من خیلی جبهه را دوست دارم

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
از آن رفقایی بود كه لفظ قلم حرف می زد. می گفت:«می دانید، حقیقتش من جبهه را دوست دارم، خوب البته اگر جایی باشد كه خطر نداشته باشد، غذا هم دو وعده جوجه كباب بدهند بهتر است. نه خیال كنید برای كبابش می گویم ها، آخر معده من ناراحت است، دكتر گفته باید از خودت […]
از آن رفقایی بود كه لفظ قلم حرف می زد. می گفت:«می دانید، حقیقتش من جبهه را دوست دارم، خوب البته اگر جایی باشد كه خطر نداشته باشد، غذا هم دو وعده جوجه كباب بدهند بهتر است. نه خیال كنید برای كبابش می گویم ها، آخر معده من ناراحت است، دكتر گفته باید از خودت مواظبت كنی، گفته نباید زیر نور مستقیم خورشید بمانی. جاهای پر سر و صدا كه باعث فرسایش اعصاب می شود نروی، بدنم هم به آب حساسیت دارد نمی توانم با هر آبی استحمام كنم، خلاصه می خواهم بگویم واقعاً اگر عذر نداشتم دلم می خواست سال به دوازده ماه در جبهه باشم، چه چیزی بهتر از این كه آدم برای دفاع از آب و خاك و ناموسش بجنگد. من همیشه به شما غبطه می خورم. خوش به حالتان واقعاً چه سعادتی!».