و مجالس عزاداري سرور آزادگان حضور داشته است . وي پس از ازدواج با عبد الحسين مقاتلي دوشا دوش همسر در گذراندن زندگي كوشا بوده است . فرزند شهيدش را به مجالس روضه خواني مي برد تا او را   سرباز سرافراز اسلام و انقلاب اسلامي و رهروي صادق براي امام راحل تربيت كند و در دامنش او را جان فداي اسلام بپروراند .

    وي نيز در راه تربيت فرزندانش بسيار تلاش نموده است و با كار و تلاش خستگي ناپذير توانستند امكانات لازم را براي تحصيل فرزند شهيدشان فراهم آورند . او را به سنگر علم و دانش فرستادند . شهيد نيز با همكاري لازم با اعضاي خانواده توانست به حق مزد زحمات و تلاشهاي روز افزون خانواده را به نيكي   دهد .  با شهادت خود نشان دهد ، كه چنين مادران و شيرزناني كه در مكتب امام حسين (ع) پرورش يافته اند چنين فرزندان شجاعي نيز  تربيت نمايند كه حافظ دين اسلام باشند . از خصوصيات بارز وي عشق و علاقه وافر   به ائمه اطهار امام حسين (ع) و حضور مستمر وي در مراسمات و روضه خوانيها بوده است . او خود نيز شيفته مولا و سرور آزادگان بود ، تا توانست فرزندي شجاع و نترس و خادم اسلام و امام پرورش دهد . وي انساني صبور ، كوشا و در همه حال يار و ياور خانواده و اهل محل بوده است . سرانجام اين مادر فداكار در تاريخ 3/3/1382 بر اثر بيماري چشم از جهان فرو بست و به سراي باقي شتافت . ادامه مطلب
    خاطراه

    شهيد مقاتلي تعريف مي كرد كه در يكي ازمناطقي كه مستقر بوديم تپه هايي وجود داشت بنام تپه هاي الله اكبر كه اين تپه ها در دست دشمن بود . تمام حركات ما زير نظر و ديد مستقيم دشمن بود و مرتباً مورد تهديد دشمن قرار مي گرفتيم و دستيابي به اين بلنديها براي نيروهاي اسلام بسيار حيا تي بود اما بيرون كردن دشمن در اين منطقه بسيار دشوار و تلفات سنگيني در بر داشت .

    پس از انجام مراحل  شناسايي منطقه توسط نيروهاي اسلام در يكي از شبها آماده و مهيا مي شند وبه  قصد گرفتن بلندترين تپه ، حركت خود را آغاز كرديم تا رسيديم به تپه و مي بايست از شنزار بسيار طولاني چند فرسنگي عبور نماييم .  بالاخره با تحمل و مشقت فراوان خود را تا پاي تپه رسانديم از اين به بعد هر لحظه عمليات حساستر مي شد نيروهاي ما 30 نفر بودند و با سينه خيز خود را كم كم به طرف بالا كشيديم.  نفسها را در سينه ها حبس مي كرديم زيرا كمترين و كوچكترين صدا ممكن بود حتي يكي از ما ها جان سالم به در نبريم . بالاخره به آخرين نقطه رسيديم همه ما هماهنگ با بانگ تكبير برق آسا به سمت دشمن كه دستپاچه شده بود و قدرت تك كردن را نداشت يورش برديم . شهيد مقاتلي مي گفت : در اين عمليات حتي ما يك تير هم شليك نكرديم و دشمن   پا به فرار گذاشته و تمام تجهيزات دشمن به دست رزمندگان اسلام افتاد .    عده اي هم اسير گرفتيم و اسرا را تفتيش كرديم  . شهيد مقاتلي مي گفت : من   به  يكي از اسرا   مشكوك شدم . پس از بازرسي مجدد و با دقت بيشتر   يك كلت كمري مسلح كه در بالاي پاهايش   مخفي كرده بود ، يافتم . او به دنبال فرصت بود تا در وقت لازم عليه ما بكار گيرد.

     

     

    راوي سيد حبيب ا... علوي ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار چاوشي
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید