پسر شجاع

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
اسم پدر من شجاع است. هر وقت در جبهه اسم و نشانی و مشخصات می خواستند، حكایتی داشتم! دوست و آشنا، خودی و غریبه بر نمی داشت. كافی بود كسی بشنود كه نام پدر من شجاع است. باید خیلی آهسته به نحوی كه فقط مسئول و نویسنده متوجه بشود می گفتم شجاع، چون در غیر […]
اسم پدر من شجاع است. هر وقت در جبهه اسم و نشانی و مشخصات می خواستند، حكایتی داشتم! دوست و آشنا، خودی و غریبه بر نمی داشت. كافی بود كسی بشنود كه نام پدر من شجاع است. باید خیلی آهسته به نحوی كه فقط مسئول و نویسنده متوجه بشود می گفتم شجاع، چون در غیر این صورت گاو پیشانی سفید می شدم. در صف دست شویی، موقع ورزش صبحگاهی، وقت خواب، غذا و خلاصه هر كجا كه تصورش را بكنید، آسایش نداشتم. بلند صدا می زدند:«چطوری پسر شجاع!» بعد همۀ سرها به طرف من بر می گشت.