لال نمیری

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
هوا فوق العاده صاف و آفتابی بود. همۀ نیروها از گردان های مختلف جمع شده بودند و روی زمین در فضای خوب و خنك نشسته بودند و دل توی دلشان نبود. به زودی معاون لشكر می آمد تا راجع به عملیاتی كه در پیش بود با بچه ها صحبت كند. همه چیز دست دست به […]
هوا فوق العاده صاف و آفتابی بود. همۀ نیروها از گردان های مختلف جمع شده بودند و روی زمین در فضای خوب و خنك نشسته بودند و دل توی دلشان نبود. به زودی معاون لشكر می آمد تا راجع به عملیاتی كه در پیش بود با بچه ها صحبت كند. همه چیز دست دست به دست هم داد و خوشحالی زاید الوصفی را فراهم كرده بود. ایام عید هوای دلپذیر بهاری و مهم تر از همه بوی خوش عملیات؛ این سرخوشی و خوشوقتی باید به نحوی بروز داده می شد. بچه ها یكی یكی راه باز می كردند و معاون محترم لشكر می آمد تا میكروفن بلندگوی دستی را بگیرد و صحبت كند كه اعلام كنندۀ برنامه در حالی كه بچه ها بلند شده بودند تا ابراز احساسات بكنند گفت:«لال نمیری ... تخم كفتر بخور»!