گروه شناسایی

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
شب ها بچه ها را برای شناسایی به جلو هدایت می كردیم. یكی از بچه ها هر روز عصر كه می شد می گفت مرا صدا بزنید تا همراه شما بیایم. اما وقتی دنبالش می فرستادیم بهانه می آورد كه فعلاً ناراحتی مزاجی دارم، شب دیگر می گفت سرم درد می كند و خلاصه هر […]
شب ها بچه ها را برای شناسایی به جلو هدایت می كردیم. یكی از بچه ها هر روز عصر كه می شد می گفت مرا صدا بزنید تا همراه شما بیایم. اما وقتی دنبالش می فرستادیم بهانه می آورد كه فعلاً ناراحتی مزاجی دارم، شب دیگر می گفت سرم درد می كند و خلاصه هر شب چیزی می گفت و طفره می رفت. شبی پوتینش را به آن طرف خاكریز پرت كردم و او مجبور شد برای برداشتن پوتینش به آن جا برود. با این كار ترسش ریخت وبعد از آن یكی از افراد ثابت گروه شناسایی شد كه در كارش زبده و ماهر بود.