وقتی دو تا فانتوم بلند می شوند

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
اعتنایی به تذكر آن ها نكرد و دوباره شروع كرد حرف خودش را زدن. مثل این كه می خواست به هر نحوی شده صدای بچه ها را در بیاورد و موجب بشود كه با او برخورد كنند و نهایتاً بگوید كه دیدی نمی توانی عصبانی نشوی. آن ها صحبت می كردند و این مدام پارازیت […]
اعتنایی به تذكر آن ها نكرد و دوباره شروع كرد حرف خودش را زدن. مثل این كه می خواست به هر نحوی شده صدای بچه ها را در بیاورد و موجب بشود كه با او برخورد كنند و نهایتاً بگوید كه دیدی نمی توانی عصبانی نشوی. آن ها صحبت می كردند و این مدام پارازیت می فرستاد و می رفت روی فركانس آن ها، یك مرتبه یكی از آن ها در حالی كه تظاهر به خشونت می كرد گفت:« چند دفعه بگویم بابا، وقتی دوتا جت فانتوم بلند می شوند یك هلی كوپتر نمی نشیند تپ تپ كند، وقتی دوتا دوشیكا و صدا خفه كن كار می كنند یك كلاغ كیش كن تق تق نمی كند»، «وقتی دوتا كامپیوتر مشغول حساب كردن هستند یك چرتكه خودش را نمی اندازد وسط چریق چریق نمی كند، وقتی دو تا معمار صحبت می كنند یك كارگر نمی گوید بیلم كو باز هم بگویم؟!».