مسكن سنگر

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
برادری بود دانشجوی رشتۀ پرستاری، در میدان كانال، وظیفۀ نگه داری از همۀ مجروحان با او بود. غیر از پانسمان كردن و شست و شوی زخم از انجام ندادن بقیۀ امور به خاطر نداشتن وسیله همیشه شرمنده بود. از حواشی و متن چفیه و لباس و تن پوش شهدا و مجروحان باند درست می كرد. […]
برادری بود دانشجوی رشتۀ پرستاری، در میدان كانال، وظیفۀ نگه داری از همۀ مجروحان با او بود. غیر از پانسمان كردن و شست و شوی زخم از انجام ندادن بقیۀ امور به خاطر نداشتن وسیله همیشه شرمنده بود. از حواشی و متن چفیه و لباس و تن پوش شهدا و مجروحان باند درست می كرد. وقتی بچه ها از او قرص و كپسول می خواستند و چیزی در كوله نداشت به عواملی روانی رو می آورد. به این صورت كه سنگ ریزه هایی را كه پیشاپیش تدارك دیده بود به جای قرص والیوم در چشم به هم زدنی در دهان زخمی ها می گذاشت و یك لیوان آب هم رویش به خوردشان می داد. قرص های نعنایی را كه از سنگر عراقی ها پیدا كرده بود نصف می كرد وبه جای استامینوفن به خورد ما می داد و در پاسخ سؤال نیمه هوشیارانۀ بعضی كه از چند وچون این قرص ها می پرسیدند می گفت آسپرین بچه است برای این كه بچه های خردسال بدقلقی نكنند آن ها را خوش بو می كنند و ادامه می داد:“ خارجی هستند دیگر، برای هر چیزی راه حلی دارند!“