یك كنف دارم

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
از بازی هایی كه بیش تر به منظور نوعی نرمش و از بین بردن حالت خمودی و مهم تر از همه تمركز فكر و حواس رواج داشت . بازی “ یك كنف دارم“ یا رفیق بگیر“ و “رفیقم بگیر“ بود. بازی به این ترتیب بود كه یك نفر از میان جمع به عنوان رئیس گروه […]
از بازی هایی كه بیش تر به منظور نوعی نرمش و از بین بردن حالت خمودی و مهم تر از همه تمركز فكر و حواس رواج داشت . بازی “ یك كنف دارم“ یا رفیق بگیر“ و “رفیقم بگیر“ بود. بازی به این ترتیب بود كه یك نفر از میان جمع به عنوان رئیس گروه به نفر بغل دست خود می گفت:“ رفیق بگیر“و او جواب می داد“چه چیز را؟“ پاسخ می شنید:“كلاف را“، در حالی كه یك دست خود را می چرخاند و تظاهر به گرداندن كلاف می كرد . نفر دوم بعد از تكرار حركت دست رئیس می پرسید :“ حالا چه كارش كنم؟“ و ایشان جواب می داد:“ بده به داداش بعدی “ و همین طور این عمل جریان پیدا می كرد و دور می گشت تا می رسید دوباره به شخص مسئول . او این بار دست دیگرش را به گردش در می آورد با همان عبارت :“ یك كنف دارم بگیر داداش“ و بعد از او دیگران تا اخر گفتۀ او را بازگو می كردند و دستشان را می چرخاندند و به همین نحو نوبت به پاها و بعد از آن سرو گردن می رسید و اگر كسی در میان جمع یكی از این حركات را با دیگری به هم می آمیخت و تمركز و مقاومتش را از دست می داد از دور بازی خارج می شد و بقیه آن قدر ادامه می دادند تا یك نفر اخر كه برندۀ بازی بود باقی می ماند. این بازی اغلب در چادر و سنگر و فضای بسته انجام می شد و چنانچه در محوطۀ گردان انجام می شد و خمپاره ای سربزنگاه می رسید، وقتی یكی می پرسید:“ چه چیز را بگیرم؟ “ با شنیده شدن صدای سوت خمپاره طبیعتاً می گفتند: “خمپاره را !“