مادربزرگت فوت كرده

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
حتی اگر یكماه در مرخصی می ماند با یكی دو روز تأخیر بر می گشت. وقتی هم از راه می رسید قیافه ای برای خودش درست می كرد كه فرمانده بگوید:«برو نخواستیم، از خیر خدمتت گذشتیم، برو هر وقت سرحال و قبراق شدی بیا والا همان جا بمان تا پایان دوره، بعد بیا تسویه حساب […]
حتی اگر یكماه در مرخصی می ماند با یكی دو روز تأخیر بر می گشت. وقتی هم از راه می رسید قیافه ای برای خودش درست می كرد كه فرمانده بگوید:«برو نخواستیم، از خیر خدمتت گذشتیم، برو هر وقت سرحال و قبراق شدی بیا والا همان جا بمان تا پایان دوره، بعد بیا تسویه حساب بگیر». برای همین هنوز حرفی نزده مسئولمان می گفت:«حتماً مادربزرگت فوت كرده؟ دیگر كسی را نداشتی كه بمیرد! فكر می كنم كسی را باقی نگذاشته باشی، هر چه بوده از پیر و جوان همه را یكی یكی برای دو، سه روز مرخصی از دم تیغ گذرانده ای».