مشخصات شهید

شهید بهرام فرشادفر

409
نام بهرام
نام خانوادگی فرشادفر
نام پدر احمد
تاربخ تولد 1345/11/01
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1365/10/04
محل شهادت جزيره مينو
مسئولیت فرمانده دسته
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن خورموج
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد بهرام فرشاد فر فرزند حاج احمد در خانواده‌اي ساده و پر تلاش و متدين در شهر خورموج متولد شد. شهيد تحصيلات ابتدائي _ راهنمائي را در آموزشگاه ادب خورموج به اتمام رساند و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان ابوذر سپري نمود كه مصادف با جنگ تحميلي شد. از اين رو در آبان 65 از طرف بسيج جهت آموزش اوليه به نيرگاه اتمي (محل آموزش نظامي) به همراه ديگر رزمندگان راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل گرديد و در منطقه عملياتي خرمشهر مستقر گرديد. شهيد فرشاد در عمليات كربلاي4 در منطقه (ام رساس) در ناحيه جزيره مينو به فيض شهادت نائل گرديد. يعني در مورخه 5/10/65 به لقاءالله پيوست. با اينكه تا سه ماه پيكر مطهرش مفقود بود ولي گروه تجسس، جسد مطهرش را شناسائي و در گلزار شهداي خورموج به خاك سپرده شد.

    لحظات روحاني شهادت:

    هر چند بهرام فرشادفر به تحصيل علاقه داشت اما فرمان را مبني بر حضور در جبهه‌ها تكليف واجب و شرعي دانست و در همين راستا در آبان سال 65 جهت آموزش به منطقه‌اي در كنار نيروگاه اتمي بوشهر رفت و پس از 45 روز وتكميل دوره آموزشي به همراه ديگر رزمندگان راهي جبهه‌هاي حق بر عليه باطل شد. محل مأموريت او جزيره مينو در جنوب آبادان بود. پس از شركت در عمليات كربلاي4 به فيض شهادت نائل گرديد. اما از تاريخ 5/10/65 كه خبر شهادت او را به خانواده‌اش دادند تا سه ماه پيكر مطهرش مفقود بود گروه تجسس پش از تفحص بسيار پس از سه ماه جسم مطهرش را به خانواده مسترد داشتند. تا در گلزار شهداي خورموج به خاك سپرده شود. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    شهيد در مصاحبه با پدر شهيد( حاج احمد فرشادفر)

    - شهيد فرزند چندم شما بود؟و ويژگي‌هاي برجسته او چه بود؟

    شهيد بهرام فرزند كوچك خانواده بود. شهيد فعال بسيج_ احترام زياد نسبت به پدر و مادر _ پر تلاش و علاقمند به همكاري در خانه، سعي مي‌كرد در هر حالت رضايت پدر و مادر را جلب نمايد.

    - ارتباط شهيد با اعضاء خانواده؟

    علاوه بر حرمت زياد نسبت به پدر و مادر نسبت به برادران و خواهر نيز احترام زيادي قائل بود و نه تنها در خانه، برخورد شهيد در جامعه و بين مردم نيز همراه با ادب و احترام بود.

    - عكس العمل شما پس از خبر شهادت شهيد.

    هر چند پدر بودم و داغ جوان بسيار مشكل وسنگين اما به عنوان پدر شهيد افتخار كرده و مي‌كنم كه پسرم در راه خدا و انقلاب به شهادت رسيد.

    - در حال حاضر چه مي‌كنيد؟

    سنم 70 سال است و جهت ادامه زندگي تلاش مي‌كنم، هر چند مادر مهربان شهيد كه همسر دلسوز و خوبي براي من بود چند سال پيش به رحمت ايزدي پيوست و ما را تنها گذاشت. اما جهت شادي روح مطهر شهيد صبر و حوصله را پيشه گرفته و تلاش مي‌كنم.

     

    شهيد در مصاحبه با برادر شهيد.(غلامحسين فرشادفر)

    - خوتان را معرفي كنيد و ارتباطتان را با شهيد بيان كنيد.

