مصاحبۀ اختصاصی

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
خبرنگار صدا و سیما آمده بود منطقه كه گزارش تهیه كند. روزی بود كه می خواست برود به رزمندگانی كه دورش را گرفته بودند گفت:«می خواهم خاطره كه نه، جوكی برایتان تعریف كنم؛ دوستی داشتیم كه یك بار آمده بود جبهه، مثل من مأموریتی، می گفت من حدود بیست دقیقه فیلم داشتم و می خواستم […]
خبرنگار صدا و سیما آمده بود منطقه كه گزارش تهیه كند. روزی بود كه می خواست برود به رزمندگانی كه دورش را گرفته بودند گفت:«می خواهم خاطره كه نه، جوكی برایتان تعریف كنم؛ دوستی داشتیم كه یك بار آمده بود جبهه، مثل من مأموریتی، می گفت من حدود بیست دقیقه فیلم داشتم و می خواستم از آن به نحو احسن استفاده كنم، برنامه ریزی كردم، تقریباً برای هر نفر یك دقیقه، در حد معرفی و پیام. با اولین نفر شروع كردم؛ نور، صدا حركت یك دقیقه شد، دو دقیقه، سه دقیقه، یك وقت به خودم آمدم دیدم نوار تمام شده و دوست بسیجی ما هنوز خودش را معرفی نكرده است! در عوض تا دلتان بخواهد آیه و حدیث خواند و ما هم در عالم لوطی گری گفتیم خیالی نیست و توی ذوقش نزدیم، اما پشت دستم را داغ كردم كه دیگر ملاحظه نكنم».