وضو داری

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
هر كاری می كرد آخر حرف خودش را می زد. آنهایی كه اهل احتیاط بودند خیلی از او حساب می بردند. چون بیشتر اشارات و كنایاتش بر می گشت به آنها. به خیال خودش می خواست بگوید شما دیگر زیادی مخلص هستید! پیاده بشویم با هم برویم. مثلاً یك وقت كه با یكی از برادران […]
هر كاری می كرد آخر حرف خودش را می زد. آنهایی كه اهل احتیاط بودند خیلی از او حساب می بردند. چون بیشتر اشارات و كنایاتش بر می گشت به آنها. به خیال خودش می خواست بگوید شما دیگر زیادی مخلص هستید! پیاده بشویم با هم برویم. مثلاً یك وقت كه با یكی از برادران اهل مطالعه جلسۀ پرسش و پاسخ داشتیم و همه جمع بودند به او گفت:«حاج آقا وضو دارید؟» حاجی، از همه جا بی خبر، با تعجب گفت:«آره، چطور مگر؟» بعد پُررو پُررو گفت:«هیچی، همین جوری. خواستم ببینم با من صحبت می كنید وضو دارید یا نه» و حاجی با بزرگواری گفت:«البته. مگر میشود با وضو با شما صحبت كرد».