    غلامحسين فرشادفر بزرگترين برادر شهيد مي‌باشم. از احترام زياد به خود و رفتار و كردار كه براي بنده هم بسيار دوست داشتني.

    - ويژگي‌هاي برجسته شهيد به نظر شما.

    با قرآن بسيار مأنوس بود – فعاليت مستمر وخستگي ناپذير با بسيج- و پيوسته در ذكر و دعا بود.

    - به نظر شما بزرگترين آرزو و هدف برادر شهيدتان چه بود؟

    در تمام لحظاتي كه با او تنها شدم هميشه آرزوي شهادت داشت.

    - در مورد اولين اعزام شهيد به جبهه و محرك شهيد در اين راه چه بود؟

    اولين بار در سن 13 يا 14 سالگي به جبهه رفت، اما بيشتر از همه عوامل عشق و علاقه به امام امت و فرمان واجب الاطاعه او محرك اصلي بود.

    - با توجه به گذشت چند سال از شهادت برادرتان،حضور او را چقدر در زندگي احساس مي‌كنيد.

    بنده به عنوان عضوي از خانواده شهيد روح سبز او را در لحظه‌لحظه زندگي و حاضر و ناظر بر اعمال خويش مي‌بينم و در نتيجه ما خانواده شهداء بايد مراقب اعمال و رفتار خود باشيم. ادامه مطلب

    • متدين – مأنوس با قرآن ومسجد و ذكر و دعا

    • احترام به پدر ومادر وجلب رضايت آنها وهمكاري با تمام اعضاء خانواده.

    • شوخ طبع ، متبسم و خوش برخورد كه خود نشانه مؤمن واقعي است.

    • قبل از اينكه به سن تكليف برسد با بسيج همكاري مستمري داشت و از ويژگي‌هاي شهيد اينكه در سن 13-14 سالگي با اصرار خودش به جبهه رفت.

    • تمام سخنراني‌هاي حضرت امام را گوش مي‌داد و عشق و علاقه زيادي به ايشان و فرامين حضرت امام داشتند.


    همسفر با خاطرات شهيد بهرام فرشادفر:

    نماز شب در سخت‌ترين لحظات: (نقل از حسين رضائي همرزم شهيد)

    در سخت‌ترين لحظاتي كه ما در محاصره دشمن بوديم و با عراقي‌ها 20 متر بيشتر فاصله نداشتيم بهرام وضوگرفت و به نماز شب ايستاد. او در آن لحظات فقط يك جمله گفت: مگر امام حسين(ع) روز عاشورا در مقابل دشمن با آن همه تير نمازش را به وقت نخواند؟

    دعا براي شهادت: (نقل از همرزم شهيد حسين رضائي)

    يك شب به عمليات كربلاي4 مانده – فرمانده تمام رزمندگاني كه سن كمي داشتند جدا كرد كه بهرام هم بود. وقتي كه او را ديدم گريه مي‌كرد از من خواست به خاطر رابطه‌اي كه با فرمانده داشتم از او خواهش كنم تا او را در حمله شركت دهد. وقتي وضعيت او را براي فرمانده شرح دادم و با خواهش من پذيرفت به طرف بهرام آمدم و خبر موافقت را به او دادم. اوگفت قبل از اينكه تو بيائي با چشم‌هاي اشكبار از خدا خواستم تا شهادت را نصيبم كند.

    شهيد و مفقود الاثر در شب عمليات: (نقل از همرزم شهيد كاوياني نسب)

    در شب عمليات كربلاي 4 ولو رفتن طرح عملياتي كه مجبور به عقب نشيني بوديم و بهرام به شدن=ت مجروح شده بود. و آب در جهت خلاف حركت ما حركت مي‌كرد، تا مسافتي بهرام را با خود آورديم و شدت جريان آب و امواج سنگين باعث شد ما بهرام را گم كنيمو نتوانيم او را با خود ببريم، و تا سه ماه از پيكر مطهر و سرنوشت بهرام خبري نداشتيم. سه ماه بعد در حمله‌اي ديگر و باز پس‌گيري مواضع قبلي جسم مطهر شهيد بهرام فرشادفر را پيد كرديم. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار خورموج
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید