مامانت رو ببر از تو مواظبت كند

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
هم سنم كم بود هم قدم كوتاه. گل بود به سبزه نیز آراسته شد! عازم خط مقدم شدیم. یكی از بچه ها كه با هم شوخی داشتیم می گفت:«مامات را هم با خودت ببر جلو از تو مواظبت كند. آن جا كسی نیست جایت را بندازد. لباس هایت را بشوید، هر دقیقه بگویی آب می […]
هم سنم كم بود هم قدم كوتاه. گل بود به سبزه نیز آراسته شد! عازم خط مقدم شدیم. یكی از بچه ها كه با هم شوخی داشتیم می گفت:«مامات را هم با خودت ببر جلو از تو مواظبت كند. آن جا كسی نیست جایت را بندازد. لباس هایت را بشوید، هر دقیقه بگویی آب می خواهم، دست شویی دارم، به دادت برسد». من هم دنبالش می كردم و پس كله اش را می گرفتم :«آخر جوجه خودت كه از من بچه ننه تری، فكر می كنی خیلی بزرگ شده ای؟ فقط قدت از من چند سانت بلندتر است و به همان اندازه البته عقلت كوتاه تر». بعد او هجوم می آورد و مرا به باد كتك می گرفت.