مشخصات شهید

شهید حسن دریا

217
نام حسن
نام خانوادگی دريا
نام پدر محمد
تاربخ تولد 1333/01/11
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1367/05/11
محل شهادت منطقه جنوب
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات دوره ابتدايي
مدفن شنبه
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • زندیگنامه شهید

    شهيد گرانقدر حسن دريا فرزند محمد در سال 1333 در خانوادة مستضعف اما مذهبي و اهل علم در روستاي شنبه به دنيا آمد . چند روزي از زندگيش سپري نشده بود كه مادرش را از دست مي‌دهد و هرگز مهر مادري را نمي‌بيند . در سن 5 سالگي پدرش را نيز از دست مي‌دهد . عموي بزرگوارش زائر محمد بردستاني كه يكي از روحانيون منطقه بود، عهده‌دار سرپرستي وي گرديد .

    با توجه به اينكه عمويش كلاس درس قرآن و احكام اسلامي داشت. ايشان نيز در اين كلاسها شركت مي‌نمود . پس از اينكه دورة مكتب را به پايان رساند و تا حدودي رشد يافته بود و نياز به كسب علم بيشتر داشت، عمويش را نيز از دست مي‌دهد . در اين زمان بود كه روزگار سخت و پر از فراز و نشيب براي شهيد شروع شد و بار سنگين مسئوليت زندگي را بر دوش خويش احساس نمود و براي سرپرستي تنها خواهرش آستينها را براي تندرستي و فراهم كردن مايحتاج زندگي بالا مي‌زند و براي كاركردن راهي شهر بوشهر مي‌گردد . سالهاي زيادي با جمعي دوستان و هم‌محليهاي خود در شركت ساختماني مشغول كار شد و شغل بنايي را انتخاب كرد . با طلوع فجر انقلاب اسلامي و مبارزة ملت قهرمان ايران، شهيد با كارگران شركت براي از پادرآوردن رژيم پهلوي دست از كار مي‌كشند و به روستا برمي‌گردند . پس از پيروزي انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي احساس مسئوليت كرده و با تعدادي از دوستانش، در سال 1360 جزء اولين گروه اعزامي از روستاي شنبه به ميادين جنوب بودند . پس از اعزام به جبهه و گذراندن يك دورة آموزشي فشرده به مدت 7 روز در پادگان شهيد بهشتي اهواز با همرزمانش به خط مقدم جبهه (منطقة دار خوئين و محمديه) رهسپار گشت . با فرمان تاريخي امام خميني(ره) در خصوص شكست حصر آبادان، در عمليات ثامن‌الائمه شركت نمود و پس از پيروزي رزمندگان اسلام در اين ناحيه به زادگاهش بازگشتند . شهيد نمي‌توانست درحالي كه كشور در آتش دشمن مي‌سوخت، با نشستن در كنار خانواده، خود را قانع سازد . به همين منظور براي دومين بار در سال 1362 به تنهايي عازم ميادين نبرد حق عليه باطل گرديد و در جبهة غرب به خدمت به اسلام مشغول شد . پس از گذشت يكماه سرانجام توسط دشمن از ناحية كمر و شكم مورد اصابت گلوله قرار گرفت و از همين ناحيه فلج شد . پس از مدتي در بيمارستان همين وضعيت را سپري نمود و معاينات پزشكي ثمر نداد و ناچار شد به روستا برگردد . با توجه به مشكلات بدني و جسمي اينقدر به مسجد و مراسمات مذهبي پايبند بود كه با هر وضعيتي خود را به اين اماكن مي‌رسانيد . ايشان در روستا هم كه بود دست از فعاليت و خدمت به مردم برنداشت و به خاطر حس اعتماد و احترام و محبوبيتي كه نزد مردم داشت او را به عنوان يكي از اعضاء شوراي اسلامي محل انتخاب نمودند . از خصوصيات بارز شهيد پشتكار و دليري وي بود . در خانه هم كه بود با اخلاق خويش خانواده را مجذوب خود ساخته بود .

    هرگز از دردي كه داشت شكايت نمي‌كرد تا اينكه در مورخه 11/5/67 در بيمارستان سعدي شيراز به خيل شهيدان پيوست .
    ويژگيهاي اخلاقي و رفتاري شهيد

    شهيد دريا فردي متين و متواضع بود . با همه خوش‌برخورد و مهربان بود . به نرمي و آرامش سخن مي‌گفت . هيچگاه نديدم و نشنيدم كه با لحني تند با كسي برخورد داشته باشد .

    برخورد با اقوام و بستگان

    چون شهيد از دوران كودكي پدر و مادرش را از دست داده بود و طعم سختيهاي زندگي را چشيده بود و دور از آغوش پدر و مادرش بزرگ شده بود وابستگي خاصي به پدربزرگ و عموهايش داشت . هميشه به آنها سرمي‌زد و از احوال آنها خبر مي‌گرفت .

    پايبندي به ارزشها

    شهيد دريا چون در يك خانواده متدين و روحاني متولد شده بود به اعتقادات و باورهاي مذهبي و ملي احترام خاص مي‌گذاشت . در مراسمات مذهبي شركت فعال داشت . خصوصاً زماني كه جانباز بود و در ويلچر زندگي را مي‌گذراند خود را به مراسمات ايام محرم و صفر مي‌رساند .

    ويژگيهاي خاص

    پاكي ـ صداقت ـ مهر ـ سخت‌كوشي در چهره‌اش موج مي‌زد . هيچگاه از مشكلات زندگي نناليد و هميشه خدا را به ياد داشت و شكرگزار نعمتهايش بود .

    عضو فعال شوراي اسلامي

    به خاطر محبوبيت خاصي كه نزد مردم داشت و سخت‌كوشي و پشتكاري كه از او سراغ داشتند، مردم او را به عنوان يكي از اعضاي شوراي اسلامي انتخاب كردند . چندسالي در اين سمت بدون چشم‌داشت مزد يا حقوقي به مردم روستايش صادقانه خدمت نمود.

    رابطه با اعضاء خانواده

    به فرزندانش عشق مي‌ورزيد . به آنها علاقة خاصي داشت . با همسرش بسيار مهربان بود . تنها خواهرش را خيلي خيلي دوست مي‌داشت . و هميشه به ديدن او مي‌رفت اگر روزي فرامي‌رسيد كه فرصت اينكار را پيدا نمي‌كرد، خواهرش پيش او مي‌آمد و از احوالش باخبر مي‌شد .

    دوران جانبازي

    هيچگاه در دوران جانبازي از دردي كه داشت به كسي شكايتي نكرد . آنقدر دردش را تحمّل مي‌كرد كه درد از دست او به ستوه آمده بود . لحظه‌اي از فكر خدمت به مردم فاصله نگرفت هميشه دوست داشت تا جائي كه توان دارد در خدمت مردم باشد و براي مردم خدمت نمايد . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار شنبه
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید