مشخصات شهید

شهید جلیل جمشیدی

20
نام جليل
نام خانوادگی جمشيدي
نام پدر حسين
تاربخ تولد 1348/06/30
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1361/12/24
محل شهادت جنوب
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن دهداري
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • شعر
  • شهيد جليل جمشيدي در سال ١٣٤٨ در روستاي دهداري ديده به جهان گشود . پس از دوران کودکي با علاقه فراوان به مدرسه رفت و دوران ابتداييرا در روستاي دهداري به اتمام رسانيد . در مدرسه از نظر اخلاق و درس شاگرد اول بود . پس از دوران ابتدايي جهت ادامه تحصيل به خورموج عزيمت نمود و در مدرسه راهنمايي ادب شروع به تحصيل نمود و در سال ١٣٦٠ با علاقه شديدي که به قرآن داشت به مکتبرفت ، پس از يک ماه قرآن را ياد گرفت ، وبه علت گرفتاري که براي معلم جليل پيش آمد معلم جليل را جهت اداره نمودن کلاس انتخاب نمود . پس از تابستان پس از تابستان چند بار به بسيج مراجعه و تقاضاي اعزام  به جبهه نمود و به علت کم بودن سن وي از اعزام ايشان خودداري نمودند . او مي گفت خدايا روزي مي شود که من بتوانم در اين دانشگاه راه پيدا کنم . دانشگاهي که استادش حضرت مهدي (عج) و نائبش حسين زمان امام خميني بزرگ است . دانشگاهي که از مکتب « هل من ناصرٍ ينصرني » حسين زمان خميني کبير لبيک گفته ، او مي گفت که خداي بزرگ توفيق عطا بفرما تا بتوانم پاسداري اين براي خون شهدا باشم .

    روزي با تعدادي از دوستانش که عاشق جبهه بودند جهت اعزام به بسيج خورموج مراجعه نمودند و به اصرار زياد مسئول بسيج را راضي نمودند که آن ها را اعزام نمايند و بصورت اجبار جهت ديدن دوره آموزشي به کازرون اعزام و پس از دورة آموزشي در مورخه ٢٢ بهمن روز پيروزي خون بر شمشير براي آخرين بار جهت ديدار به محل برمي گردد و در همين روز در رژه ٢٢ بهمن عضو گروه مقاومت شهيد حسين پور در مراسم شرکت مي نمايد و با کليه دوستان وداع مي کند . او پس از عزيمت به شيراز به کربلاي غرب اعزام و در قصر شيرين مشغول پاسداري از حريم جمهوري اسلامي مي شود او که گمشده خود را باز يافته بود آن چيزي که برايش رنج مي برد رسيده بود و در مورخه ٢٤/١٢/١٣٦١ در حين پاسداري از خون شهيدان به هدف اصلي خود و به لقاء الله که همانا هدف همه است رسيده . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . ادامه مطلب
    با سلام و درود به رهبر کبير انقلاب اسلامي امام خميني (ره) و سلام فراان به روان پاک شهيدان در راه خدا و سلام به رزمندگان پتوان اسلام وصيتنامه خود را آغاز مي کنم .

    من امروز که تاريخ ١/١١/٦١ مي باشد ، که به جبهه حق عليه باطل اعزام مي شوم و هيچکس مرا مجبور نکرده است به جبهه بروم و با خواست خودم به جبهه مي روم اينک که به آرزويم که همان رفتن به جبهه و به لقاء الله پيوستم . در راه خدا بوده است ، رسيده ام خوشحالم که جبهه مي روم .

    خداوندا اينک که به آرزويم رسيده ام تو را شکر و سپاس مي گوييم که مرا موفق کردي و مرا مورد لطف و عنايت خود قرار دادي . انقلاب اسلامي ما همواره به خون احتياج دارد و بايد خون ريخت تا درخت اسلام پايدار بماند . پيامم به ملت شهيد پرور ايران اين است که امام را تنها نگذاريد و همواره  گوش به فرمان او باشبد و تا مي توانيد راه شهيدان را ادامه دهيد و نگذاريد تا خون شهيدان پايمال شود و تا مي توانيد نگذاريد اين منافقين کوردل شخصيت هاي ما را شهيد کنند و آنها را نيست و نابود کنيد .

    پيامم به خانواده ام اين است که ناراحت من نباشيد از اينکه فرزند شما شهيد مي شود ، بلکه خوشحال باشيد که چنين فرزندي را تربيت کرده ايد که الان مي خواهد در راه اسلام بجنگد تا شهيد شود و تواي پدر عزيز صبر راپيشه کن که خدا صابرين را دوست دارد و هيچ ناراحت نباش .

    و تو اي مادر مهربانم که سال ها براي من زحمت کشيده اي از اينکه نتوانستم زحمت هاي تو را جبران کنم متأسفم ، خون من که از خون بهشتي ها ، رجايي ها ، باهنرها ، دستغيب ها رنگين تر نيست . در پايان پيروزي رزمتدگان اسلام را از خداي بزرگ خواهانم .

    اي مادر عزيز صبر زينبي پيشه کن و هميشه صابر باش .

     

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    او فردي متقي متعهد و در عين حال شجاع و با شهامت با تمام اين ويژگي سراسر عشق و صداقت بود . در انديشهايشان همه چيز زيبا بود ، در اين خراب آبتد دنيا صداقت را جويا بود . به ائمه اطهار (ع) ارادت ويژه داشت در کارها به خدا توککل داشت و بسيار متدين بود . او نسبت به پدر و مادرش احترام خاصي قائل بود و با تکريم و ادب با آنان برخورد مي کرد . او در مدرسه فردي ممتاز بود . او از نظر درسي بهترين دانش آموز بود و قاري قرآن بود .

    کسي که قلبش محبت عشق و عاطفه بود و در غياب آلاله هاي شهيد حضور  مهر آميز داشت سرانجام به کرشمه پر ناز يار ، دل به جان باخت و سفري به امتداد آبي آسمان در صبحي روشن و پر شوق آغاز نمود .

    نامش جاويد که  تماميت ايثار به خاک غنود .

     

      ادامه مطلب
    لاله ي ديگر جليل جمشيدي است      بر بهشتش وعده­ي جاويدي است

    او در سال چهل و هشت در دهدار      زاده شد خوشحالي اهل وديار

    کرد به پنجم به دهداري تمام         در دبستان بود شاگردي بنام

    بود اول در صف اخلاق و درس     جان به کف آمده ،آزاد و نترس

    تا که در خورموج در دار ادب      در پي دانش بر آمد روز و شب

    رفت او در مکتب قران و دين       بعد ،هي خواند قران مبين

    او که کوچک بود در سن وسال         شد ز اصرارش ،اعزامش محال

    آرزو دارم روم در جبهه­ها    در ره مهدي کنم جان را فدا

    جبهه دانشگاه عشق و کربلاست         جبهه خلوتگاه مردان خداست

    اي خدا ما را توفيقي نما      تاکنم در راه حق جانم فدا

    چون که از دل عاشقي اعلام کرد       ياري ياران ، ورا اعزام کرد

    تا که آموزش ببيند بهر دون          دوره­اي را ماند او در کازرون

    تا که بيست و دوي ِ بهمن بازگشت       روز آخردر بر ياران نشست

    او وداع مي کرد پر سوز و گداز       بعد از آن آمد سوي شيراز باز

    او که پيدا کرد ناپيداي خود      وصل آمد بر دل شيداي خود

    بيست و چهار شصت و يک اسفند ماه      روحشان پيوست با روح اله

    اين وصيت­نامه­ها دريايي است       حرفهايش حرف بي پروايي است

    با سلام بر رهبر و پير خمين          با درود بر کشته راه حسين

    بر تو اي گمگشته­ي درياي عشق     با چه است همقافيه دانم جز به عشق

    من به جبهه مي روم با اختيار        مي روم با عشق با صد افتخار

    کس مرا مجبور بر کاري نکرد        جز خدا کس عشق را جاري نکرد

    آرزويم بوده تا آنجا روم         از پليدي دنيا وارهم

    من به دل خوشحالم از بهر خدا       در ره حق جان اگر گردد خدا

    اي خدا از من تو را صدها سپاس      تو نشان دادي مرا گلهاي ياس

    دوست دارم ياس­ها و لاله­ها     دوست دارم اشک­ها و ناله­ها

    اين خميني مرد برّ و بحرهاست         نام او چشم و چراغ دهرهاست

    پا اگر جاي ِ پي رهبر نهيد        گوش بر اقوال پاک او دهيد

    چون هدف الله ­ست اللهُ معک      عشقبازي هست شيرين چون رطب

    اين شهيدان داده­اند راه را نشان       راهروي بايد در اين ره بي نشان

    خونشان سرخي دشت لاله­ها      نامشان سرخط خونين نامه­ها

    گر چه دشمنن سروها از ما گرفت         خط و پيمان خدا نتوان گرفت

    اي پدر برکشته­ات صبري نما       صبر است قرآن و فرمان خدا

    چون بهشتي ، باهنر ، دستغيب رفت       پس به مرگ من نبايد ديده خست

    باهنر رفت باهنرهايي هزار       پس مکن در مرگ من تن را نزار

    صبر را مانند زينب پيشه کن       ريشه­ي دشمن ز صبرت تيشه کن

    روح او شاداب و راهش مستدام        روضه­ي روح پرورش بادا به کام ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار دهداري
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید