مازندران رفتن با رفیق نااهل

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
می خواهم بروم مازندران با رفیق نااهل (و آسیابان) در واقع، زبان حال مسافری است كه فریب دوست جاهل را خورده است. در این بازی بچه ها دور چادر جمع می شدند و چشم كسی را كه واقعاً می خواست به مرخصی و پایانی برود یا نقش مسافر را می پذیرفت می بستند. هر كس […]
می خواهم بروم مازندران با رفیق نااهل (و آسیابان) در واقع، زبان حال مسافری است كه فریب دوست جاهل را خورده است. در این بازی بچه ها دور چادر جمع می شدند و چشم كسی را كه واقعاً می خواست به مرخصی و پایانی برود یا نقش مسافر را می پذیرفت می بستند. هر كس (و بعضی اوقات یك نفر) به او ضربه ای می زد. و آن وقت چشمش را باز می كردند و از او می خواستند ضارب خود را شناسایی كند و چون این امر به سهولت ممكن نبود دوباره چشمانش را می بستند و همین طور تا آخر و جایی كه دیگر رمقی در او باقی نمی ماند.