مشخصات شهید

شهید حسن ناصری

181
نام حسن
نام خانوادگی ناصري
نام پدر محمد
تاربخ تولد 1329/04/03
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1376/09/29
محل شهادت بندرريگ
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت كادرنيروي انتظامي
شغل كادرنيروانتظامي
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن برازجان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    در سحرگاه يكي از روزهاي گرم تابستان سال 1329 هجري شمسي در خانهاي كوچك ولي در آغوش مادري دريا دل كودكي ديده به جهان گشود كه گرما كلام ووجودش مي بايست در آينده اي نه چندان دور طومار نامردمي ددمنشي ها را در هم پيچيده وبا خون سرخ خويش درختي زيبا را دربوستان شهادت به گل نشاند .شهيد روستاي دالكي از توابع خطه دلاور خيز دشتستان ديده به جهان گشود ودر همان محل ودر پناه خانواده اي كه جز مهر اهل بيت عصمت وطهارت مهري به دل نداشت خود را به سلاح آموختن مسلح ساخت وايمان را در سايه آگاهي در وجود خود بارور ساخت تا هيچگاه در كوران مبارزه با هواي نفس مست نكند در سال 1352 پس از اتمام خدمت مقدس سربازي وارد سازمان ژاندارمري گرديد تا اين سربازي باشد در خدمت حفظ وحراست از كيان كشورش ومامني باشد براي اقشار مختلف جامعه اش خدمت در ژاندارمري را درمناطق مختلف ميهن خود از كرزهاي سيستان وبلچستان گرفته تا كوهستان هاي سر به فلك كشيده فارس واز آنجا تا پهندشت خطه دلاور خيز بوشهر ادامه داد ودر كوران مبارزات امت قهرمان دوشادوش آنان دليرانه به مبارزه برخاست تا طومار ستم شاهي را درهم پيچيده ودر سايه رهبري هاي داعيانه امام راحل پاسدار گرانقدري براي نظام جمهوري اسلامي باشد .در سال 1370 وبدنبال تولد نيروي مولود انقلاب نيروي انتظامي لباس مقدس اين نيرو را زيبنده اندام خويش ساخت تا سنگرباني باشد برا يحراست از مرزوبوم ميهن اسلامي واو نيك مي دانست كه پاسداري از ارزش هاي انقلاب اسلامي جز نثار خونن ميسر نخواهد شد ودر اين راستا زاد روز فرزند  رسول خدا حضرت مهدي موعود در 15 آذرماه 1376 در درگيري با اشرار به لقاي معبود شتافت تا با نثار جان خود در عصر انتظار زمينه ساز ظهورش باشد تا سرير عدالت را به وجود منورش مزين سازد حاصل زندگي شهيد سه فرزند پسر و سه فرزند دختر است كه هموراه با الگو قرار دادن پدر خود آينده سازاني شايسته براي جامعه اسلامي خود خواهند بود روانش شاد وراهش هموراه پر رهرو باد . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب

    خاطرات فرزند شهيد حسن ناصري:


    آن وقت كه به خون وضو مي كردم        داني ز خدا چه آرزو مي كردم

    اي كاش مرا هزاران جان بود به تن        تا آن همه را فداي او مي كردم

    پدرم در شب هاي محرم به حسينيه ها مي رفت و تا صبح به سينه زني مشغول بود او در روز نهم عاشورا در منزل غذا درست مي كرد و با كمك اعضاي خانواده به همسايه ها ميداد و ميان فقراء تقسيم مي كرد. او با همه خوش رو بود و هميشه مي گفت نمازتان را اول وقت بخوانيد چون ثواب نماز اول وقت هزاران بيشتر از نمازهايي ديگر است كه اول وقت خوانده نمي شود.درآخرين ورزي كه مي خواست به محل كارش برود از صبح از منزل بيرون نرفت وبا برادر كوچكم بازي مي كرد وبا مادرم به بازار رفتند وخريد كردند. خلاصه تمام وقت از برادر كوچكم كه 2 سال بيشتر نداشت جدا نمي شد. خيلي در ورز آخرش خوشحال بود و روز 14 شعبان كه مي خواست به محل كارش برود به احترام مردگان شيريني گرفت و در بين همسايه ها تقسيم كرد ساعت ها در كنار مادرش بود وبا او صحبت مي كرد. به عكاسي رفت و يك فيلم گرفت و به خانه آورد و عكس گرفت و ما بي خبر از همه جا پدرم خود خبر داشت كه ماموريت دارد . واين آخرين خاطره اي بود كه از پدرم دارم و همواره اي پدر عزيز روحت شاد ويادت گرامي باد. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید